تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

سال نو بر شما مبارک باد

 

 تعطیلات خوبی داشته باشید

بدرود تا روز ۱۵ فروردین ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:54  توسط محمد خسروشاهي  | 

قضاوت با خودتان‘ راست یا دروغش را نمی دانم

 به آسمان نگاه کنيد، زلزله ها از آسمان می آيند

مدتی است که با يک تکنولوژی استثنائی به اسم "هارپ" آشنا شده ام و در پیامد اين آشنايی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل "HAARP"  را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند... اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزيزی که با زبان انگليسی آشنايی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به اين معنی است که از طريق هارپ هر  آسيب و بلايی  که دلشان می خواهند سر مردم دنيا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان "پدیده های طبیعی" تقديم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.

حوادث طبيعی در طول ميلیون ها سال طبيعی بوده اند بغير از دهه های اخير که اين حوادث برخی طبيعی و برخی ديگر از طريق تکنولوژی های پيشرفته توليد و به جان و مال مردم لطمه ميزنند. اين حوادث ظاهراً طبيعی که غير طبيعی توليد ميشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سيل های بی شاخ و دم) را امروزه از طريق فرستادن ماکرو ویو (microwave) از ماهواره ها و پروژه هاي هارپ بوجود می آورند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 14:32  توسط محمد خسروشاهي  | 

پنجمين روز هفته منابع طبيعي و داستان مردي كه از طريق توسعه گردشگري روستايي صاحب نام شد

امروز براي شركت در مراسم پنجمين روز از هفته منابع طبيعي و آبخيزداري با نام منابع طبيعي، مراتع (طبيعت گردي، گياهان دارويي و بهره برداران) به مركز آموزش منابع طبيعي دكتر جوانشير كرج رفتم. در سالن اجتماعات، جمع زيادي از عشاير و طوايف مختلف بهره برداران از مراتع و همچنين مدعوين ديگري از دانشگاهها و سازمانها و مؤسسات ديگر و كارشناسان منابع طبيعي نيز در اين جمع حضور داشتند. دو سخنران دولتي (آقاي كوشا از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، و آقاي جهانشاه صديق از سازمان امور عشاير و آقاي مهندس مقدسي از سازمان جنگلها هم بعنوان مدير جلسه ) و دو سخنران از عشاير در پشت ميز جايگاه حضور داشتند. آقاي كوشا (كه موفق به شنيدن سخنراني كامل ايشان نشدم) اشاره به شناسايي 4000 سايت مستعد گردشگري داشت و از سرمايه گذاري 2.2 ميليارد دلاري سازمان براي توسعه گردشگري سخن گفتند. اقاي صديق مسئول سازمان امور عشاير بحثي را در مورد چون و چرايي تخريب مراتع داشتند كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد

- نداشتن احساس مالكيت مراتع عشايري (دولتي بودن مراتع) براي اين قشر از بهره برداران

-در اختيار قرارگرفتن سطح زيادي از مراتع عشايري بوسيله ارتش و پادگانها ( ايشان اشاره داشتند كه همين مراتع عشايري در زمانهاي مناسب از طريق ارگان مربوطه به عشاير اجاره داده مي شود)

- كندن بوته ها براي سوخت به دليل نداشتن گاز، گازوئيل و نفت (قرار بوده در برنامه چهارم توسعه اين مسئله بكلي حل شود)

- و سر انجام پيداشدن سر و كله خان هاي گذشته با ادعاي مالكيت سطح وسيعي از مراتع كه متاسفانه گاهي اوقات سفارشاتي هم از طريق برخي مسئولين محلي در باره آنان مي شود

پس از صحبت هاي نمايندگان عشاير بالاخره نوبت به جوانكي بنام حسن بزرگري رسيد كه در روستاي خود بنام بوانات يك سايت گردشگري راه اندازي كرده بود و اكنون در داخل و خارج صاحب نام شده است و اما داستان ايشان؛

