تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(6)

 رگبار طرح ‌:(Design Storm)

رگبار طرح‌ معمولاً به ‌عنوان ‌يك‌ رخداد بارندگي‌ موضعي ‌كه ‌داراي‌ دوره‌ بازگشت‌، عمق‌ و الگوي ‌توزيع ‌زماني ‌معيني ‌مي‌باشد تعريف‌ مي‌شود.اين ‌رگبار همچنين ‌داراي‌ حركت‌، پيشرفت، توسعه ‌و انهدام ‌است‌. اهميت ‌هر كدام ‌از اين ‌ويژگيها با توجه ‌به ‌نوع ‌كاربري‌ و خصوصيات ‌حوضه‌ آبخيز تغيير مي‌كند. در واقع‌ رگبار طرح‌ عبارتست‌ از تخمين ‌و يا تعيين ‌يك ‌هيتوگراف ‌بارش‌ با يك‌ دوره‌ بازگشت‌ يا فراواني ‌معين ‌كه ‌با استفاده ‌از آن‌ مي‌توان ‌رواناب ‌حاصله ‌را با دوره ‌بازگشت‌ مشابه ‌رگبار طرح‌ برآورد نمود. چنين ‌هيتوگرافي ‌داراي ‌يك‌ الگوي‌ معيني ‌از زمان‌، شدت‌، مدت و حجم ‌بارندگي ‌است‌. به ‌بياني ‌ديگر يك‌ رگبار طرح‌، يك‌ رگبار يا طوفان ‌واقعي ‌اندازه‌گيري ‌شده ‌از رخدادهاي ‌واقعي ‌نيست‌، زيرا چنين ‌رگباري‌ ممكن ‌است‌ هرگز رخ‌ نداده‌، يا احتمال ‌وقوع ‌آن ‌درآينده ‌نيز بسيار كم‌ باشد. اما بيشتر رگبارهاي ‌طراحي ‌ويژگيهايي را دارا مي‌باشند كه ‌بيانگر ميانگين ‌ويژگيهاي ‌رگبارهايي‌ است‌ كه‌ در گذشته‌ اتفاق ‌افتاده ‌است‌، از اين‌ رو ويژگيها و خصوصيات ‌رگبارها و طوفانهايي ‌كه ‌ممكن ‌است‌ در آينده ‌رخ ‌دهد شباهت‌ بسياري‌ با ويژگيهاي ‌رگبار طراحي ‌خواهند داشت‌. روانابي ‌كه ‌با استفاده ‌از اين‌ رگبار بدست‌ مي‌آيد سيلاب ‌طرح ‌ناميده ‌مي‌شود. برآورد سيلاب ‌طراحي‌ نيزيكي ‌از اجزاي ‌مهم ‌مطالعات‌ هيدرولوژي‌ است‌ بنابراين ‌براي ‌محاسبه ‌سيلاب ‌طراحي‌ در يك‌ منطقه ‌لازم ‌است‌ با استفاده ‌از داده‌هاي ‌باران‌ نگاري‌ موجود در آن‌ منطقه ‌اقدام ‌به ‌انتخاب‌ رگبار طرح ‌نمود.با توجه‌ به‌ اينكه‌ شديدترين‌ سيلاب ‌از باراني ‌ناشي‌ مي‌شود كه‌ تداوم ‌آن‌ برابر زمان‌ تمركز حوضه ‌آبخيز باشد و از طرفي ‌زمان ‌تمركز نيز يك‌ پارامتر فيزيكي ‌بوده ‌كه ‌مقدار آن‌ براي‌ هر حوضه متفاوت‌ است‌ لذا بايد حداكثر شدت ‌بارندگي ‌را در تداوم‌هايي ‌كه ‌مقدار آن ‌برابر زمان ‌تمركز حوضه ‌باشد در دست‌  داشته ‌باشيم. بدين ‌جهت‌ داشتن ‌رابطه‌ يا نموداري‌ كه ‌از روي‌ آن‌ بتوان‌ به ‌ازاء تداوم‌هاي ‌مختلف ‌مقدار شدت‌ بارندگي ‌را تخمين ‌زد از ملزومات‌ عمده ‌است‌ كه ‌در طراحي ‌سازه‌هاي ‌آبي ‌از آن ‌استفاده ‌مي‌شود. از طرف ‌ديگر سازه‌هاي ‌آبي ‌مانند پل‌، سيل‌بند، سد، زهكش‌، كانال‌هاي ‌جمع‌آوري‌ آب ‌و امثال ‌آن ‌بر حسب‌ اهميت ‌و حساسيت ‌به ‌تخريب ‌و يا مقدار هزينه‌اي ‌كه ‌صرف‌ احداث ‌آن ‌مي‌شود و يا خطراتي ‌كه ‌ممكن ‌است‌ به ‌لحاظ جاني ‌و مالي ‌در اثر خراب ‌شدن ‌به ‌بار آورد با دوره  ‌بازگشت ‌مشخص ‌طراحي ‌مي‌شوند. بنابراين ‌شدت‌ يا مقدار بارندگي ‌كه ‌به ‌ازاء يك‌ تداوم ‌معين ‌در طراحي ‌از آن‌ استفاده ‌مي‌شود)رگبار طرح‌) بايد مربوط به‌ دوره ‌بازگشت ‌مورد نظر باشد. تغييرات ‌شدت‌ بارندگي ‌نسبت‌ به‌ دوره ‌باز گشت‌ يك‌ تابع ‌آماري ‌-احتمالاتي ‌است ‌كه ‌براي ‌هر منطقه ‌اقليمي ‌مقدار متفاوتي ‌دارد. داشتن ‌اين ‌رابطه ‌نيز از ملزومات‌ طراحي‌ در كارهاي ‌آبي‌ است‌. از تلفيق ‌روابط فوق‌ مي‌توان ‌به ‌توابع ‌يا نمودارهاي ‌واحدي‌ دست‌ يافت‌ كه‌ بتوان ‌از روي‌ آن ‌مقدار شدت‌ بارندگي ‌را در تداوم‌ها و دوره‌هاي‌ بازگشت‌ مختلف‌ برآورد نمود.اين ‌توابع ‌و نمودارها كه در حال حاضر براي ايستگاههاي ‌سينوپتيك ‌ ‌توسط سازمان ‌هواشناسي ‌كشور استخراج ‌شده‌اند به ‌نحوي ‌ارائه ‌شده ‌است ‌كه ‌مقادير شدت‌ بارندگي ‌را در تداوم ‌5 دقيقه ‌تا 12 ساعت‌ و در دوره‌هاي ‌بازگشت‌ 2، 5، 10، 20، 50 و 100 سال‌ بدست‌ مي‌دهند. با استفاده ‌از روابط و ضرائب ‌معرفي ‌شده‌، حداكثر شدت‌ رگبار در تداوم‌هاي مورد نظر و ‌در دوره ‌برگشت‌هاي مختلف براي ‌تحليل‌هاي ‌هيدرولوژيكي قابل محاسبه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:15  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(5)

- توزيع ‌زماني ‌بارش‌ در سطح‌ حوضه (Temporol Distribution of precipitation ):

