تبليغاتX
منابع طبیعی - بیابانهای زمین شناسی ایران

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

بیابانهای زمین شناسی ایران

5- فاز كوهزايي پاسادنين (8/1 ميليون سال پيش)

                در انتهاي پليوسن وآغاز كواترنر مهمترين رويداد تكنونيكي در ايران (پاسادنين) روي داده است (نبوي،1976) كه بر اثر آن رخدادهاي بسياري اتفاق افتاده و فلات ايران شكل امروزي خودرا بازيافته است. از جمله حوادثي كه در طي اين فاز كوهزايي رويداده است مي‌توان به چين‌خوردگي كنگلومراي هزار دره و آغاز پويايي آتشفشانهاي پليوكواترنر اشاره كرد (درويش زاده، 1370). بربريان و كينگ (1981) معتقدند كه رسوبهاي نئوژن خزر و كنگلومراي پليوسن فوقاني (سازند آقچاگيل)، طي همين فاز چين خورده‌اند. در كواترنر بخشهاي زيادي از ايران با نهشته‌هاي اين زمان پوشيده شده است كه شامل مخروط افكنه‌ها، دشت‌هاي سيلابي، كفه‌هاي نمكي، تپه‌هاي ماسه‌اي، نهشته‌هاي آب شيرين و آتشفشانها مي‌باشند (بربريان، 1974)( جدول شماره 1-3).

  شماره 1-1 ارتباط فعاليت هاي تكتونيكي با سازندهاي تبخيري و نقش آنها در ايجاد سازندهاي مزبور

علامت مشخصه سازند در نقشه زمين‌شناسي

سازند تبخيري حاصل از فعاليت تكتونيكي

نام حركت تكتونيكي

رديف

Km, Kg

لايه‌هاي گچ بخش فوقاني سازند لار

حركات كوهزايي سيمرين پسين

1

EG

لايه‌هاي گچي قاعده سازند زيارت

حركات كوهزايي كرتاسه

2

Mg,E2g,Sa – OLS,OLG

لايه‌هاي گچي بخش فوقاني سازند كند سازند قرمز زيرين، سازندقم

حركات تكتونيكي پيرنه

3

M1,M2,M3,M1-2,M

سازند قرمز فوقاني

حركات كوهزايي استرين

4

Qms , Qs

كفه‌هاي نمكي كواترنر

حركات كوهزايي پاسادنين

5

6- كوهزايي بايكالين يا كاتانگايي

اين كوهزايي در پركامبرين پسين اتفاق افتاده است. بر اثر اين كوهزايي، سنگهاي پيش از اينفراكامبرين ايران دچار گسل خوردگي، چين خوردگي و دگرگوني شد و همزمان با آن فعاليت ماگمايي نيز شروع گرديد. بر اثر كوهزايي كاتانگايي، پي سنگ پركامبرين ايران بصورت پلاتفرم نسبتاً‌پايدار در آمده و درياي كم عمقي آنرا پوشانده است كه بيشتر رسوبات آن از نوع تخريبي و در پاره‌اي موارد تبخيري است. اين وضعيت احتمالاً تا اواخر پالئوزوئيك ادامه داشته است. گسلهايي كه امروزه بنام هريرود، نهبندان، نايبند و كلمرد شناخته مي‌شوند به احتمال زياد در نتيجه كوهزايي‌هاي كاتانگايي بوجود آمده‌اند (نبوي، 1355). در بخشهايي از شمال استان خراسان در ممبر (1) سازند ميلا به همراه سنگ آهك به طور محلي اشكال دروغين نمك وجود دارد. ضمناً در مناطقي از خراسان نظير منطقه فردوس سازند كالشانه رخنمون دارد. وجود لايه‌هاي گچي، دولوميتي و شيلي كه داراي اشكال كاذب نمكي است دليل آن است كه در طي كامبرين مياني در ايران شرايط تبخيري حاكم بوده است (نبوي، 1355) و اين مسئله احتمالاً با حركات خشكي زايي كاتانگايي در ارتباط است. ضمناً تشكيل سازند باروت را مي‌توان از شواهد ديگر وقوع اين فاز كوهزايي بشمار آورد. سازند باروت از مهمترين سازندهاي تخريبي – تبخيري است كه در درياي كم عمق كامبرين تشكيل شده است. در قسمت بالاي اين سازند، كانيهاي تبخيري ايندريت در داخل دلوميت‌ها ديده مي‌شود كه اين موضوع بيانگر تشكيل اين بخش از سازند در شرايط تبخيري مي‌باشد.