حسن آقا گفت: در يك سرشب باراني مردي موتورسواربه روستاي ما رسيد كه بدليل شدت باران در گوشه اي ايستاده بود و من ديدم فردي غريب به نظر مي رسد او را به خانه دعوت كردم. ايشان يك گردشگر آلماني بود و قرار بود از ايران بگذرد. من فقط يك اطاق داشتم و براي شام هم دم پختك با گوجه داشتيم كه خجالت مي كشيدم براي ايشان بياورم. خلاصه شب به صبح رسيد و من ايشان را به آبادي و چادر هاي عشاير بردم، آبشار روستا و جنگلهاي اطراف را نشانش دادم و ايشان از روستا، چادر ها و ساير جاهاييكه ديده بود بسيار خوشحال به نظر مي رسيد. ايشان رفت و بعد از مدتي دو گردشگر ديگر از آلمان بسراغ من آمدند و گفتند دوست ما كه قبلا اينجا را ديده بما سفارش كرده كه حتما اينجا را ببينيم. بعد از رفتن اينها و گذشتن مدتي 8 نفر ديگر بسراغ من امدند خلاصه من هم در اين مدت حياط و منزل را توسعه دادم، همسر و دو دخترم  را آماده براي آشپزي و پذيرايي از ميهمانان كردم عكسهايي از آبشار روستا گرفتم و به هتل ها بردم و در كنار حافظ و سعدي و مناطق ديدني كه در هتلها تبليغ شده بودند گذاشتم. پس از مدتي گروهي از روسيه بسراغم آمدند و به تدريج گروه گروه از خارجيان بسراغ من آمدند و بعدها متوجه شدم كه در تلويزيون روسيه و برخي كشورها اين روستا را تبليغ مي كنند.  در اين مدت يكي دوبار به خارج رفتم كه آشنايي بيشتري در اين باره پيداكنم و اكنون پس از گذشت 5 سال آنقدر پولدار شدم كه 5 آژانس هواپيمايي دارم، ويلا(يا ويلاهايي) در كنار دريا خريدم. چندي پيش بعنوان  اسپانسر شركتي خارجي انتخاب شدم و 700 ميليون تومان بمن دادند بطوريكه 300 ميليون تومان به دخترم دادند كه هنگام پذيرايي فقط آرم شركت آنها را روي لباس خودش نصب كند و خلاصه روستا هم آبادتر شده و كلي كارآفريني شده است. اكنون براي بازديد از چادرهاي عشايري 500 دلار يا بيشتر پول پرداخت مي كنند براي ديدن پخت نان و يا همان چايي كه روي آتش درست مي كنيم دلار پرداخت مي كنند و مهمتر ازهمه اينها عاشق سادگي و مهمان نوازي ما هستند و اين مهمترين رمز موفقيت بنده است. اكنون هم هر كسي مي تواند اين راه را ادامه دهد راهي كه هيچ هزينه برايم نداشته است.


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 13:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

مصاحبه اي خواندني از استاد فرزانه-دكتر فرج اله محمودي «پدر دانش ژئومرفولوژي ايران»

تا چند سال پيش آقاي دكتر محمودي را نمي شناختم براي اولين بار ايشان را در دانشگاه تربيت مدرس در کلاس درس ژئومرفولوژی دوره دكتري (۱۳۷۶) ديدم. دست بر قضا موقعيتي پيش آمد و پاي دكتر به بخش تحقيقات بيابان-موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور باز شد تا طرحي تحقيقاتي براي بيابانهاي ايران تعريف شود. مسئوليت اجرايي اين طرح بزرگ بعهده من واگذار شد و دو سه سالي دكتر براي مشاوره و رهنمودهاي لازم، هفته اي يك روز را در بخش بيابان حضور داشتند. اينجا بود كه با سلوك ناهمتاي دكتر آشنا شدم و حقيقتا بايد از ايشان بعنوان استاد علم و اخلاق ياد كنم. افتادگي و تواضع دكتر محمودي براي من ستودني بود. رفت و آمد ايشان براي روزهايي كه به موسسه مي آمدند، بر خلاف برخي معدود از اساتيدي كه بايد حتما خودرو مدل بالايي درب منزل ترمز كند، بوسيله ميني بوس اجاره اي موسسه بود ايشان براي رفت و آمد صبح و عصرحتي مجبور بود مسافتي از منزل تا محل ايستگاه سرويس را پياده طي كند. به هر حال طرح مورد نظر سر انجام پس از 10 سال به پايان رسيد و در اواخر سال 1386 گزارش نهايي آن تحويل موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور گرديد. باورم اين است كه اگر امروز قلمرو فراخ بيابان‌ها و كويرهاي ايران‌زمين پس از ۱۰ سال کار تحقیقاتی، براي نخستين بار صاحب شناسنامه‌اي جامع شده و متناسب با هر گرايش تخصصي، بازنمودي از بيابان را ارايه می دهد، بيش از هركس اين افتخار بايد به نام مردي خستگي‌ناپذير ثبت شود كه به درستي از او با نام «پدر دانش ژئومرفولوژي ايران» ياد شده است. صميمانه از پروردگار مهربان مي‌خواهم تا فرج‌الله محمودي را هر جا كه هست، همچنان سرافراز دارد و اين بوم و بر مقدس و فرزندان پاكنهادش بتوانند تا آينده‌اي دور از مواهب علمي، انديشه‌هاي ناب و سلوك ناهمتاي اين استاد گرانسنگ بهره‌مند شوند.