براي ‌محاسبه ‌هيدروگرافي ‌كه ‌تغييرات ‌جريان ‌را با زمان ‌نشان ‌دهد، نياز به ‌اطلاعاتي ‌در مورد تغييرات ‌بارش ‌در زمان ‌نزول ‌مي‌باشد.چنانچه ‌ايستگاههاي ‌ثبات ‌به ‌تعداد كافي ‌در منطقه ‌مطالعاتي ‌موجود باشد دسترسي‌ به‌ هيتوگراف ‌بارش ‌براي ‌ورود اطلاعات‌ به‌ مدلهاي بارش-رواناب (مثلا مدل HEC-HMS) بسادگي ‌امكان‌پذير است‌ گرچه‌ براي ‌بعضي‌ از انتخاب‌هاي‌ (option)مدل‌ چنانچه ‌يك ‌يا دو ايستگاه ‌ثبات ‌در بين‌ ايستگاههاي ‌باران ‌سنجي‌ وجود داشته ‌باشد محاسبه ‌هيدروگراف ‌انجام‌ مي‌گيرد. در ايستگاههاي ‌ثبات ‌بارش‌هاي ‌ساعتي ‌به ‌دو طريق ‌قابل ‌دسترسي ‌است ‌يا مستقيماً داده‌هاي ‌ساعتي ‌موجود است‌ و يا اينكه ‌داده‌هاي ‌مورد نظر را مي‌توان ‌از كاغذهاي ‌باران ‌نگار بدست ‌آورد. چنانچه ايستگاههاي ‌موجود در حوضه‌ از نوع ‌باران ‌سنجي‌ وزارت ‌نيرو بوده ‌و فقط بارش‌ روزانه ‌را در اختيار قرار ‌دهند ‌با استفاده ‌از رابطه ‌زير تغييرات ‌بارش‌ ساعتي ‌آنها را ‌از داده‌هاي‌ ساعتي‌ نزديكترين ايستگاه ‌ثبات‌ مي توان ‌بدست‌ آورد.

به‌ اين‌ ترتيب ‌با استفاده ‌از روابط معرفي ‌شده ‌براي هر يك از حوضه‌هاي آبخيز مورد مطالعه و براي ‌هر يك‌ از بارش هاي‌ روزانه ايستگاههاي باران سنجي‌توزيع ‌بارش‌ را مي توان ‌بر اساس بارش ساعتي ‌ايستگاه ‌سينوپتيك مربوطه بدست آورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 12:25  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(4)

- توزيع ‌مكاني ‌رگبار در سطح‌ حوضه‌ (Spatial Distribution of Precipitation):

يكي ‌از آسان‌ترين ‌روشهاي‌ محاسبه ‌شدت‌ و پيوستگي ‌رگبارهاي‌ گذشته‌، در ايستگاههاي ‌مختلف ‌باران‌ سنجي ‌براي يك ‌حوضه‌ آبخيز، تهيه‌ منحني‌ جرم ‌است‌. منحني‌ جرم ‌با ترسيم ‌باران‌ تجمعي‌ در دوره‌هاي ‌زماني ‌مشخص‌، بر حسب‌ زمان ‌به دست‌ مي‌آيد. در ايستگاههايي ‌كه ‌به ‌صورت‌ خودكار باران ‌را بر حسب‌ زمان‌ ثبت‌ مي‌كنند، منحني ‌جرم‌ مستقيماً به‌ دست‌ مي‌آيد. در ايستگاههاي ‌باران‌ سنجي ‌معمولي ‌كه ‌قرائت ها نه ‌بطور پيوسته‌ بلكه ‌فقط در زمان‌هاي ‌مشخصي‌ از روز صورت ‌مي‌گيرد، جمع‌ بارندگي ‌كل ‌در حد فاصل‌ دو مشاهده ‌متوالي ‌معلوم ‌است‌، اما تغييرات ‌شدت‌ آن‌، در اين ‌فاصله ‌زماني‌، مستقيماً مقابل ‌حصول‌ نيست‌. هر چند اگر تعدادي ‌ايستگاه ‌اندازه گيري‌ يا باران ‌سنجي‌ خودكار (ثبات) در منطقه ‌موجود باشد منحني ‌جرم (تغييرات ‌شدت‌ بارندگي‌ در مدت زمان ‌نزول ‌رگبار( ايستگاههاي ‌غير خودكار را نيز از منحني ‌جرم ‌ايستگاههاي ‌ثبات‌ مجاور مي‌توان ‌به‌ دست‌ آورد، اما عواملي‌ كه‌ ممكن ‌است‌ الگوي ‌بارندگي ‌در ايستگاه ‌مورد نظر را نسبت ‌به ‌ايستگاههاي‌ مجاور تغيير دهد بايد در نظر گرفت‌.

با داشتن‌ منحني ‌جرم‌ براي ‌تمامي ‌ايستگاههاي ‌موجود در سطح‌ حوضه‌ و يا نزديك‌ مرز حوضه‌ كه ‌مي‌توانند بخشي‌ از سطح‌ حوضه‌ آبخيز را تحت‌ تأثير قرار دهند، مي‌توان ‌سطح ‌تأثير گذاري‌ هر يك‌ از ايستگاهها را در كل‌ حوضه‌ تعيين ‌كرد. از اين ‌طريق‌ توزيع ‌مكاني ‌رگبارها تا حدودي‌ مشخص‌ مي‌شود. هر قدر تعداد ايستگاهها بيشتر باشد توزيع ‌مكاني ‌رگبار و حتي ‌جهت ‌حركت ‌رگبار در داخل ‌حوضه‌ بطور دقيق‌تر مشخص‌ مي‌شود. يكي‌ از روشهاي ‌كار آمد، روش‌ تيسن‌(Thissen) است. در اين ‌روش‌ با اتصال ‌ايستگاههاي ‌اندازه‌گيري ‌با خطوطي ‌مستقيم ‌و رسم‌ عمود منصف‌هاي ‌آنها، تعدادي ‌چند ضلعي ‌بدست‌ مي‌آيد. هر يــك ‌از ايــن ‌چند ضلعي‌ها مـــعرف‌ سطــح ‌تأثير ايستگاهي ‌است‌ كه ‌در آن‌ چند ضــلعي‌ واقــع ‌شده ‌است‌. نمونه اي از اين نقشه هاي رقومي در شكل هاي زير براي حوضه آبخيز دماوند نشان داده شده است‌.

 

بــراي ‌تحليل ‌دقيق‌تر)بويژه‌ در مناطق ‌كـــوهستاني) لازم ‌است‌ نقــشه ‌همباران‌(Isohyetal map) منطقه ‌براي ‌رگبارهاي ‌مورد نظر تهيه ‌شود. از نقشه‌ همباران‌، متوسط وزني ‌باران ‌در هر چند ضلعي ‌تيسن ‌تعيين ‌مي‌شود كه ‌اين ‌مقدار، در مقايسه‌ با مقادير به ‌دست ‌آمـــده ‌از ايــستگاههاي‌ اندازه‌گيري‌، تصوير دقيق‌تري ‌از بارندگي‌ متوسط در داخل ‌چند ضلعي ‌را به‌ دست‌ مي‌دهد[1] اين ‌نكته ‌قابل ‌ذكر است‌ كه‌ براي‌ پيش‌ بيني ‌ميزان ‌سيلاب‌، تحليل‌ و مطالعه ‌رگبارهاي ‌شديدي ‌كه ‌در گذشته ‌اتفاق ‌افتاده ‌كافي ‌نيست‌، بلكه ‌بررسي‌ شديدترين‌ رگبار احتمالي ‌در آينده ‌نيز لازم‌ است. زيرا امكان ‌دارد كه ‌حوضه ‌آبخيز، به‌ طور تصادفي‌، در مركز رگبارهاي ‌شديد و غير معمول ‌گذشته ‌قرار نگرفته ‌باشد اما در آينده ‌قرار بگيرد.



