رئوس كلي زمينه هاي پژوهشي منابع آب در بیابان
.......ادامه مطلب
۲- مطالعه و تحقيق در مورد شناسايي سازندهاي آلوده كننده منابع آب و خاك:
وجود سازندهاي زمين شناسي حاوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك و امثال آن در اكثر نقاط ايران كه منشاء اوليه بيابانهاي زمين شناسي را تشكيل مي دهند هنگام عبور آب چشمه ها و روانابهاي ناشي از باران و ذوب برف از مسير آنها، سبب شور شدن آبهايي كميابي مي شوند كه تخريب خاك را در پي داشته و بدينوسيله بيابانهاي ثانويه زمين شناسي را توسعه و گسترش مي دهند. آگاهي از محل و موقعيت اين سازندها و شبكه رودخانه هايي كه بوسيله اين منابع آلوده مي شوند و همچنين رصد اين رودخانه ها براي بررسي مناطق بحراني كيفيت آب مي تواند سرفصل بسياري از طرحهاي تحقيقاتي اين گروه را تشكيل دهند.
3- مطالعه و تحقيق در مورد اثر تغييرات اقليمي بر منابع آب:
پيش بيني خشكساليهاي آتي به دليل تغييرات غير قابل پيش بيني آب و هوا بسيار دشوار است. دانشمندان معتقدند توزيع آب جهاني تحت تاثير تغييرات آب و هوايي قرار دارد. بروز سيلابهاي شديد و خشكسالي هاي متناوب دو رويداد حدي هيدرواقليمي هستند كه همواره تهديد بالقوه اي براي كشاورزي و منابع طبيعي كشور محسوب ميشوند علاوه بر آن گرم شدن دماي هوا، ميزان تبخير آب و كاهش رطوبت خاك را سبب شده و گسترش بيابان ها را در پي دارد بنا براين با آگاهي از روند تغييرات آب و هوايي بايد سازوكارهاي مناسب براي مقابله و كنترل خشكسالي و سيلاب پيش بيني شود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 13:39  توسط محمد خسروشاهي
|
رئوس كلي زمينه هاي پژوهشي منابع آب در بیابان
الف-شناخت وضعيت موجود
اينك به نظر ميرسد كه وقت آن است تا موضوعات متنوع قبلي مورد بازنگري و ساماندهي دوباره قرار گيرد. واقعيت اين است كه وظايف بخش اجرايي منابع طبيعي كشور در سه محور اصلي "حفاظت (بازدارنگي)" ، احيا و بهره برداري خلاصه ميشود و همين سه محور در سرلوحه وظايف سازماني و قانوني بخش اجرايي منابع طبيعي كشور نيز آمده است .
بديهي است كه خدمات بخشهاي پژوهشي منابع طبيعي كشور بايد در راستاي رفع مشكلات دستگاه اجرايي مربوطه قرار داشته و افزون بر اين ، ضمن شناسايي و ترسيم سيماي كنوني منابع طبيعي ، چالشهاي آتي را نيز رصد نموده و پيشاپيش در جستجوي پرهيز يا چاره جويي باشد . به عبارت ديگر ، ماهيت كار پژوهشي منابع طبيعي اقتضاء دارد كه اين بخش، ابزارها و آگاهيهاي لازم براي مديريت خطرات پيش رو را براي دستگاه اجرايي مربوطه فراهم نمايد. از اين رو لازم است گروه منابع آب و اراضي محور " شناخت" را كه پايه و اساس كار پژوهشي / اجرايي است نيز مانند ساير بخش ها در راس فعاليتهاي پژوهشي خود قرار دهد.
اگر به طرحهاي تحقيقاتي در دست اجراي كنوني بخش تحقيقات بيابان از اين منظر نگاه شود بسياري از اين طرحها مانند: بررسي علل افزايش سيل و پهنه بندي سيل خيزي آبخيزها ، پايش تغييرات اقليمي ، تعيين بيلان آبي شن زارها و استعداد رويشي اراضي ، روند يابي ( پايش ) آبدهي و رسوبدهي حوضه هاي آبخيز، بررسي هاي مربوط به پليمر در افزايش آب قابل استفاده خاكهاي شني و امثال آن در اين گروه قرار ميگيرند. اكنون الويتهاي كار در اين زمينه پژوهشي در راستاي تكميل و توسعه پژوهشهاي جاري به شرحي است كه در زير مي آيد.
1- مطالعه و تحقيق در زمينه شناخت جامع منابع آب و اراضي
اگر چه وضعيت اقليمي مناطق بياباني بصورتي است كه از نزولات آسماني اندكي بر خوردار است و كمبودهايي از نظر منابع آب وجود دارد ولي اين كمبودها به معني فقدان يا عدم وجود آب در اين مناطق نيست. در بسياري از مناطق خشك پتانسيلهاي بالقوه اي از منابع آب وجود دارد كه لازم است آنها را شناسايي و مورد بهره برداري قرار داد، بطور مثال در اين مناطق هرچند بيشتر رودخانه ها فصلي و موقتي هستند اما در همين رودخانه ها در فصل زمستان و يا اوايل بهار سيلابهاي زيادي وجود دارد كه بدون استفاده از دسترس خارج شده و به باتلاق ها و يا كويرها مي ريزند. اين سيلابها پتانسيل هايي از منابع آب هستند كه لازم است مقدار، فصل و محل وقوع آنها شناسايي و مورد بهره برداري قرار گيرند. اين در حالي است كه در همين مناطق سفره هاي آب زيرزميني با افت بحراني مواجه اند. به اين ترتيب در اين سرفصل طرحهاي تحقيقاتي زيادي مي توانند براي شناخت وضع موجود در زمينه آبهاي سطحي، زيرزميني و ساير جنبه هاي مرتبط تعريف شوند.