در بخشي از اين مصاحبه و با توجه به مشكلات موجود دانشگاهي در زمانه حاضر، دكتر مي گويد؛ اكنون علم در درجه اول به ابزاري براي گذراندن زندگي تبديل شده است. يعني مثل كسي كه هنري دارد، نجار، نقاش و موسيقي دان، البته حق هم دارد كه زندگي كند. ولي اگر قرار باشد تمام تلاش ها در يك زمينه ي علمي به سمت ارتزاق برود، به نظر من آن علم نه تنها رشد نمي كند، بلكه مرتبا افول مي كند. در بخشي ديگر مي گويد، تا زماني كه ارتباطي منطقي بين سازمانهاي آموزشي و اجرايي برقرار نشود ، به عبارت ديگر ، تا زماني كه نيازها و مشكلات جامعه، از طريق سازمان هاي اجرايي به سازمانهاي آموزشي، مثل دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي، ارجاع نشود و تا زماني كه نظريه هاي مراكز آموزشي و تحقيقاتي جنبه ي كاربردي پيدا نكند، مسئولين ما متوجه اهميت سهم علوم متفاوت در اداره كشور نمي شوند. اين مصاحبه را در اینجا بخوانيد

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 12:0  توسط محمد خسروشاهي  | 

هفته منابع طبیعی و آبخیزداری گرامی باد

 

روزشمار هفته منابع طبيعي امسال كه در خبرنامه موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور به چاپ رسيده بود برايم قدري تامل براگيز بود. چرا كه اولا در عنوان جدول روزشمار، هفته منابع طبيعي و آبخيزداري نوشته شده بود ثانيا تمامي روزهاي هفته را كه نگاه كردم پشت بند منابع طبيعي، عناوين آبخيزداري، مراتع، قانون و خلاصه عناوين مرتبط با اين هفته بجز بيابان زدايي(مهار بيابانزايي) ديده مي شد اما چرا از بيابان و بيابانزدايي يادي نشده برايم جاي سئوال است(بگذریم که مهار بیابانزایی یک روز جهانی هم دارد) . بنده هيچگونه حساسيتي روي آبخيزداري ندارم زيرا گذشته از اينكه تحصيلاتم در زمينه آبخيزداري بوده است در بسياري از موارد حتي آبخيزداري را نوعي عمليات بيابانزدايي يا بعبارت بهتر مهار بيابانزايي مي دانم (اینجا را ببینید) اما به فراموشي سپردن روز بيابان و بيابانزدايي در هفته منابع طبيعي آنهم وسيعترين عرصه اي كه دست بر قضا سخت ترين شرايط را براي كار و پژوهش به خود اختصاص داده است كار درستي به حساب نمي آيد چرا که معمولا این هفته تا حدودی مورد توجه رسانه های تصویری و نوشتاری و مسئولین قرار می گیرد.  باید اذعان کرد که در حال حاضر منابع طبیعی و محیط زیست با شرایط دشواری روبرویند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 15:43  توسط محمد خسروشاهي  |