[1] - قدسيان‌، مسعود، 1377 . مهار سيلاب ‌و مهندسي ‌زهكشي‌، )ترجمه) انتشارات ‌دانشگاه ‌تربيت ‌مدرس‌.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:19  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(3)

- تعيين تعداد سال‌هاي مجاز براي تطويل آمار

                يكي از مسائلي كه كمتر بدان توجه مي‌شود تعيين طول مجاز سال‌هاي تطويل آمار مي‌باشد در هر مطالعه‌اي براي تطويل آمار هيدرومتري يا اقليمي بايد مشخص شود كه تا چند سال مجاز به تطويل و توليد آمار مي‌باشيم، براي اين كار روابطي معرفي شده است  

- تطويل و تكميل داده‌ها

        پس از انجام آزمون‌هاي شرح فوق و تأييد يكنواختي و تصادفي بودن داده‌ها براي تطويل و تكميل آنها، ابتدا از كل آمار موجود از ابتداي تأسيس ايستگاه يا ايستگاههاي مورد مطالعه تا سال پاياني جمع‌آوري آمار ماتريس همبستگي ايجاد مي شود در اين  ماتريس همبستگي سطوح معني دار بودن دو به‌ دوي ايستگاه‌ها مشخص مي شود. با مشخص شدن ضريب همبستگي و استفاده از فرمول هاي برشمرده فوق تعداد سالهاي مجاز براي تطويل آمار تعيين مي شود و متعاقب آن  با استفاده از روابط رياضي رگرسيوني به دست آمده آمار مربوطه تا سقف مجاز (از بالا يا پايين) گسرتش داده مي شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 12:43  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(2)

مراحل‌ متوالي‌انجام  كار

تهيه‌ نقشه‌ حوضه‌:  با استفاده‌ از نقشه‌هاي‌ توپوگرافي‌ 50000 :1 ابتدا مرز حوضه‌ آبخيز براساس‌بلندترين‌ خط الرأس‌ها و خط تقسيم‌ آب‌ مشخص‌ مي شود سپس‌ با توجه‌ به‌ محل‌ ايستگاههاي‌هيدرومتري‌ و براساس‌ هدف‌ مورد نظر حوضه‌ به‌ تعدادي زير حوضه‌ تقسيم‌ مي شود .

 شبكه‌ آبراهه‌: كليه‌ آبراهه‌هاي‌ اصلي‌ و فرعي‌ موجود در حوضه‌ و زير حوضه‌ها از روي‌ نقشه‌هاي‌توپوگرافي‌ بعنوان‌ لايه ديگر از مشخصات‌ فيزيكي‌ حوضه‌ آبخيز رقومي‌ تهيه مي شود. طول‌ و شيب‌آبراهه‌هاي‌ اصلي‌ در هر زير حوضه‌ و حوضه‌ اصلي‌ ،مساحت‌ هر يك‌ از زير حوضه‌ها و سايرپارامترهاي‌ مورد نياز در همين‌ قسمت‌ با استفاده‌ از سيستم رقومي تعيين مي گردد

چنانچه در مطالعه سيل قصد استفاده از روش  SCSباشد (به دليل محاسبه خصوصيات فيزيكي حوضه در سيستم رقومي معمولا اين روش مناسب تر از روش هاي ديگر است) لازم است نقشه‌ گروههاي‌ هيدرولوژيكي‌ خاك و نقشه‌ كاربري‌ اراضي‌ يا نقشه‌ پوشش‌ گياهي‌تهيه شود آنگاه با استفاده از تلفيق‌ دو نقشه‌  گروههاي‌ هيدرولوژيكي‌ خاك‌ و كاربري‌ اراضي‌، نقشه‌ CN حوضه‌ تهيه‌ مي شود.

سيلابهاي‌ مشاهده‌ شده‌: در حوضه‌ مورد مطالعه‌ كليه‌ داده‌ هاي‌سيل‌ هاي‌ ثبت‌ شده‌ بايد مورد بررسي قرار گيرد (اين داده ها از طريق‌ بايگاني‌ سازمان‌ آب‌ منطقه‌اي‌ قابل حصول است)

داده‌هاي‌ بارش‌ ساعتي‌ و روزانه‌: پس‌ از شناسايي‌ روزهاي‌ سيلابي‌ درحوضه‌ مورد مطالعه‌، بايد نسبت‌ به‌تهيه‌ و جمع‌ آوري‌ رگبارهاي‌ مربوط به‌ اين‌ سيلابها اقدام‌ شود. از آنجا كه‌در حوضه هاي بزرگتر معمولا تداوم‌ سيلابها در پاره‌اي‌ ازموارد طولاني‌ و حتي‌ بيش‌ از يك‌ روز است، در جمع‌ آوري‌ رگبارهاي‌ همزمان‌ با روزهاي‌ سيلابي‌،آمار بارش‌ روزهاي‌ قبل‌ و بعد از تاريخ‌ سيل‌ همزمان‌ نيز جمع‌ آوري‌ مي شود

از آنجا كه غالبا در اكثر ايستگاههاي هواشناسي و هيدرومتري گسيختگي و نواقص اماري وجود دارد بايد نسبت به بازسازي و رفع نواقص آمار اقدام شود اين كار بصورت زير عمل مي شود.

- كنترل كيفيت آمار

                قبل از ورود به بحث تجزيه و تحليل داده‌ها، لازم است آمار جمع‌آوري شده از جهات گوناگون مورد بررسي قرار گيرد تا صحت و سقم داده‌ها معين شود. از آنجا كه اين موضوع پايه و اساس مطالعه براي تحليل‌هاي بعدی و ساير آيتم‌هاي مرتبط قرار مي‌گيرد پرداختن به اين امر و استفاده از انواع آزمون‌ها براي كنترل آمار كه يكي از مهمترين بخش‌هاي هر تحقيق محسوب مي‌شود ضرورت داشته و بايد به آن توجه كافي مبذول شود. هر گونه اشتباه و يا سهل‌انگاشتن اين امر كه موجب بروز كوچكترين خطايي شود تمام تحليل‌های بعدي را تحت تأثير قرار خواهد داد. لذا براي پرداختن به اين موضوع انواع آزمون‌هاي لازم و ضروري بكار گرفته مي شود. ابتدايي‌ترين كار كنترل اعداد خيلي بالا و پايين داده‌ها مي‌باشد كه در بسياري از گزارشات فقط بطور نظري و بصري انجام مي‌شود.

