تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

بیابان زایی و مهار آن از نگاهی دیگر (به بهانه روز جهانی مقابله با بیابان زایی)

 

كنترل بيابان زايي                                               ( قسمت دوم)

         

 در اين زمينه روش هايي براي كنترل بيابان اعم از نهالكاري، بذرپاشي، قرق و امثال آن تا كنون بسيار گفته شده و نوشته شده است، ولي آيا با استفاده از اين روش ها توانسته ايم بر مشكلات بيابانزايي غلبه كنيم؟ مي بينيم بازخورد آنها آنچنانكه شايسته است نتيجه زضايت بخشي نداشته است. البته اين مسئله را نبايد كتمان كرد كه كار در مناطق بياباني بسيار سخت و طاقت فرساست چرا كه سالها در اينگونه مناطق بياباني كار كرده ام و سختي و مرارت كار را از نزديك با گوشت و پوست و استخوان لمس كرده ام اما از برآيند كار راضي نيستم هر چند كه موفقيت هاي خوبي هم داشته ايم. شايد يكي از دلايل موفقيت كمتر كارهاي بيابان زدايي توجه بيشتر به امور فني و توجه نكردن يا به عبارتي توجه كمتر به مسايل اجتماعي و اقتصادي و بافت جامعه حاكم در مناطق كاري بوده است و حتي فراتر از آن شايد بتوان گفت ما تك بعدي كار كرده ايم چه بسا منابع طبيعي كار خودش را و كشاورزي نيز كار خودش را بدون توجه به اشتراكات بسيار نزديك اين دو بخش از بدنه يك وزارتخانه براي رفع مشكلات بيابان زايي انجام داده اند. در اين مورد اگر به توضيحات قبلي رجوع كنيم آثار مديريت درست امور كشاورزي و آبياري در كاهش اثرات بيابان زايي كاملا قابل درك است يعني مي توان گفت در امور كشاورزي هر طرح و برنامه اي كه در جهت ارتقا و بهبود كيفيت و كميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غير مستقيم راهكاري در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. بنا بر اين با اجراي برنامه هايي براي افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي با استفاده از روشهاي علمي و مدرن آبياري (كوزه اي ، قطره اي، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جويي در مصرف آب، كنترل و استفاده بهينه از منابع آبهاي سطحي موجود، مطالعه و اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب و تغذيه مصنوعي و همچنين برخي اقداماتي كه مستقيما در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، كنترل بهره برداري چاههاي داراي پروانه و امثال آن راهكارهايي براي تقويت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند.

در ارتباط با مسايل اجتماعي و اقتصادي بيابان زايي نيز اين واقعيت را بايد قبول كرد كه مسايل و مشكلات فعلي بيابان و بيابان زايي در ايران صرفا مشكلات فني و تكنيكي نيست بلكه مسايل ساختاري و اجتماعي و چه بسا سياسي است.  در حوزه وسيع و گسترده بيابان سر و كار ما بيشتر با جامعه روستائي است بنابراين شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی از جمله توفيقات كاري محسوب مي شود. وضع جوامع روستائي در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي ويژگيهاي خاص خود را دارد ارتباط اين جامعه با محيط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط و عرف خاصي در سطح روستا گرديده كه بسته به شرايط محيط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراين در هر برنامه اي كه در ارتباط با جامعة روستايي باشد، شناخت ساختار اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي روستا و عملكرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحي نه تنها با موفقيت همراه نخواهد بود بلكه باعث بروز ناهماهنگي و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، فعاليتهاي چند دهه اخير بيابان زدايي تا حدودي گوياي اين واقعيت است زيرا در اغلب طرحهايي كه تاكنون به مرحله اجرا در آمده به وضعيت اجتماعي و اقتصادي مردم كمتر توجه شده است به طوري كه مردم در مقام معارضه با منابع طبيعي بوده اند. در این زمینه بايستي خلاء ناشي از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود ضمن آنكه اقدامات قانوني در برابر متجاوزين به منابع طبيعي براي هر قشري از جامعه با قاطعيت اجرا شود.

- اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ايران با زمينه مناسب اقليمي و تابش آفتاب در بيشتر مناطق و در اكثر فصول سال همچنين وجود مناطق واجد پتانسيل بالاي باد و قابليت هاي توليد انرژي زمين گرمايي زمينه لازم و مناسبي براي استفاده و گسترش انرژيهاي نو و پاك فراهم است.  انرژی خورشیدی و باد ، از جمله منابعی هستند که در كشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراواني یافت می شوند، با شناخت مكانهاي مناسب اين منابع و بكارگيري ابزار مناسب براي تبديل آنها به انرژی هاي ديگر مي توان از اين منابع غني به عنوان يك نيروي تكميل كننده و ياري رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد. در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری و روستايي را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد

 - بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساکنان بیابان: اكنون در مجامع ذيربط بين المللي فقر بعنوان يك عامل بيابان زايي شناخته شده است بنا براين براي مبارزه با بيابانزايي، اهميت عوامل اقتصادي را نيز بايد مد نظر داشت. كشاورزي و دامداراي در اراضي خشك يا وجود ندارد و يا اينكه مانند كشاورزي و دامداري در اراضي حاصلخيز، پر منفعت نيست. در اين مناطق دولت بايد به مردمي كه در كوير و بيابان زندگي مي كنند كمك كند و از لحاظ اقتصادي زندگي اين مردم را در سطح معقولي تامين كند. اين كمك هاي اقتصادي شامل وام بلاعوض، ‌معاضدت در تهيه علوفه ارزان براي دامهاي آنان و رساندن تجهيزات و لوازمات لازمه مي باشد. امروزه از پتانسيل هاي موجود در بيابان و ايجاد درآمد براي ساكنين اين مناطق در بسياري از كشورها برنامه ريزي هاي خوبي انجام گرفته است كه يك نمونه آن بحث اكوتوريسم يا طبيعت گردي است

مناطق بياباني ايران سرشار از جاذبه هاي توريستي و گردشگري هستند. شايد بتوان گفت اكثر شهرها و يا حتي برخي از مناطق روستايي واقع در نواحي بياباني داراي آثار فرهنگي و يا جاذبه هاي تاريخي و طبيعي منحصر به فرد هستند. از يزد و كاشان و اصفهان گرفته تا كرمان و خراسان و سمنان و... كه همگي در محدوده مناطق بياباني ايران قرار گرفته اند و هريك از شهرهاي اين استانها ويژگيهاي خاص تاريخي-فرهنگي و طبيعي خود را دارند كه مي توانند در جذب گردشگران داخلي و خارجي بخوبي نقش ايفا كنند. از كويرهاي نمك بيابانهاي مركزي تا شهر افسانه اي كالوت هاي لوت و تپه هاي شني اطراف هر يك از شهرها و روستاهاي مناطق فوق با برنامه ريزي و مديريت درست مي توان درآمد قابل توجهي براي عمران و آباداني مردم همان سرزمين كسب كرد كه خود  راهي در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود.