7- كوهزايي كالدونين

حركات كوهزايي كالدونين را به بسته شدن اقيانوس كالدونين مربوط مي‌دانند. در مورد حركات كوهزايي يا خشكي‌زايي كالدونين در ايران اتفاق نظر وجود ندارد ولي مسلم شده است كه طي عملكرد اين كوهزايي، قسمت اعظم ايران از آب خارج بوده است. در خراسان دو زون ايران مركزي در مناطقي نظير فردوس، گناباد، تايباد و بجنورد سازند تبخيري پادها طي دوره دونين تشكيل شده است. اين سازند كه عمدتاً شامل ماسه سنگ قرمز، دلوميت و گچ است ناشي از تاثيرات خشكي‌زايي حركات كالدونين مي‌باشد (بربريان و كينگ 1981، اشتوكلين 1968).

8- حركات هرسي نين

در پالئوزوئيك پسين در نتيجه برخورد قاره گندواناي شمالي با قاره اروپا كوههاي هرسي نين بوجود آمد (دات و همكاران 1981). اغلب زمين‌شناسان و محققين نظير اشتوكلين (1974)، نبوي (1355)، بربريان (1976) و اشتامپلي (1978)، تاثير فاز هرسي‌نين در ايران را از نوع خشكي‌زايي مي‌دانند ولي مطالعات جديد، دلايلي حاكي از حركات كوهزايي هرسي‌نين در ايران را به اثبات رسانده است. تشكيل سازند تبخيري گچال در منطقه طبس را مي‌توان از نتايج حركات خشكي‌زايي هرسي‌نين در جنوب استان خراسان محسوب نمود. ممبر 4 اين سازند از شيل، دلوميت ژيپس دار و لايه‌هاي ژيپس تشكيل شده است. از ديگر شواهد تاثير حركات خشكي‌زايي هرسي‌نين در خراسان، تشكيل سازند تخريبي – تبخيري سرخ شيل مي‌باشد. اين سازند در چند نقطه از استان و از جمله در نواحي طبس، گناباد، بيرجند و فردوس ديده مي‌شود اين در حالي است كه عملكرد فاز خشكي زائي هرسينين فقدان وجود رسوبات كربونيفر در استان اصفهان را سبب شده است.

9- حركات سيمرين پيشين (اواخر ترياس)

از آغاز ترياس زيرين، قسمت اعظم ايران بوسيله درياي كم عمق اپي‌كنتيننتال پوشيده شده و راه اين دريا بطرف جنوب باز بوده است. در قسمت مركزي ايران، جزيره نعلي شكل ساغند وجود داشت كه مرداب لوت آنرا از شمال و غرب احاطه مي‌كرد (Reppin، 1365). اين وضعيت كم و بيش تا ترياس مياني برقرار بود. در ترياس مياني، تقريباً در سراسر ايران رسوبات دلوميتي ته نشين مي‌شد كه سازندهاي دولوميتي اليكا و دلوميت شتري (ناحيه طبس) از نمونه‌هاي آن مي‌باشند. در حد بين ترياس مياني و فوقاني (بعد از لادينين و قبل از نورين يعني حدود 195 تا 210 ميليون سال قبل)، فاز كمپرسيوني مهمي ايران را تحت تاثير قرار داده است كه در نتيجه بطور محلي بالا آمدگي‌ها، چين‌خوردگيها و دگرگوني‌هايي رخ داده و حوضه‌هاي رسوبي جديدي بوجود آمد (بربريان و كينگ، 1981). به عقيده اشتامپلي (1978) كوهزايي سيميرين پيشين در ايران اساساً حالت خشكي زايي دارد بويژه البرز شرقي، سلسله كوههاي طبس – كرمان، بلوك لوت و منطقه مشهد تحت تاثير اين فاز قرار داشته است. در اثر حركات سيميرين پيشين، بخشهايي از ايران از آب خارج و محيط گرم و مرطوب براي توسعه جنگلهاي عظيم فراهم شد. فرسايش سازندها و تشكيل رسوبات لاتريتي و خاك نسوز در شرايط آب و هوايي گرم بفراواني در كشور در اين زمان رخ داد. سازند تبخيري بغمشاه، سازند سنگ آهك پكتن و ژيپس دار، سازند نار، سازند ژيپس مگو و لايه‌هاي قرمز گره‌دو غالباً در شرايط دريايي كم عمق و يا در حوضه‌هايي كه ارتباط خود را با دريا از دست داده‌اند، تشكيل شده‌اند و احتمالاً حركات سيميرين پيشين در تشكيل اين گونه سازندهاي تبخيري مؤثر بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 7:35  توسط محمد خسروشاهي  |