- آزمون داده‌هاي پرت (Outlier) برای دبی های حداکثر سالانه و لحظه ای

                به‌منظور كنترل‌آمار و حذف داده‌هاي پرت از آزمون‌اوت‌لاير استفاده‌مي شود در اين روش كه توسط انجمن منابع آب آمريكا ارائه شده و براي ابقاء يا حذف داده‌هاي پرت استفاده مي‌شود ابتدا چولگي داده ها محاسبه مي‌شود چنانچه مقدار چولگي از 4/0+ بيشتر بود آزمون براي داده‌هاي پرت بالا انجام مي‌شود و چنانچه از 4/0- كمتر بود آزمون براي داده‌هاي پرت از پايين شروع مي‌شود. اگر مقدار چولگي در دامنه دو حد فوق قرار گيرد آزمون مربوطه براي هر دو وضعيت داده‌هاي بالا و پايين انجام مي‌شود.

                براي تعيين آستانه اوت‌لايرهاي بالا از رابطه زير استفاده مي‌شود.

 

YH = Y + knSy

YHـ آستانه اوت‌لاير بالا

kn ـ ضريبي است كه از جدول مربوطه به تعداد داده‌ها انتخاب مي‌شود.

Sy ـ انحراف از معيار داده‌ها

مقدار به‌دست‌آمده پس از آنتي‌لگاريتم گرفتن با بزرگترين داده‌ها مقايسه مي‌شود چنانچه داده‌هاي مشاهده شده بزرگتر از YH بود حذف مي‌شوند در غير اين صورت داده‌‌اي از بالا حذف نمي‌شود.

براي آزمون داده‌هاي پايين از معادله زير استفاده مي‌شود.

YL = Y - KnSy

YL ـ آستانه اوت‌لايرهاي پايين به صورت لگاريتمي

 در اين قسمت هم پس از مقايسه مقدار YL با داده‌هاي پايين مشاهده شده، چنانچه داده‌هاي مشاهداتي از YL  كمتر باشند حذف مي‌شوند در غير اين صورت داده‌ها به همان وضعیت اوليه براي تجزيه و تحليل‌هاي بعدي باقي مي‌مانند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز

قبل از ارايه روش معرفي شده لازم است به دو تعريف زير در باره سيل خيزي توجه شود

۱- مفهوم سيل‌ خيزي‌:

                برداشت‌ عمومي ‌از واژه‌حادثه ‌خيزي‌، فراواني ‌و يا شدت وقوع ‌حوادث‌ مورد نظر را در يك‌ منطقه‌ خاص‌ نشان ‌مي‌دهد. بطور مثال ‌يك‌ منطقه‌ زماني‌ زلزله‌ خيز قلمداد مي‌شود كه‌ تعداد زلزله‌هاي ‌حادث‌ شده‌ در آن ‌منطقه ‌بيشتر از مناطق ‌ديگر باشد. لذا اگر از اين ‌منظر به ‌واژه ‌سيل‌خيزي ‌نگاه ‌كنيم ‌مي‌توانيم ‌تعريفي ‌مشابه ‌تعريف ‌فوق ‌براي‌ سيل‌خيزي ‌ارائه ‌دهيم‌. يعني ‌يك‌ منطقه‌ زماني‌ سيل‌خيز محسوب‌ مي‌شود كه ‌فراواني ‌وقوع ‌سيلاب ‌در آن‌ منطقه‌ از مناطق‌ ديگر بيشتر باشد. حال ‌ممكن ‌است ‌اين ‌فراواني ‌بطور مكرر و يا در دوره‌هاي ‌چند ساله ‌اتفاق ‌افتد.  در هر حال‌ فراواني ‌وقوع‌ بطور نسبي ‌سنجيده ‌مي‌شود.

                در اين‌ تحقيق‌ منظور از سيل‌خيزي ‌صرفاً فراواني ‌وقوع ‌سيلابهاي ‌خسارت‌ بار در مسير يك‌ رودخانه ‌و يا خروجي‌ حوضه‌ نمي باشد، بلكه ‌منظور پتانسيل ‌توليد سيل ‌در سطح‌ زير حوضه‌ها از ديدگاه ‌تأثير و مشاركت ‌در مشخصه‌هاي ‌سيل‌)تراز، دبي‌ و يا پهنه‌) خروجي ‌حوضه ‌است‌. بعبارت ديگر منظور از سيل‌خيزي‌، تفكيك‌ عكس‌العمل ‌هيدرولوژيكي ‌كل‌ حوضه‌ متأثر از يك‌ بارش ‌سيل‌زا به ‌نسبت ‌سهم ‌مشاركت ‌زير حوضه‌ها با بررسي ‌تاثير عوامل ‌ديناميكي ‌روي‌ فرايند رواناب‌ تا خروجي‌ حوضه‌ است‌. به ‌اين ‌ترتيب ‌اگر زير حوضه‌اي ‌بطور مستقل‌ نسبت‌ به‌ زير حوضه‌هاي ‌ديگر دبي ‌اوج‌ بيشتري ‌توليد كند دليل ‌بر سيل‌خيزي‌ بيشتر آن‌ زيرحوضه ‌نخواهد بود بلكه ‌زيرحوضه‌اي ‌كه‌ در هيدروگراف ‌خروجي‌ حوضه ‌اصلي‌ سهم‌ مؤثرتري ‌در مشخصه‌هاي ‌سيل ‌داشته ‌باشد، نسبت ‌به ‌ساير زير حوضه‌ها سيل ‌خيزتر است‌.

 

2- شاخص ‌سيل‌ خيزي‌: مطالعاتي ‌كه‌ در ارتباط با سيل‌خيزي ‌در سطح‌ حوضه‌ها و يا كشورها نسبت‌ به ‌يكديگر انجام‌ شده ‌است، شاخص‌هاي ‌متفاوتي ‌را براي ‌سيل‌خيزي‌ معرفي‌ نموده‌اند. بطور مثال‌ در بسياري ‌از مطالعات‌ جهاني ‌كه‌ از فرمول ‌فرانكو- روديه‌ استفاده ‌شده ‌است مقادير K محاسباتي ‌بعنوان ‌شاخص‌ سيل‌خيزي ‌حوضه‌ها نسبت‌ بهم‌ معرفي ‌شده‌ است. به ‌اين ‌ترتيب ‌كه ‌در مقايسه‌ حوضه‌ها نسبت‌ به ‌يكديگر مقادير بيشتر K نشان ‌دهنده ‌سيل‌ خيزي ‌بيشتر حوضه ‌بوده ‌است‌ و همين‌ طور مقادير C در فرمول ‌كريگر و ماير. در پاره‌اي ‌از مطالعات ‌كه‌ معمولاً بر اساس ‌داده‌هاي ‌مشاهده‌اي ‌سيلاب‌ و برخي‌ از پارامترهاي ‌آماري‌، نسبت‌ به ‌بررسي ‌سيل‌خيزي‌ حوضه‌ها اقدام ‌شده‌ است‌، معمولاً يكي‌ از شاخص‌هاي ‌آماري )در بسياري‌ از موارد ضريب‌ تغييرات) مبناي ‌سيل‌خيزي ‌حوضه‌ها قرار گرفته ‌است‌. يعني ‌مقادير بيشتر ضريب‌ مربوطه ‌حاكي ‌از بي‌نظمي‌ و تغييرپذيري ‌سيلاب‌ بوده ‌بطوريكه ‌با استفاده ‌از همين‌ شاخص‌، شرايط سيل‌خيزي‌ كشورها نسبت‌  بهم‌ مقايسه‌ شده ‌است. در مطالعاتي ‌كه‌ سيل‌خيزي‌ زيرحوضه‌ها در يك‌ حوضه‌ آبخيز نسبت‌ بهم‌ مقايسه ‌شده ‌است ‌معمولاً دبي‌ اوج ‌زير حوضه‌ها در مقايسه ‌با هم ) فقط در محل‌ زير حوضه‌) بدون‌ توجه‌ به ‌تأثير و يا مشاركت ‌آن‌ زيرحوضه‌ در سيل‌ خروجي‌ كل ‌حوضه ‌بعنوان ‌شاخص‌ سيل‌خيزي ‌مد نظر بوده ‌است. اما در اين ‌تحقيق‌ شاخص‌ كمي سيل ‌خيزي‌ بصورت‌ زير تعريف‌ و توصيف‌ مي‌شود.