- کنترل جمعیت و تولید اشتغال: از آن جائي كه رشد جمعيت در روستاها بيشتر است و از طرفي سطح اراضي زير كشت نيز محدود مي باشد با افزايش جمعيت دو مسئله پيش ميايد یا فشار روي زمين زياد مي شود و ممكن است همين امر موجب فرسايش خاك و بياباني شدن اراضی شود يا اینکه عده اي به شهرها هجوم بياورند و مشکلات حاد اجتماعی یا سیاسی دیگری را سبب شوند. براي رفع اين مشكل دولت مي تواند با آوردن صنايع سبك و ديگر صنايع مربوطه در مناطق روستايي اقدامات مناسبی انجام دهد به اين ترتيب نه تنها شغل و كار و حرفه براي مردم مناطق خشك و بياباني ايجاد مي شود بلكه از فشار آنها به مراتع نیز كاسته می شود مسلما تشويق مردم در جهت كنترل جمعيت براي زندگي بهتر نيز بايد همواره در سرلوحه برنامه هاي دولت قرار داشته باشد.

- استفاده از تکنیک های جدید و مناسب برای کشاورزی در بیابان:

قبلا اشاره كردم كه دو مسئله مهم و اساسي براي كشاورزي در بيابان كمبود آب و تبخير شديد آفتاب است. يعني در اين مناطق آب و خاك مناسب براي كشاورزي كم (و شور ) است، بنا بر اين براي رهايي از اين وضعيت بايد شرايط بصورتي فراهم شود كه تا آنجا كه ممكن است از هدر رفت آب در اين مناطق جلوگيري شود. بعبارت ديگر بايد از کمترین فضا بیشترین و بهترین تولید حاصل شود كه در اين زمينه مي توان استفاده از گلخانه و كشت گلخانه اي را توسعه داد. كما اينكه در سالهاي اخير برای استفاده بهینه از آب و زمين براي کشت انواع محصولات در بعضي از مناطق بياباني كشور به كشت گلخانه اي مبادرت شده است. اين كار را بايد به فال نيك گرفته و سايرين را تشويق به اين كار كرد. اين كار در شهرك گلخانه اي استان قم  صورت گرفته است كه بايد مورد حمايت بيشتر كارشناسان و مسئولين مربوطه قرار گيرد زيرا در حال حاضر گلخانه ها در وضعيت مطلوبي نيستند. اين روش ها در پاره ای از كشور ها همراه با تحقيقات كافي انجام شده است كه بايد از تجربيات خوب آنها استفاده كرد. قصد بنده از اين قسمت بحث معرفي راهكارهاي مناسب براي حداكثر استفاده از محدوديت هاي خاك و آب در بيابان و جلوگيري از توسعه سطح كشت در مناطق بياباني است

                                                                                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 8:17  توسط محمد خسروشاهي  | 

به مناسبت سی امین سالگرد درگذشت معلم شهید دکتر علی شریعتی

 چه زيباست دعاي معلم شهيد دكتر علي شريعتي و امروز سخت نيازمند اين دعاييم.  

ای‌ خداوند! به‌ علمای‌ ما مسئوليت،

و به‌ عوام‌ ما علم‌، و به‌ مؤمنان‌ ما روشنايی،

و به‌ روشنفكران‌ ما ايمان،‌ و به‌ متعصبين‌ ما فهم،

و به‌ فهميدگان‌ ما تعصب،‌ و به‌ زنان‌ ما شعور، و به‌ مردان‌ ما شرف‌،

و به‌ پيروان‌ ما آگاهی‌، و به‌ جوانان‌ ما اصالت،

و به‌ اساتيد ما عقيده،‌ و به‌ دانشجويان‌ ما نيز عقيده،

و به‌ خفتگان‌ ما بيداری‌، و به‌ دينداران‌ ما دين،

و به‌ نويسندگان‌ ما تعهد، و به‌ هنرمندان‌ ما درد، و به‌ شاعران‌ ما شعور،

و به‌ محققان‌ ما هدف،‌ و به‌ نوميدان‌ ما اميد، و به‌ ضعيفان‌ ما نيرو،

و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخی، و به‌ نشستگان‌ ما قيام،

و به‌ راكدان‌ ما تكان،‌ و به‌ مردگان‌ ما حيات،‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه،

و به‌ خاموشان‌ ما فرياد، و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌،

و به‌ شيعيان‌ ما علی،‌ و به‌ فرقه‌های ما وحدت،

و به‌ حسودان‌ ما شفا، و به‌ خودبينان‌ ما انصاف،

و به‌ فحاشان‌ ما ادب،‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر، و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی،

و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصميم، و استعداد فداكاری،‌ و شايستگی نجات‌ و عزت‌ ببخش!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 9:37  توسط محمد خسروشاهي  | 

بیابان زایی و مهار آن از نگاهی دیگر (به بهانه روز جهانی مقابله با بیابان زایی)

بيابان زايي چيست و چگونه اتفاق مي افتد؟     (قسمت اول)

 اجازه مي خواهم از تشريح عوامل بيابان زايي نظير بوته كني، چرای مفرط و خارج از فصل دام در مراتع ، تبديل مراتع به ديمزار، برداشت بي رويه آب از سفره هاي آب زيرزميني، معدن كاوي و بهره برداري از معادن، جاده سازي و توسعة شهرها و روستاها و امثال آن كه ساليان سال گفتيم و نوشتيم خودداري كنم و به يكي دو مورد از موارد حاد آن بپردازم و سپس راههاي مهار و كنترل آن را از نگاهي ديگر (اگر نگويم جديدتر) بيان كنم.

