بیابانهای زمین شناسی ایران
وجود لايه هاي ضخيم گچ و نمك و ساير سنگهاي تبخيري موجود در كوهستانهاي حاشيه اي ايران مركزي و همچنين گنبدهاي نمكي موجود در برخي از مناطق ساحلي جنوب و دشتهاي مركزي علاوه بر اينكه نقش بسيار موثري در پيدايش بيابانهاي ايران داشته اند، بدليل شوركردن آبهايي كه از مجاور آنها عبور مي نمايند نقشي فزاينده در گسترش بيابانها دارند. باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور علاوه بر ايجاد سيلاب كه باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند از اين نظر مي توان گفت گسترش بيابانهاي زمين شناسي در فلات ايران تنها به پهنه هاي پوشيده از نمك تحت عنوان كفه ها و باتلاقهاي نمك و سفره هاي آب شور زير زميني محدود نيست بلكه بزرگترين مشكل وجود تشكيلات زمين شناسي محتوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك مي باشد كه تقريباً در اكثر نقاط ايران وجود دارد و به صورت مركز اصلي پخش نمك عمل مي كنند كه در بخش سطحي توسط آب و احياناً باد و در قسمت عمقي بوسيله نفوذ جريان آب شور اثرات مخرب خود را در زمين هاي اطراف برجاي ميگذارند و به نوعي سبب تشكيل بيابانهاي ثانويه مي شوند. به همين دليل هم زمين شناسان بر خلاف بيولوژيست ها و يا كارشناسان امور زيستي كه گناه پيشروي بيابان را به گردن ندانم كاري ساكنان كوير و چراي بيش از حد شتر يا بز نسبت مي دهند، حدوث بيابان را در شرايط زمين شناسي و موقعيت ناهمواريهاي سطح زمين (ژئومورفولوژي) جستجو مي كنند كه در طول زمان اثر عمده داشته و امروز ما وارث آن شرايط گذشته زمين شناسي مي باشيم(khosroshahi,1384). از اين رو بايد گفت يكي از عوامل اصليگسترش مناطق بياباني، ساختار زمينشناسي و نوع ليتولوژي سازندهاي مختلف تشكيل دهنده حوضهها است زيرا انواع سازندهاي تبخيري و ريزدانه حاوي املاح مخرب در گسترش بيابانها نقش اساسي دارند. ...ادامه دارد...