                ميزان‌ كمي تاثير رواناب‌توليد شده‌ در سطح‌ زيرحوضه‌ها )بادرنظرگرفتن‌كليه‌ويژگيهاي‌زيرحوضه‌ها ( در افزايش‌ يا كاهش ‌مشخصه‌هاي ‌سيل‌ خروجي‌ كل‌ حوضه‌، بعنوان ‌شاخص‌ يا شدت ‌سيل‌خيزي ‌آن ‌زير حوضه‌ تعيين‌ مي‌شود. اين‌ افزايش ‌يا كاهش ‌مي‌تواند بوسيله ‌مشخصه‌هاي ‌تراز آب‌، دبي‌ و يا پهنه‌ سيل‌گيري‌ براي ‌ميزان ‌مشاركت ‌هر يك ‌از زيرحوضه‌ها در خروجي ‌حوضه ‌سنجيده ‌شود.در اين ‌تحقيق ‌از مشخصه‌ دبي ‌اوج‌ سيل‌ در خروجي ‌حوضه ‌به ‌منظور اولويت ‌بندي ‌و تعيين ‌شدت‌ سيل‌خيزي ‌زيرحوضه‌ها استفاده ‌مي‌گردد.

با اين ‌تعريف‌ مراحل‌ بعدي ‌كار و روش‌ تحقيق ‌براي ‌رسيدن‌ به‌ اهداف‌ مورد نظر كاملاً روشن‌ مي‌شود.

روش تحقيق : در اين‌ تحقيق‌ از روش‌ شبيه‌ سازي‌(Simulation) هيدرولوژيكي ‌در تبديل ‌رابطه‌ بارش- رواناب‌ در سطح‌ زيرحوضه‌ها و نيز رونديابي ‌آبراهه‌هاي ‌اصلي‌ به‌ منظور استخراج ‌هيدروگراف ‌سيل‌ خروجي‌ حوضه‌ استفاده ‌مي‌شود.

                براي‌ اولويت ‌بندي‌ زيرحوضه‌ها از نظر سيل‌خيزي ‌و بعبارتي ‌تعيين‌ ميزان‌ تأثير هر يك‌ از زيرحوضه‌ها در دبي‌ سيل‌ خروجي كل‌ حوضه‌ از روش ابداعي تكرار حذف انفرادي زيرحوضه Single Successive Sub watershed  Elimination (SSSE)   استفاده مي شود. در اين روش ابتدا هيدروگراف ‌سيل‌ خروجي‌ با مشاركت‌ كليه ‌زير حوضه‌ها با كاربرد مدل‌ HEC.HMS محاسبه ‌مي‌شود. سپس‌ با حذف ‌متوالي و يك به يك ‌زيرحوضه‌ها از فرايند رونديابي‌ داخل‌ حوضه‌، ميزان ‌مشاركت‌ هر يك‌ از آنها در دبي‌ اوج‌ خروجي‌ حوضه‌ بدست‌ مي‌آيد.زيرحوضه‌اي ‌كه ‌بيشترين ‌كاهش ‌را در دبي‌ خروجي ‌كل ‌حوضه ‌از خود نشان ‌دهد بيشترين ‌سهم ‌را در ايجاد سيل ‌خروجي ‌بعهده ‌داشته ‌و بعنوان ‌اولويت ‌اول ‌شناخته‌ مي‌شود.بدين ‌ترتيب ‌كليه ‌زير حوضه‌ها با توجه‌ به ‌ميزان ‌مشاركت ‌آنها در دبي‌ خروجي‌ حوضه‌ اولويت‌ بندي‌ مي‌شوند.همچنين ‌براي ‌خنثي ‌كردن ‌عامل ‌مساحت‌ زير حوضه‌ها در مقدار دبي‌، اولويت‌ بندي ‌به ‌ازاي‌ ميزان ‌مشاركت ‌هر واحد سطح‌ زير حوضه‌ نيز مي تواند انجام ‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:12  توسط محمد خسروشاهي  | 

پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيل‌خيزي ‌و تعيين ‌مناطق ‌سيل‌ خيز(10)

-3- تحقيقات ‌مرتبط با مدل‌هاي ‌هيدرولوژيكي ‌و هيدروليكي ‌بررسي‌ سيلاب‌:

 در ارتباط با مدل‌هاي ‌بارش – رواناب ‌و هچنين ‌مدل‌ مورد استفاده ‌در اين‌ تحقيق‌، كارايي ‌اينگونه ‌مدل‌ها در تحقيقات ‌متعددي ‌گزارش ‌شده‌ است‌. مدل‌هاي‌ بارش – رواناب ‌براي‌ توصيف‌ رفتار هيدرولوژيكي ‌يك ‌حوضه ‌آبخيز بكار برده ‌مي‌ شوند. مدل‌هاي ‌بسيار زيادي ‌و جود دارند كه‌ براي ‌شبيه ‌سازي فرايندهاي ‌فيزيكي ‌رابطه‌ بين‌ بارش ‌و رواناب‌ توسعه‌ داده‌ شده‌ و بوسيله ‌افراد مـــختلف ‌مورد استفاده ‌قرار گرفته‌اندHundecha(2001)[1]،Donker(2001)[2]، Deroo و همكاران، Shah  (2000) و همكاران[3](1996)  Johnson و همكاران‌(1997) [4]Francisco .و همكاران1998))  به‌ منظور اتصال ‌(Coupling) سيستم ‌GIS با مدلهاي ‌هيدرولوژي ‌و هيدروليكي‌، مناطق ‌تحت‌ تأثير سيل ‌را در رودخانه‌ به ‌نقشه‌ درآوردند.آنها از GIS بعنوان ‌يك ‌ابزار قدرتمند براي ‌تكميل ‌و تحليل ‌داده‌ها از منابع‌ مختلف ‌در مديريت ‌دشت‌هاي سيلابي ‌ياد كرده‌اند. در اين ‌مطالعه ‌يك‌ مدل‌ هيدرولوژيكي ‌يكپارچه‌ (Lumped) بنامXSRAIN و يك‌ مدل‌ توزيعي ‌ (Distributed)بنام OMEGA بكار گرفته ‌شد و از مدل ‌هيدروليكي ‌شناخته ‌شده‌ HEC-2 براي ‌محاسبه ‌سطوح تحت‌ تأثيرسيل ‌استفاده ‌كردند. اين مدلها در حوضه Livramento بكار گرفته ‌شد و براي ‌محاسبه ‌مناطق ‌سيل‌گير در سيل‌هاي ‌مختلف ‌و ارزيابي ‌زيانهاي ‌مناطق ‌تحت ‌تأثير نتايج‌ رضايت‌ بخشي‌ بدست‌ دادند.