اگر بيابان زايي را بر اساس تعريف كنوانسيون بيابان زايي تعريف كنيم؛ مي گويد تخريب سرزمين در مناطق خشك و نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب در اثر عواملي مانند عوامل انساني و عوامل طبيعي. در زمان حاضر عوامل طبيعي، آنچنان نقشي در بيابان زايي ندارند البته خشك سالي‌هايي كه به وقوع مي‌پيوندد بيابان زايي را  تشديد مي‌كند ولي در ايران ما اين عوامل انساني هست كه بيشتر باعث بيابان زايي ميشود و شايد مهمترينش افزايش جمعيت باشد. ما در سي چهل سال پيش اين جمعيت را نداشتيم. ببينيد جمعيت ما در چهل سال پيش چقدر بوده و الان چقدر است؟ فشار اين جمعيت هم مخصوصا جمعيت روستايي روي زمين هست . اجازه بدهيد مثال ملموس تري در ارتباط با اين موضوع و ارتباطش با بيابان زايي ارايه كنم. هرچند امكانات روستا ها در حال حاضر نسبت به چند دهه پيش تغييرات قابل توجهي داشته است و حقيقتا از لحاظ تامين آب و برق و امكانات مشابه با قبل قابل مقايسه نيست ولي آيا در همين مناطق، بيابان زايي نسبت به قبل كمتر شده است ؟ 20-30 سال قبل روستايي كه 20 يا 30 خانوار جمعيت داشت اكنون دو برابر شده است مسلما اين تعداد افراد در روستا به كار  كشاورزي يا دامداري مشغولند. از طرفي براي كشاورزي در مناطق بياباني زمين و آب محدود است پس با اين وجود روستايي يا بايد به شهر بيايد و جذب كارهاي كاذب شود و يا در روستا زمين بيشتري اضافه كند و كار كشاورزي كند. زمين بيشتر هم آب بيشتر مي خواهد در بيابان كه نمي شود ديم كاري كرد! آنگاه بدون توجه به امكانات سفره آب زيرزميني و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عميق مي كنيم! آب پمپاژ مي شود ، با پمپاژ بي رويه آب، علاوه بر آنكه سطح آب زيرزميني پائين ميرود ، تعادل هيدرو استاتيك بين آب شور و آب شيرين بهم مي‌خورد. آب شيرين كه پمپاژ شد آب شور زير زمين به طرف سفره‌ي آب شيرين هجوم مي آورد و در پمپاژ‌هاي بعدي يواش يواش آب شور ميشود، آب شور كه بالا آمد در سطح زمين خاك را شور مي‌كند خاك كه شور شد محصول كم ميشود  كيفيت محصول كه پايين آمد زمين همجوار و جديد بزير كشت مي رود و اين روند ادامه مي يابد تا وقتي كه به خود مي آييم و مي بينيم كه در روي زمين شوره زار و كوير درست كرده ايم و در زير زمين سطح سفره آب آنچنان افت كرده كه بايد چاه را كف شكني كنيم. ايكاش كه كار به همين جا ختم مي شد. (همه حرف من اين است كه دولتي كه مي گويد مردم در روستا بمانيد و به شهر نياييد و روستا را آباد كنيد اگر برنامه ريزي درستي براي روستايي نداشته باشد عاقبتش اين است. پس  بايد اشتغال ديگري براي روستائيان ايجاد كند تا فشار آنها از مرتع و منابع طبيعي برداشته شود).  در حال حاضر اين پديده بيابانزايي و كوير زايي در بسياري از مناطق ايران بصورت يك چالش‌اساسي و جدي بروز كرده است كه نمونه بارز آن را مي توان در استان كرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان كه در اوايل انقلاب پمپاژ چاه‌ها در عمق 50  تا 80 متري از سطح زمين قرار داشت اكنون به 300 متر و بيشتر افزايش يافته و كيفيت آن نيز در بسياري از مناطق در نتيجه نفوذ آب‌هاي شور مورد تهديد جدي قرار گرفته و از بد به بدتر تبديل شده است. كارشناسان پيش بيني مي كنند در صورتي كه چاره‌اي براي انتقال آب به اين دشت صورت نگيرد (انتقال بين حوضه‌اي آب) تخريب باغات و سفره‌هاي آب زير زميني ادامه مي يابد و سالانه حدود پنج هزار هكتار از باغهاي پسته با شيرابه كوير كه از اعماق بيش از 300 متر پمپاژ مي شود, شور و قليايي مي شود. به اين ترتيب در يك مقطع زماني بيست ساله كليه اين باغات به شهر سوخته‌اي تبديل خواهد شد كه شايد اصلاح آنها حتي با انتقال آب كافي و با كيفيت مطلوب هم ديگر امكانپذير نباشد و در يك كلام تبديل به بيابان خواهند شد.

پس در اين بخش ما دو معضل داريم يعني با افزايش سطح كشاورزي ، سطح بيابانها و شوره زارها را گسترده تر كرده ايم ؛ دوم اينكه علاوه بر افت سطح آبخوانها، كيفيت آب را هم بدتر كرده ايم و خواسته يا ناخواسته در جهت بيابان زايي گام برداشته ايم. در اين مورد وزارت نيرو آماري ارايه كرده است كه بر اساس آن از 400 دشتي كه در كشور داريم حدود 176 دشت با تراز منفي آب روبرو هست و در جاي ديگري گفته است 67 درصد آبخانه‌هاي كشور با تراز منفي آب روبروست. تاسف بار تر از آن اين است كه 70 درصد اين آب كمياب و  پر هزينه تا رسدن به سر مزرعه تلف مي شود بعبارت ديگر راندمان آب كشاورزي در كشور ما حدود 30 درصد برآورد مي شود . از طرفي در طول اين سي چهل سال كه حدود 9 متر افت آب داشته ايم متاسفانه تعداد سيلاب‌ها از 202 مورد در دهه‌ي سي به حدود2000 در دهه ۸۰ رسيده است يعني بر خلاف اين كه ما افت آب در زير زمين داريم در روي زمين سيلاب داريم و اين حكايت از مسائلي ميكند كه به هر حال اين آبي كه بايد در عرصه نفوذ بكند و آبخانه‌ها را تغذيه كند منجر به سيلاب شده است پس يك شاخص ديگر هم از آثار و عوارض بيابان زايي پيدا شد. سيلخيزي !! دليلش چه چيزي مي تواند باشد؟ کاربری نادرست اراضی و  تخريب پوشش گياهي!! متاسفانه آمار دامي هم كه الان در كشورمان ارايه مي شود تقريبا سه برابر ظرفيت چرايي مراتع است چيزي حدود 107 ميليون راس واحد دامي و در طول مدت هفت يا هشت ماه از مراتع استفاده مي‌كنند. به اين ترتيب مهمترين عوامل بيابان زايي و يا موثرترين آنها شناخته شد. البته تمام تقصير را نبايد به گردن جامعه روستايي گذاشت بلكه در اطراف همين پايتخت (پاياب حوضه) آثار بيابان زايي كاملا مشهود است.     ...ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 9:33  توسط محمد خسروشاهي  | 

جمع بندی نتایج:

سيل‌ يك ‌پديده ‌طبيعي ‌است‌ كه ‌جوامع ‌بشري‌ آن‌ را به ‌عنوان ‌يك ‌واقعه ‌اجتناب ‌ناپذير پذيرفته‌اند اما رويداد، اندازه ‌و تكرار سيل‌ ناشي‌ از عوامل‌ متعددي ‌است‌ كه‌ بسته ‌به ‌شرايط اقليمي‌، طبيعي‌ و جغرافيايي‌ هر منطقه ‌تغيير مي‌كند.بهمين‌ دليل ‌رابطه ‌بين ‌بارندگي ‌و رواناب ‌به ‌طور محسوسي ‌از حوضه‌اي ‌به‌ حوضه‌ ديگر فرق‌ مي‌كند و نه‌ فقط هر حوضه‌ بلكه‌ هر زير حوضه‌ شرايط و يژه‌ خود را دارد كه‌ با يستي‌ مستقلاً مورد بررسي‌ قرار گيرد. با توجه‌ به ‌اينكه ‌براي ‌جلوگيري ‌از بروز اينگونه ‌پديده‌هاي ‌زيانبار در حال‌ حاضر نمي‌توان ‌در عوامل‌ و عناصر جوي‌ تغييري ‌ايجاد نمود. بنابراين‌ هرگونه ‌راه ‌حل‌ اصولي ‌و چاره ‌ساز را بايد در روي‌ زمين‌ و اختصاصاً در حوضه‌هاي ‌آبخيز جستجو كرد از این نظر ‌مناطقي ‌كه ‌پتانسيل ‌بالايي‌ در توليد سيل‌ دارند بايد بطريقي شناسايي ‌شوند. در اين‌ ارتباط اولين‌ اقدامي ‌كه‌ براي ‌كاهش ‌خطر سيل‌ مطرح ‌مي‌شود مهار سيل ‌در سر منشاء آن ‌يعني‌ زيرحوضه‌هاي ‌آبخيز است‌.مسلماً براي‌ انجام‌ اينكار نياز به ‌شناسايي ‌مناطق‌ سيل ‌خيز در داخل‌ حوضه‌ مي‌باشد، زيرا به ‌دليل ‌وسعت ‌زياد و گستردگي ‌حوضه‌هاي ‌آبخيز انجام‌ عمليات ‌اجرايي ‌و اصلاحي ‌در سراسر حوضه‌ امكان ‌پذير نبوده ‌و حتي‌ در صورت‌ عدم‌ بررسي‌ دقيق‌ مي‌تواند امكان‌ تشديد دبي‌ اوج ‌را با تغيير همزماني‌ دبي‌ هاي ‌اوج ‌زير حوضه‌ها سبب‌ گردد. لذا بايد بطريقي ‌مناطق سيلخيز شناسايي ‌شوند، تا امكان ‌عمليات ‌اجرايي‌ و اصلاحي ‌در سطوح ‌كوچكتر و خطر ساز فراهم ‌شود.براي ‌اين‌ منظور از مدلهاي ‌رايانه‌اي ‌متنوعي‌ كه‌ براي ‌شبيه ‌سازي ‌حوضه‌هاي ‌آبخيز ارائه ‌شده ‌است‌ مي توان استفاده ‌نمود. اين ‌مدلها بطور گسترده اي براي‌ پيش‌بيني ‌سيلاب ‌بكار گرفته ‌شده ‌است‌. در اينگونه ‌مطالعات ‌معمولاً از مدلهاي‌ يك‌ پارچه‌(Lumped) استفاده ‌شده‌ و حوضه‌ آبخيز با هر وسعتي ‌بعنوان ‌يك‌ واحد تلقي‌ شده ‌است‌.اما از آنجا كه‌ حوضه‌هاي ‌آبخيز از وسعت ‌قابل ‌ملاحظه‌اي ‌برخوردارند، اينكه‌ كدام ‌قسمت‌ حوضه‌ پتانسيل‌ بيشتري‌ در توليد سيل‌ دارند، مشخص‌ نمي‌شود. به ‌اين ‌ترتيب‌ عمليات‌ اجرايي ‌و اصلاحي‌ براي ‌پيشگيري ‌و مهار سيلاب ‌در داخل‌ حوضه‌ آبخيز با مشكل‌ مواجه ‌مي‌شود و چه ‌بسا در پاره‌اي ‌از موارد اقدامات ‌انجام‌ شده‌  ‌تأثيري‌ در تخفيف‌ سيل ‌نداشته ‌است‌ زيرا كانونهاي ‌توليد سيل ‌و خطرزا در داخل ‌حوضه‌ مشخص‌ و معرفي ‌نشده‌ است‌. تحقيق ‌حاضر معرفي ‌روشي‌ بود‌ كه ‌با استفاده ‌از مدلهاي ‌رياضي‌ هيدرولوژي ‌توانست ضمن ‌در نظر گرفتن ‌اثرات ‌متقابل ‌عوامل ‌موثر بر سيل‌خيزي‌، مناطق‌ خطرساز و سيل‌خيز را در داخل‌ حوضه‌ تعيين ‌نموده ‌و بعبارتي ‌شدت‌ سيل‌ خيزي‌ را در هر يك‌ از زير حوضه‌ها و يا واحدهاي ‌هيدرولوژيكي ‌اولويت‌ بندي‌ نمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 10:39  توسط محمد خسروشاهي  | 