& Portner  (1994)[5] Nikiتحقيقي‌ مشابه ‌مورد قبلي‌ با استفاده ‌از مدل‌   Mike-11انجام ‌دادند. هدف اصلي‌ اين‌ مطالعه ‌نيز رونديابي ‌سيل‌ و پيدا كردن ‌ابعاد مناسب‌ نگهداشت ‌حوضه‌ بود. به‌ عقيده ‌EnayetRasul و همكاران(1994) كنترل ‌كامل ‌سيل ‌نه‌ امكانپذير است‌ و نه ‌مطلوب‌. بلكه‌ بايد روشهاي‌ مديريت‌ سيلاب ‌مد نظر قرار گيرد. آنها براي‌ مديريت‌ سيل‌ در بنگلادش ‌اقدام ‌به ‌تهيه ‌نقشه‌هاي ‌پهنه‌بندي‌ سيل ‌در رودخانه‌ها نموده‌اند. حتي‌ مدل ‌بندي‌ مديريت ‌سيل‌ در برنامه ‌كار دولت‌ بنگلادش ‌نيز قرار گرفته ‌است‌. در اين‌ راستا از نرم ‌افزارهاي ‌MIKE11-GIS براي‌ تهيه‌ اينگونه ‌نقشه‌ها استفاده ‌كرده‌اند كه‌ اين ‌نقشه‌ها به ‌طراحان ‌و برنامه ‌ريزان ‌براي ‌عمليات ‌حفاظتي ‌در زمان‌ خطر كمك‌ كرده‌ و حتي ‌قادر است ‌سيل‌ها را از نظر توسعه‌، عمق ‌و احتمال ‌تداوم‌ آنها پيش ‌بيني ‌كند به ‌اين ‌ترتيب‌ هماهنگي‌ و تلفيق ‌MIKE11-GIS  در تهيه‌ اين‌ پروژه‌ها بطور موفقيت ‌آميزي ‌توسعه ‌داده ‌شده‌ است‌.

Niki (1994) كه ‌مدل MIKE11 را در دو پروژه ‌حفاظت‌ سيل در سوئيس ‌بكارگرفته ‌اظهار داشته ‌است‌ گرچه ‌اين ‌مدل‌ براي‌ رودخانه‌هاي ‌بزرگ‌ طراحي‌ شده ‌است‌ ولي ‌كاربرد آن ‌در رودخانه‌هاي ‌كوچك‌ و آبراهه‌ها مي‌تواند بخوبي‌ و با نتايج‌ رضايت‌ بخشي‌ بكار گرفته‌ شود.

[6]Suwanwerakamtorn با استفاده ‌از مدل ‌هيدرولوژيكي ‌HEC-1 وGIS اثرات ‌تغيير كاربري‌ اراضي‌ بالادست‌ حوضه‌ را روي ‌الگوي ‌سيلاب ‌در نواحي ‌پايين ‌دست‌ حوضه ‌مورد ارزيابي ‌قرار داده ‌است‌. پنج‌ مجموعه ‌متغيرهاي ‌مورد نياز براي ‌ورود به‌ سيستم ‌شامل‌بارش‌، ميزان ‌نفود، رواناب ‌سطحي‌، مساحت‌ حوضه‌ و رونديابي ‌سيل ‌بود. هدف‌ نامبرده ‌توسعه‌ و اصلاح‌ مدل ‌هيدرولوژيكي ‌و سيستم‌ GIS براي ‌ارزيابي ‌كمي ‌تغييرات ‌كاربري ‌اراضي‌ روي‌ هيدروگراف ‌سيل‌ خروجي‌ بود، حتي براي ‌اثبات ‌توانايي ‌مدل‌ در شبيه‌سازي ‌هيدروگرافهاي ‌سيل‌ در گذشته ‌و آينده‌ با كاهش‌ و افزايش ‌سطح ‌جنگل‌هاي‌ حوضه‌ نشان‌ داد موقعي ‌كه‌ مساحت‌ جنگل ‌كاهش ‌پيدا مي ‌كند، رواناب ‌حوضه‌ و زير حوضه‌ها بيشتر مي‌شود. به‌ اين‌ ترتيب‌ تأثير تغييرات ‌كاربري ‌اراضي ‌در بالادست ‌حوضه‌، در تراز سيل‌ پايين ‌دست ‌حوضه‌ نشان‌ داده ‌شد.

مريد و قائمي ‌(۱۳۷۶) براي ‌تشابه ‌سازي ‌بارندگي‌ - رواناب‌ در استان ‌هرمزگان ‌مدل ‌HEC-1 را براي ‌تعدادي ‌از سيل‌هاي ‌مهم ‌حوضه‌هاي ‌آبخيز بكار گرفته‌اند. بر اساس‌ نتايج‌ بدست ‌آمده ‌از مطالعات ‌انجام ‌شده‌، مدل ‌HEC-1 به ‌طور مطلوبي ‌امكان ‌تشابه‌ سازي‌ بارندگي ‌- رواناب‌ را دارد ولي‌ در كاربرد آن‌ بايد به ‌دو نكته ‌توجه ‌شود. اول ‌اينكه ‌در واسنجي‌ پارامترها، لازم ‌است ‌از هيدروگرافهايي ‌استفاده ‌شود كه ‌از شكل‌ متعارف ‌زنگوله‌اي ‌برخوردار باشند و هيدروگرافهاي ‌با تغييرات ‌زياد و يا آنهايي‌ كه ‌يكباره ‌به ‌اوج‌ مي‌رسند جوابهاي ‌غير واقعي ‌خواهند داشت‌. دوم ‌اينكه‌، در استفاده ‌از هيدروگراف‌ واحد جهت‌ برآورد سيلاب‌، پارامترهاي ‌مورد نياز براساس ‌ضرايب ‌متعارف ‌جوابهاي ‌مناسب‌ نمي‌دهند.



[1] - Hundecha, Y., A. Bardossy & H-W. theisen., 2001, Development of a fuzzy ligic-based rainfall-runoff model, Hydrogical Sciences Journal, 46(3), PP. 363-376

[2] - Donker, N. H., 2001, A Simple Rainfall-runoff model based on Hydrogical Units applied to the teba catchment (south-east Spain) Hydrological processes, Vol 15, PP. 135-149.

[3] - Shah, S. M. S., P. E. O'Connill, J. R. M. Hosking., 1996, Modelling the effects of spatial variability in rainfall on catchmnt response, 2.Experiments with distributed and lumped models,J.hydrol., 175:89-111.

[4] - Francisco, N. C., F. C. Rego., M. D. Gracasaraiva., and I. Ramos, 1998, Coupling GIS with Hydrologic and Hydrolic Flood Modelling management, Water resources management,12:229-249.