تحلیل حساسیت زیرحوضه ها برای سیلخیزی (3):

3- مقایسه اثر عامل CN و شیب آبراهه در دبی خروجی حوضه

مقایسه دو عامل CN و شیب آبراهه در هر یک از زیرحوضه ها و اثر آن دو، در دبی خروجی محل مورد نظر نشان می دهد که اثر عامل CN در مقدار کاهش دبی خروجی نسبت به عامل شیب آبراهه آشکار تر است (شکل زير-بالا). این اثر کاهشی در واحدهای هیدرولوژیک حساس تر نیز با تفاوت نسبتا آشکارتری نسبت به شیب آبراهه دیده می شود (شکل زير-پايين). نکته قابل توجه اثر معکوس شیب آبراهه مخصوصا در واحدهای هیدرولوژیک CB1-1 ،  A2-1  و  C1 می باشد که باید مورد توجه قرار گیرد. در مجموع در بين‌ عوامل‌ مؤثر بر سيل‌ خروجي‌ حوضه‌ در واحدهای هیدرولوژیک، مهمترين‌ و در عين‌ حال‌ ساده‌ترين ‌عامل ‌از لحاظ كنترل‌ و تأثير آن‌ بر سيل ‌خروجي ‌حوضه‌، عامل ‌CN مي‌باشد که بیشتر به پوشش گیاهی ارتباط دارد. در هرحال جزئیات بیشتر این موارد نیاز به مطالعات تفصیلی دارد . در پایان باید یادآوری شود که ‌با توجه‌ به ‌نمودارهاي ‌حساسيت‌ زيرحوضه‌ها نسبت‌ به‌ عامل‌ شيب ‌آبراهه‌ها، توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ مهم‌ ضروري ‌است ‌كه ‌در برخي‌ موارد )زير حوضه CB1-1 ،  A2-1  و  C1 در اين حوضه) اين ‌امكان ‌وجود دارد كه‌ عمليات ‌كاهش‌ شيب ‌در واقع ‌اثر معكوس ‌بر دبي ‌اوج‌ خروجي‌ حوضه ‌بگذارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 11:28  توسط محمد خسروشاهي  | 

تحلیل حساسیت زیرحوضه ها برای سیلخیزی (2):

۲-بررسی اثر تغییرات عامل CN در سیلخیزی حوضه: تغییر این عامل در دامنه + و - ۱۰ درصد که تقریبا دامنه معقولی براي مديريت سيل در اين حوضه مي باشد صورت گرفت. برای این کار ابتدا مقادیر CN جدید تعیین و با استفاده از آن، مقدار تلفات اولیه برای هر واحد هیدرولوژیک در دامنه تعیین شده محاسبه شد و سپس با در نطر گرفتن شیب هر واحد هیدرولوژیک نسبت به محاسبه زمان تاخیر مربوطه اقدام شد. جدول شماره 35 بخشی از محاسبات مربوطه را نشان می دهد. متعاقب این کار با اجرای مدل زیرحوضه هایی که نسبت به این عامل حساسیت بیشتری در سیلخیزی داشتند با استفاده از روش پیش گفته و به تفکیک در هر یک از زیرحوضه ها تعیین شد. برای شناسایی تاثیر تغییرات این عامل در دبی خروجی حوضه با بارش طراحی 12 ساعته 100 ساله، بیش از 100 بار مدل HMS اجرا گردید و ‌پس‌ از هر بار اجراي‌ مدل، تاثير اين ‌تغييرات ‌در دبي ‌خروجي ‌كل ‌حوضه‌ و بازه های مورد نظر محاسبه شد. نتایج حاصل نشان داد به جز زیرحوضه C که بطور بسیار جزئی در جهت عکس زیرحوضه های دیگر عمل می کند، در سایر زیرحوضه ها کاهش عدد CN با دامنه متفاوتی در سیلاب خروجی حوضه اثر می گذارند در این حوضه واحدهای هیدرولوژیک A1-1 ، CB1 ، A2 ، B2-2 و بویژه واحد هیدرولوژیک A1 نسبت به تغییرات عامل CN و تاثیر آن در سیل خروجی حوضه حساسیت بیشتری دارند (شکل زير). لازم بیادآوری است در محاسبات مربوط به سيل و سيل خيزي، نقش كاربري حوضه در عدد منحني (CN) نهفته است. دو لايه مهمي كه منجر به تعيين عدد منحني مي شوند وضعيت خاك و پوشش گياهي است بنا بر اين از طريق تحليل CN مي توان رهنمودهاي مورد نیاز براي مديريت عملیات بیولوژیک جهت كنترل سيل ارايه کرد.

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:10  توسط محمد خسروشاهي  | 

تحلیل حساسیت زیرحوضه ها برای سیلخیزی (1):

بــراي‌ بـررسي ‌و شنـاخت ‌روابــط بين‌ عوامل‌ موثر بر سيل‌خيزي ‌زيرحوضه‌ها،معمولا از روش‌ آناليز حساسيت ‌(Sensitivity Analysis) استفاده ‌مي ‌شود. بدين ‌منظور پس‌ از تعيين ‌هيدروگراف ‌سيل ‌خروجي ‌حوضه‌ با مشاركت ‌كليه ‌زير حوضه‌ها، عوامل ‌مورد نظر، به‌ ترتيب‌ در هر يك ‌از زير حوضه‌ها تغيير داده‌ مي‌شود تا تأثير آن عامل در دبي ‌اوج ‌خروجي ‌مشخص‌ شود .به ‌اين‌ ترتيب‌ پس‌ از هر بار اجراي ‌مدل ‌HEC.HMS، تأثير اين‌ تعييرات ‌در دبي ‌اوج ‌خروجي ‌كل‌ حوضه‌ منعكس‌ مي‌گردد. با اين ‌روش‌ ضمن‌ شناسايي ‌عوامل ‌مؤثر، زير حوضه‌اي ‌كه‌ به ‌اين ‌تغييرات ‌حساسيت ‌بيشتري ‌نشان ‌دهد نيز شناسايي ‌مي‌شود.  این بررسی برای یک مطالعه موردی (حوضه مارون ) انجام شده که در زیر شرح داده شده است.

۱- بررسی اثر تغییرات عامل شیب آبراهه ها در سیلخیزی حوضه:  برای تعیین زیرحوضه هایی که نسبت به این عامل حساسیت بیشتری در سیلخیزی دارند به تفکیک برای دو بارش طراحی متفاوت و در هر یک از زیرحوضه ها انجام شد. برای این کار با توجه به رابطه مربوطه زمان تاخیر جدیدی برای عامل‌ مورد نظر در دامنه ‌انتخاب ‌شده‌ که به ‌نوبت ‌در هر يك ‌از زير حوضه ‌تغيير داده‌ می شد محاسبه و وارد مدل گردید تا اثر این تغییرات در دبی خروجی محل مورد نظر مشخص شود. به ‌اين ‌ترتيب ‌پس‌ از هر بار اجراي‌ مدل، تاثير اين ‌تغييرات ‌در دبي ‌خروجي ‌كل ‌حوضه‌ و بازه های مورد نظر منعكس‌ مي‌گرديد. با اين ‌روش‌ زير حوضه‌اي ‌كه ‌به ‌اين ‌تغييرات ‌حساسيت ‌بيشتري ‌نشان‌ مي‌داد شناسايي ‌شد. باید گفت در اكثر مطالعاتي كه تاكنون براي بررسي عوامل مؤثر بر سيل  انجام پذيرفته است معمولا اين عامل  در سطح زيرحوضه بدون توجه به تاثير آن در سيل خروجي حوضه مورد بررسي قرار گرفته است در اين صورت حساسيت تغييرات عامل مورد نظر فقط در مقابل دبي خروجی زيرحوضه بررسي مي شود بدون اينكه تاثير آن عامل در سيل خروجي حوضه یا محل تلاقی بازه ها ديده شود اماچنانچه از ديدگاه میزان مشارکت زیرحوضه ها یا واحدهای هیدرولوژیک در خروجی حوضه یا بازه مورد نظر که هدف اصلی این بخش از مطالعه است به موضوع نگريسته شود وضعيت فرق مي كند.  هـمانگونه‌ كه‌ در شكل‌ زير ديده مي‌شود تغييرات ‌شيب‌ آبراهه ‌در هر يك‌ از زيرحوضه‌ها (واحدهای هیدرولوژیک)، تغييرات ‌متفاوتي ‌در خروجی حوضه از خود بر جاي‌ مي‌گذارد که این موضوع ناشی از اثرات متقابل همزمانی حضور دبی واحدهای هیدرولوژیک در محل مورد نظر می باشد . تغييرات ‌شيب ‌آبراهه‌ در تعدادی از زيرحوضه ها در جهت عکس زيرحوضه های دیگر عمل می کنند شاخص ترین آنها واحدهای هیدرولوژیک A2-1 و CB1-1 می باشند. يعني‌ در اين دو ‌زيرحوضه‌ بر خلاف واحدهای دیگر با کم شدن ‌شيب‌آبراهه‌، دبي‌ خروجي حوضه زیاد می شود (عکس تصور حاکم). بالعكس‌، وقتي ‌شيب‌ آبراهه ‌در واحدهای A1 ، A2 ، CB1 و  B2-2كاهش‌ مي‌يابد دبي‌ خروجي در محل مورد نظر نیز کم می شود، کم و زیاد شدن ‌شيب ‌آبراهه در سایر واحدهای هیدرولوژیک تفاوت محسوسی در دبی خروجی  محل مورد نظر نشان نمی دهند. بنا براین چنانچه هدف آبخیزدار استفاده از سازه های آبراهه ای برای کاهش دبی سیلابی در محل مورد نظر باشد این عملیات باید ‌در واحدهای A1 ، A2 ، CB1 و  B2-2 انجام شود و هیچگونه عملیات آبراهه ای برای کاهش سیلاب در واحد A2-1 و CB1-1 صورت نگیرد.  اين ‌موضوع ‌از نكات‌ بسيار ظريفي ‌است ‌كه ‌در عمليات ‌آبخيزداري ‌و كنترل ‌سيل ‌در زيرحوضه‌هاي آبخيز خصوصاً هنگام ‌طراحي‌عمليات ‌كاهش‌ شيب‌ آبراهه ‌در زيرحوضه‌ها بايد مورد توجه‌ قرار گيرد. در غير اينصورت‌ و بر خلاف‌ تصور حاكم‌، امكان ‌دارد اجراي ‌اينگونه‌ عمليات‌ در برخي ‌واحدها اثر تشديد كننده ‌در سيل ‌خروجي ‌ايجاد نمايد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:28  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(10)

نتيجه گيري:

غالب روش‌هايي ‌كه ‌براي ‌شناسايي، تفكيك  و اولويت بندي مناطق سيل خيز بكارگرفته ‌شده‌اند، كل ‌حوضه ‌آبخيز را بصورت‌ يكپارچه‌ (Lumped) در  نظر گرفته‌اند و يا بصورت منطقه اي و بدون در نظرگرفتن مرزهاي فيزيكي حوضه ها و يا زيرحوضه ها انجام شده است(Islam & Sado,2000) . محاسبات‌ حاصل‌ از اجراي‌ مدل‌ با روش‌ پيشنهادي ‌نشان ‌داد كه ‌نحوه‌  مشاركت ‌زيرحوضه‌ها در سيل ‌خروجي‌ لزوماً متناسب ‌با دبي ‌اوج ‌زيرحوضه‌ها نبوده ‌و  زيرحوضه‌هاي ‌با دبي ‌اوج بيشتر‌ ضرورتا ‌تأثير بيشتري در سيل‌ خروجي‌ حوضه‌ ندارند. بنابر اين عوامل‌ رونديابي ‌آبراهه‌ها و موقعيت‌ مكاني‌ زيرحوضه‌ها مي‌توانند باعث ‌تغيير در نحوه‌ مشاركت‌ گردند. لذا ‌براي ‌هرگونه ‌‌عمليات ‌كنترل ‌سيل‌ و يا كاهش‌ دبي ‌اوج ‌در خروجي‌ حوضه ‌بايد نحوه‌ تأثير هر يك ‌از زيرحوضه‌ها را پس از رونديابي آنها در آبراهه هاي اصلي تعيين كرد و سپس با توجه‌ به ‌سهمي ‌كه ‌در ايجاد سيل‌ خروجي ‌بعهده ‌دارند، آنها را تفكيك و اولويت بندي نمود. در مواردي ‌كه‌ مساحت‌ زيرحوضه‌ها اولويت‌بندي‌ سيل‌خيزي ‌را تحت‌ تأثير قرار مي‌دهند مي‌توان ‌اين‌ اولويت‌بندي ‌را براي ‌هر واحد سطح ‌زيرحوضه‌ انجام ‌داد. شاخص‌ تعيين ‌شدت‌ سيل‌خيزي ‌به ‌ازاي ‌واحد سطح ‌حوضه‌، در اولويت ‌بندي ‌طراحي ‌عمليات ‌كنترل ‌سيل ‌به‌ ازاي ‌هزينه و امكانات ‌موجود مي‌تواند از شاخص قبلي كارايي بيشتري داشته باشد. در بخش‌هاي ‌اجرايي ‌نيز كه ‌مسايل ‌اقتصادي ‌طرحها يكي ‌از عوامل ‌تعيين ‌كننده ‌است، ميزان‌ كاهش ‌سيل‌ خروجي ‌بازاي ‌هر واحد سطح ‌زيرحوضه‌ اهميت ‌بيشتري ‌دارد. روش‌ پيشنهادي ‌براي ‌هر حوضه ‌آبخيز و در هر منطقه ‌اقليمي ‌قابل ‌بررسي بوده‌ و اجراي‌ آن ‌در قالب ‌مطالعات ‌كنترل ‌سيل‌ توصيه‌ مي‌گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15:3  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز-- به بهانه روز محیط زیست

مطلبی خواندنی در وبلاگ دیده بان محیط زیست

امروز ۵ ژوئن ، مصادف است با روز جهانی محیط زیست ، روزی که اکنون ۳۵ سال است از نامگذاری آن  توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد می گذرد .هر ساله در بسیاری از کشورها ، مردم و گروههای زیست محیطی و دولت ها این روز را جشن می گیرند و سعی می کنند تا با برگزاری برنامه های نمادین ضرورت حفظ محیط زیست و حفظ زمین را به هم یاد آوری کنند .

اما خرداد هر سال برای ما ایرانیان همواره 3 مناسبت بزرگ زیست محیطی را به همراه دارد ، روز جهانی تنوع زیستی ( اول خرداد ) ، روز جهانی محیط زیست (۱۵ خرداد) و روز جهانی مقابله با بیانزایی(۲۷ خرداد ، ۱۷ ژوئن ) . روزهایی که  به ما یادآوری می کنند زمین و محیط زیست ما در خطر نابودی و از بین رفتن است . و بهترین گواه این مدعا چیزی نیست جز هوایی که در کلانشهرها استنشاق می کنیم ، بیابان هایی که روز به روز پیشروی می کنند ، منابع آبی که هر روز از میزان آن کاسته شده و ذخایر ژنتیکی که در حال انقراض و نابودی هستند و ...

ادامه مطلب

 

مسئول بی مسئولیت کیست؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 13:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(9)

اولويت ‌بندي ‌زيرحوضه‌ها از نظر پتانسيل‌ توليد رواناب ‌و تأثير در سيل‌ خروجي‌ حوضه‌:

با توجه به توضیحات پیش گفته ابتدا میزان مشارکت و اولویت بندی زیرحوضه ها در تولید  سیل محل خروجی حوضه که بالاترین دبی پیک را به خود اختصاص داده است تعیین شد تا در عملیات آبخیزداری که احیانا برای کاهش سیل خیزی حوضه انجام می شود نقاط خطرساز  از لحاظ پتانسیل تولید سیل مشخص شود. این نکته را باید اضافه کرد که این اولویت بندی برای بارش های طراحی خاص که معمولا برای کارهای آبخیزداری و کاهش خطر سیل از آن استفاده می شود، انجام شده است هرچند ممکن است با تغییر دوره بازگشت و یا تداوم بارش، پتانسیل تولید سیل زیرحوضه ها و یا محل تولید بالاترین دبی پیک تغییر کند از این رو لازم است اولویت بندی سیلخیزی با توجه به اهداف مورد نظر تعیین شود. بطور مثال


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 16:5  توسط محمد خسروشاهي  | 

نامه تشکل های منابع طبیعی به وزیر جهاد کشاورزی برای بر کناری دو تن از مدیران ارشد سازمان جنگلها و مر

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 12:12  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(8)

انتخاب‌ روش‌ رونديابي‌ رودخانه‌ها:

براي ‌رونديابي ‌رودخانه‌ها معمولا از روش‌ شناخته شده و مشهور ماسكينگام  بلحاظ سهولت عمل و نياز به حد اقل داده ها و همچنين كاربرد وسيع و جهاني آن استفاده ‌مي شود. دو عامل ‌مورد نياز براي ‌رونديابي ‌با اين ‌روش‌ شامل ‌K و X مي‌باشد. K بعد زمان ‌داشته ‌و معادل ‌زمان ‌انتقال ‌موج ‌سيل ‌از ابتدا تا انتهاي ‌بازه ‌رونديابي ‌است.  X يك ‌ضريب ‌بدون ‌بعد بوده ‌و مشخص‌ كننده ‌تأثير نسبي‌ دبي‌هاي ‌ورودي‌ و خروجي ‌در ميزان ‌انبارش ‌است‌. مقدارX براي ‌انواع ‌رودخانه‌ها از 0 تا 5/0 تغيير مي‌كند و در صورت‌ عدم‌ امكان ‌كاليبراسيون ‌معمولاً معادل‌2/0 فرض‌ مي‌شود. مقادير K در هر يك‌ از بازه‌ها، از تقسيم‌ طول‌ بازه ‌بر سرعت متوسط جريان در آن‌ بازه ‌بدست مي آيد. سرعت موج سيل را از محاسبات مربوطه هنگام اندازه گيري كه اغلب در برگه هاي موجود در سازمانهاي آب منطقه وجود دارد بدست مي آورند. چنانچه اين امكان براي حوضه مورد مطالعه وجود نداشته باشد  با توجه ‌به ‌آمار و ارقام‌ موجود در حوضه های مشابه ‌و شباهت ‌هيدروليكي ‌بازه‌ها، مي توان سرعت ‌آب‌ براي ‌بازه‌ها را از داده هاي ايستگاههاي هيدرومتري آن حوضه بذست آورد و نهايتا مي توان از طريق واسنجي نيز اين عدد را محاسبه كرد.

- محاسبه دبی پیک لحظه ای در واحدهای هیدرولوژیک و خروجی حوضه‌ با استفاده از بارش های طراحی:

این نکته را یادآوری باید نمود که ، رواناب توليد شده در سطح زيرحوضه ها تا رسيدن به خروجي حوضه تحت تاثير عوامل مختلفي و حتي تاثير متفابل اين عوامل دستخوش تغييراتي مي گردد كه به نحوي اين تغييرات بايستي شناسايي شود . در شناسايي مناطق با پتانسيل توليد رواناب بيشتر بحث رونديابي زيرحوضه و سپس رونديابي هيدروگراف زيرحوضه تا محل خروجي كل حوضه آبخيز اهميت پيدا مي كند. چرا كه لزوما مناطق با پتانسيل توليد رواناب بالا در سطح حوضه (كه تفكيك اين مناطق مي تواند در قالب زيرحوضه و يا واحدهاي هيدرولوژيك صورت گيرد ) تا محل خروجي كل حوضه نمي توانند رفتار خطي از خود بروز دهد. با درنظر گرفتن این موضوع، نحوه ‌تعيين ‌شدت‌ سيل ‌خيزي ‌زيرحوضه‌ها و واحدهای هیدرولوژیکی در هر حوضه با لحاظ کمترین و بیشترین مدت زمان تمرکز واحدهای هیدرولوژیک بازاي‌ بارش های‌ نمونه در تداوم های مورد نظر و دوره های بازگشت مختلف با هر يك از روش هاي موجود ( از جمله روش‌ SCS ) قابل انجام است. از آنجا که در تداوم های کم و دوره بازگشت های کوتاه بسیاری از واحد ها در سیل خروجی حوضه و برخی از بازه ها مشارکت نمي كنند لذا برای اولویت بندی زیرحوضه ها و تعیین مناطق خطر ساز،  شیبه سازی سیلاب بايد بگونه ای انجام شود که کلیه واحد ها در سیلاب خروجی حوضه و بازه های مهم داخل حوضه مشارکت داشته باشند بدین لحاظ معمولا بارش های با تداوم بالاتر ( 6 ساعته به بالا) و با دوره های بازگشت بالاتر (20، 50 و 100 ساله و بالاتر)  انتخاب مي شود‌.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 11:46  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(7)

واسنجي ‌مدل:

با آماده‌ شدن‌ داده‌هاي ‌ورودي‌ براي‌ محاسبات‌ مربوط به سيل‌خيزي‌ و بررسي‌ عوامل ‌مؤثر بر آن‌ در سطح‌ زيرحوضه‌ها و خروجي ‌حوضه‌، مي توان براي كاليبره كردن مدل ‌مذكور در حوضه آبخيز اقدام كرد. قبل از هر چيز لازم است زيرحوضه ها و بازه هاي رونديابي و  ساير خصوصيات و مولفه هاي حوضه را براي مدل HEC-HMS  تعريف كرد. نمودار زير نحوه اتصال زيرحوضه ها و بازه هاي رونديابي را در يك حوضه آبخيز (حوضه مارون) نشان مي دهد. مدل ‌HEC-HMS نسخه‌ توسعه‌ يافته ‌HEC-1 تحت ‌ويندوز براي ‌شبيه‌سازي ‌پاسخ ‌رواناب ‌سطحي‌ يك‌ حوضه‌ آبخيز نسبت‌ به ‌بارندگي‌هاي ‌معين ‌طراحي‌ شده‌ است‌. اين‌ مدل‌، حوضه‌ آبخيز را به‌ عنوان ‌يك ‌سيستم‌ بهم‌ پيوسته‌ با مولفه‌هاي ‌هيدرولوژيكي ‌و هيدروليكي ‌نمايش‌ مي‌دهد. هر مولفه ‌مدل ‌يك‌ جنبه‌ از فرايند بارش‌ - رواناب ‌را در داخل ‌بخشي‌ از حوضه‌ كه‌ معمولاً به ‌عنوان ‌زيرحوضه‌ در نظر گرفته ‌مي‌شود شبيه‌سازي ‌مي‌كند. بعبارت ‌ديگر مولفه‌هاي ‌مختلفي ‌براي‌ شبيه ‌سازي ‌سيستم‌ فيزيكي‌ حوضه‌ تركيب ‌مي‌شوند و هر مولفه ‌قسمتي ‌از محاسبات ‌لازم ‌را براي ‌يك‌ هيدروگراف‌ كامل‌ انجام ‌مي‌دهد. بخش‌هاي ‌اصلي‌ مدل‌ را سه‌ مجموعه ‌به نام مدل حوضه ، مدل بارش و شاخص های کنترل  ‌تشكيل‌ مي‌دهند.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 15:46  توسط محمد خسروشاهي  |