[5] - Niki A.Beyr, Christop portner:1994 "MIKE 11-Hydrodinamic Simulation of flood protection systems, Hydroinformatic , 94:407-414.

 

[6] - Suwanwerakamtorn, R., 1994, GIS and Hydrobgic modelling for management of small watersheds, ITC Journol No4 P 343.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:41  توسط محمد خسروشاهي  | 

پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيل‌خيزي ‌و تعيين ‌مناطق ‌سيل‌ خيز(9)

 - تحقيقات ‌مرتبط با بررسي‌ عوامل ‌مؤثر در توليد رواناب ‌در حوضه‌هاي ‌آبخيز:    ...ادامه مطلب

 [1]Juracek  پــتانسيل‌ مــشاركت ‌رواناب‌(Potential Runoff-Contribution Area) را در 91حوضه از ايالت‌ كــانزاس‌، بــا استـفاده ‌از اطلاعات ‌خاك‌، كاربري‌ اراضي ‌و توپوگرافي ‌مورد بررسي ‌قرار داده ‌است‌. پتانسيل ‌مشاركت ‌رواناب ‌سطــوح‌، بـــراي ‌فــرايندهاي ‌نفوذ مازاد(Infiltration-excess) و جريان ‌روي ‌زميني ‌مازاد اشباع ‌(Saturation-excess) با استفاده ‌از يك ‌مجموعه‌ شرايط محيطي‌ بكار گرفته ‌شده ‌است‌. در اين‌ منطقه‌ پتانسيل ‌رواناب‌ در شش ‌دسته ‌به ‌صورت‌ پتانسيل‌ خيلي‌ بالا، بالا، متوسط، كم‌، خيلي‌كم‌ و بي‌ نهايت ‌كم ‌طبقه ‌بندي ‌شده ‌است‌. نتايج ‌بدست آمده از اين تحقيق نشان ‌مي دهد كه‌ شرايط پتانسيل ‌رواناب ‌خيلي‌ كم‌، توانايي ‌خوبي‌ را از لحاظ كمي ‌براي‌ تشخيص ‌91 زير حوضه‌ منتخب‌، بر اساس‌ درصد سطوح‌ مشاركت‌ پتانسيل ‌رواناب‌ در داخل‌ هر زير حوضه‌ دارد.اكثريت ‌زير حوضه‌ها با پتانسيل ‌رواناب ‌نسبتاً بالا در محلهايي ‌كه ‌نفوذپذيري ‌خاك ‌كمتر و ميزان‌ بارندگي ‌بيشتر بوده ‌است‌، واقع ‌شده‌اند)نيمه‌ غربي ‌ايالت). تشخيص‌ زيرحوضه‌هاي‌ با پتانسيل ‌رواناب ‌نسبتاً بالا، متوسط يا كم‌، اكثراً ناشي‌ از تغييرپذيري ‌نفوذپذيري ‌در اين ‌منطقه ‌بوده ‌است‌. به‌ طور كلي‌ اهداف‌ خاص‌ اين ‌تحقيق‌ سه‌ مورد زير بوده ‌است‌.

1-       برآورد پتانسيل ‌مشاركت ‌رواناب ‌سطوح‌ براي‌ جريانات ‌روي ‌زميني‌ ناشي‌ از مازاد نفوذ و مازاد اشباع‌.

2-       توصيف ‌و تعيين ‌الگوهاي ‌كاربري ‌اراضي ‌كه ‌ممكن‌ است‌ پتانسيل ‌رواناب ‌را تحت‌ تأثير قرار دهند.

3-       مقايسه ‌پتانسيل ‌رواناب ‌بين ‌زير حوضه‌ها و داخل ‌هر يك ‌از زير حوضه‌ در سرتاسر ايالت‌.

به ‌همين ‌منظور مطالعه ‌پارامترهاي ‌مؤثر در توليد رواناب‌ حوضه‌ و به ‌خصوص‌ زيرحوضه‌ها كمك‌ قابل ‌توجهي‌ در امر شناسايي‌ مناطق ‌مؤثر در دبي ‌اوج ‌سيل‌ )خروجي) خواهد داشت‌. با شناسايي ‌اين ‌مناطق ‌و بكارگيري ‌روشهاي ‌مهار سيلاب ‌متناسب‌ با طرح ‌و منطقه‌، از قبيل ‌احداث ‌سطوح‌ آبگير باران‌، احداث‌ سدهاي ‌تأخيري ‌و يا تلقيقي ‌از عمليات ‌بيولوژيكي ‌و مكانيكي ‌بر حسب ‌نياز، اثرات ‌قابل‌ ملاحظه‌اي ‌در كاهش‌ سيل ‌و تشديد خطرات ‌ناشي‌ از آن ‌به ‌جا خواهند گذاشت ‌در اين ‌مرحله ‌تجزيه‌ و تحليل ‌هيدروگراف ‌سيل ‌حوضه ‌از جايگاه ‌و اهميت‌ ويژه‌اي ‌برخوردار مي‌باشد.

- غيور حسنعلي‌[2] به ‌استناد تحقيقي ‌كه ‌در يك‌ منطقه ‌مرطوب ‌انگلستان ‌انجام ‌داده ‌است‌ در بررسي‌ عوامل‌ مؤثر بر سيلاب‌، پديده‌هاي ‌طبيعي‌، هيدرومتئولوژي‌ و فيزيكي ‌را در نظر گرفته‌ است‌ و نهايتاً دو عامل ‌شدت‌ و مدت‌ بارندگي ‌را بعنوان ‌عوامل‌ اقليمي ‌و دو عامل‌ زمان‌ تمركز حوضه‌ و مقدار جريانات‌ سطحي‌ قبل ‌از بارش‌ را بعنوان ‌عوامل‌ حوضه‌اي ‌در پيش‌بيني ‌سيلاب ‌معرفي ‌كرده ‌است‌.

- در اكثر كتابهاي ‌هيدرولوژي ‌عوامل ‌تأثير گذار بر سيل ‌شامل ‌عوارض‌ طبيعي ‌از جمله‌ خصوصيات‌ فيزيوگرافي ‌و زمين‌شناسي ‌و عــوامل ‌جــوي ‌مانند شدت‌، مدت‌، توزيع‌ و جهت ‌رگبار)نجمايي‌، 1369)[3] و از خصوصيات ‌آبراهه‌، بيشتر خواص ‌هيدروليكي ‌) خواص ‌حاكم‌ بر جريانات ‌آب‌ در آبراهه) مد نظر مي‌باشدchow)،1964.[4](

- تــــعداد زيــادي ‌از مــحققين‌ خارجي‌ از جمله ‌Francisco و همكاران ((1998 Shancar و همكاران (1996)،Abdulaziz (1996)،Wagdany و هــمكاران‌  (1997)، Sshah  و همكاران (1996) و Theodork و همكاران (1667) به ‌منظور بررسي ‌عوامل‌ مؤثر بر سيلاب ‌و در نتيجه‌ برآورد پاسخ‌ حوضه‌، داده‌هاي ‌بارش‌ و خصوصيات ‌ژئومورفولوژيكي ‌حوضه‌ را مورد بررسي‌ قرار داده‌اند.بطور كلي‌ مي‌توان ‌گفت‌ مجموعه‌ متغيرهاي‌ موجود در هر حوضه‌ )اقليمي‌، مرفولوژيكي‌، هيدرولوژيكي ‌و سطحي‌) با يكديگر ارتباط داشته ‌و اثرات ‌متقابلي ‌روي ‌همديگر دارند كه ‌بعضي ‌از اجزاي ‌آنها نقش‌ افزايندگي ‌و بعضي‌ نقش‌ كاهندگي‌ در بروز سيلاب ‌دارند.



[1] - Juracek, K. E., 1999, Estimation of potential Runoff Contributing Areas in Kansas Using topographic and soil Infiltration: U.S. Gelogical Survey water - Resources Investigations Report 99-4242, 29P.

 

[2] غيور، حسنعلي‌، 1371. پيش بيني ‌سيلاب ‌در مناطق ‌مرطوب‌، فصلنامه ‌تحقيقات ‌جغرافيايي ‌شماره ‌25.

 

[3] - نجمايي‌، محمد، 1369. هيدرولوژي ‌مهندسي‌، جلد دوم‌، چاپ‌ دوم‌، انتشارات‌ دانشگاه ‌علم‌ و صنعت‌.

[4] - Chow, Ven te ., 1964, Handbook of Applied Hydrology, New York, McGraw-Hill Book Company.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:59  توسط محمد خسروشاهي  | 

پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيل‌خيزي ‌و تعيين ‌مناطق ‌سيل‌ خيز(8)

 - تحقيقات ‌مرتبط با بررسي‌ عوامل ‌مؤثر در توليد رواناب ‌در حوضه‌هاي ‌آبخيز:         ...ادامه از قبل...

Hawkins[1] در ايالت‌ يوتا سعي‌ كرد ارتباطي‌ بين‌سطوح ‌اشباع ‌حوضه‌ و شماره ‌منحني‌(CN) ايجاد كند اما با كـــاربرد رابطه S2/0 بــراي ‌كــاهش ‌اولــيه ‌حوضه‌ نتايج ‌خوبي ‌در پيش‌بيني ‌رواناب ‌بدست ‌نياوردSteenhuis . و همكاران ‌(1995) با استفاده ‌از روش‌ شماره ‌منحني ‌در شكل‌ ابتدايي‌ آن‌ با اين‌ فرض‌ كه‌ فقط سطوح ‌اشباع ‌حوضه ‌در رواناب ‌مستقيم ‌مشاركت ‌دارند، روشي‌ را بكار گرفتند كه‌ در آن‌ تلفات‌ اوليه‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:16  توسط محمد خسروشاهي  | 

پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيل‌خيزي ‌و تعيين ‌مناطق ‌سيل‌ خيز(7)

- تحقيقات ‌مرتبط با بررسي‌ عوامل ‌مؤثر در توليد رواناب ‌در حوضه‌هاي ‌آبخيز:

سينگ[1] معتقد است ‌توليد رواناب ‌در يك‌ حوضه ‌آبخيز به عوامل متعددي بستگي دارد كه از جمله آنها مي‌توان به خصوصيات حوضه آبخيز، ديناميك‌ بارش‌، نفوذ و شرايط پيشين‌ حوضه‌ اشاره‌ كرد. اندازه‌گيري‌ مستقيم ‌پاره‌اي ‌از عوامل‌ فوق‌ الذكر مشكل‌ است‌ و بايستي‌ به ‌كمك ‌عوامل ‌ثانويه ‌اندازه‌گيري ‌شوند. چگونگي ‌تعيين ‌عوامل ‌ثانويه ‌از حوضه‌اي ‌به ‌حوضه‌ ديگر متفاوت ‌است. از جمله ‌اين ‌عوامل ‌رطوبت‌ موجود در حوضه‌ است‌ كه ‌در ارتباط بين‌ بارش و جريان ‌آب ‌تأثير زيادي‌ دارد. اندازه‌گيري ‌لحظه‌اي ‌و مستقيم ‌اين ‌عامل‌ مشكل‌ و گاه ‌غير ممكن‌ است‌، زيرا اين ‌عامل‌ با شرايط اقليمي ‌مثل ‌باد، بارندگي‌، حرارت‌ و فصل در تغيير است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيل‌خيزي ‌و تعيين ‌مناطق ‌سيل‌ خيز(6)

4- استفاده از داده هاي دورسنجي و GIS :‌ بعضي‌ از محققين ‌نيز در زمينه ‌مــنطقه ‌بـندي ‌خطر سيل‌ از داده هاي دورسنجي و GIS  استفاده كرده‌اند، از جمله2000) & Sado (MD,Islam[1]  با استفاده ‌از داده‌هاي ‌ماهواره‌اي ‌NOAA-AVHRR و كاربرد GIS نقشه‌ خطر سيل را براي كشور بنگلادش تهيه كرده‌اند. اين‌ نقشه‌ از دو لايه،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 9:32  توسط محمد خسروشاهي  | 

پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيل‌خيزي ‌و تعيين ‌مناطق ‌سيل‌ خيز(5)

۳- تفكيك حوضه به تعدادي زيرحوضه : در بسياري ‌از طرحها و پروژه‌هاي ‌آبي ‌براي ‌برآورد سيلاب ‌طراحي ‌و يا مقايسه ‌شرايط سيل‌خيزي‌ مناطق ‌مختلف ‌در سطح زيرحوضه‌ها از  روش هيدروگراف‌ واحد نيز استفاده ‌مي‌شود. در اين‌ روش‌ براي ‌محاسبه‌ حجم‌ و يا دبي‌ حداكثر لحظه‌اي‌ سيلابهاي ‌با دوره‌ برگشت‌ مختلف‌ در هر يك‌ از زير حوضه‌ها، ابتدا باران‌ خالص ‌با استفاده ‌از روش ‌SCS محاسبه ‌مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 10:45  توسط محمد خسروشاهي  | 

گزارش یک سفر بیابانی (به استان هرمزگان)

در تاريخ 25 تا 27 فروردين ماه سالجاري فرصتي فراهم شد تا به اتفاق دو تن از همكارانم آقايان دكتر رضايي و دكتر سندگل از اعضاي هيات علمي موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع كشور براي بررسي پاره اي از مسايل و مشكلات بيابان زايي در منطقه شرق بندرجاسك و به درخواست اداره كل منابع طبيعي استان هرمزگان به اين استان عزيمت نماييم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 9:46  توسط محمد خسروشاهي  | 

پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيل‌خيزي ‌و تعيين ‌مناطق ‌سيل‌ خيز(4)

2- تحليل ‌آماري‌: فراواني ‌وقوع ‌سيلابها معمولاً بر اساس‌ دبي‌ اوج‌ آنها انجام‌ مي‌گيرد. در اين‌ روش‌ بزرگترين ‌سيلاب ‌در هر سال ‌آبي‌ كه ‌در يك‌ ايستگاه آبسنجي ثبت شده‌اند به‌ عنوان‌ نمونه ‌آماري‌ تصادفي و معرف جمعيت‌ سيلابها در ايستگاه ‌مربوطه ‌انتخاب‌ مي‌شود. سري داده‌هاي سيلاب كه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:36  توسط محمد خسروشاهي  |