........ادامه دارد........
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 14:28  توسط محمد خسروشاهي
|
شاحص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب:
3- آلودگي و شور شدن آب
همانطور كه قبلا گفته شد بخش كشاورزي حدود 94 درصد مصرف آب كشور را به خود اختصاص داده است. با توجه به سطح گسترده اراضي كشور، استفاده نادرست از منابع آب و نهادههاي كشاورزي (كود و سم) ميتواند از نظر كمي و كيفي منابع آبي كشور را در معرض تهديد جدي قرار دهد.
يكي از منابع عمده آلودگي آبهاي كشاورزي استفاده روزافزون از نهادههاي كشاورزي از جمله كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات است. سموم كشاورزي و كودهاي شيميايي كه در چند سال اخير براي مبارزه با آفات و تقويت خاك كاربردهاي زيادي پيدا نمودهاند، با نفوذ در منابع آبهاي سطحي و زيرزميني، زمينه آلودگي منابع آبي كشور را فراهم نمودهاند. آمار و ارقام موجود نشان ميدهد كه مقدار مصرف كودهاي شيميايي از 630 ميليون تن در سال 1355 به بيش از 3 ميليارد تن در سال 1381 رسيده است.
مصرف سموم كشاورزي نيز مانند كود شيميايي روند مشابهي را نشان ميدهد و مصرف آن در سالهاي اخير رشد نسبتا چشمگيري داشته است بطوريكه ميزان فروش سموم در كشور در طول كمتر از يك دهه از 14800 تن (سال 1374) به 25800 تن (سال1381) رسيده است. اين افزايش مصرف در حالي صورت ميگيرد كه بسياري از كشورها، بهويژه كشورهاي توسعهيافته محدوديتهاي شديدي را براي مصرف آنها قائل شده و مصرف آن در سالهاي اخير در اين كشورها روند كاهشي داشته است. استفاده غيربهينه از نهادههاي كشاورزي و آبياري و زهكشي نامناسب شبكههاي آبياري باعث شده است كه سالانه حجم انبوهي از پسابهاي كشاورزي از طريق رودخانهها و زهكشها وارد منابع آبي كشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي كشور را فراهم نمايد. سالانه ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاى داخلى، درياى خزر و خليج فارس سرازير مى شود و نزديك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسايى شده كه ۷۰تا۶۰ رودخانه بيشترين آلودگى را دارند. علاوه بر شوري آب كه بر اثر كشاورزي نادرست صورت مي گيرد با توجه به تشكيلات زمين شناسي شور در بسياري از مناطق خشك ايران، شور شدن آب بطور طبيعي نيز اتفاق مي افتد بايد گفت گسترش شوري در فلات ايران تنها به پهنه هاي پوشيده از نمك تحت عنوان كفه ها و باتلاقهاي نمك و سفره هاي آب شور زير زميني محدود نيست، بزرگترين مشكل وجود تشكيلات زمين شناسي محتوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك مي باشد كه تقريباً در اكثر نقاط ايران وجود دارد. بطور كلي كويرهاي نمكي به صورت مركز اصلي پخش نمك عمل مي كنند كه در بخش سطحي توسط آب و احياناً باد و در قسمت عمقي بوسيله نفوذ جريان آب شور اثرات مخرب خود را در زمين هاي اطراف برجای ميگذارند به اين ترتيب روان آبهايي كه از مناطق بالادست حوضه بسمت پاياب جاري مي شوند در بسياري از موارد به دليل عبور از همين سازندهاي آلوده به گچ و نمك شور شده و گذشته از اينكه كيفيت نامناسبي براي شرب و يا كشاورزي پيدا مي كنند، مناطق پايين دست خود را نيز آلوده كرده و به نوعي سبب بروز و تشكيل بيابانهاي ثانويه مي شوند.
منابع:
- 1- ويژه نامه پيام آب 1384، وزارت نيرو
2- كميته ملي توسعه پايدار، پيشنويس سند راهبردهاي توسعه ملي پايدار براي سال 1404
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 7:55  توسط محمد خسروشاهي
|
شاحص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب:
2- سيلخيزي و بروز سيلابهاي مخرب:
فزوني و جاري شدن سيلابهاي مخرب يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند. بر اساس آمار و ارقام منتشره تعداد دفعات وقوع سيل در طول سالهاي 1330 تا 1380 به 3700 مورد رسيده است كه افزايشي بيشتر از 10 برابر را نشان مي دهد. بررسي مجموعه عوامل زيست محيطي كه زمينه ساز اين حوادث هستند نشانميدهد كه دخالت انسان در چرخه طبيعي آب از طريق تخريب پوشش گياهي در عرصههاي آبخيز،كاربري غير اصولي اراضي، توسعه سطوح غير قابل نفوذ و امثال آن احتمال سيلخيزي را در مناطق گوناگون افزايش داده است بطوري كه باران رحمت الهي به يك پديده مخرب تبديل گشته و باعث از بين رفتن جان و مال انسانها شده و در بسياري از مناطق زمينهاي كشاورزي و تأسيسات زيربنايي كشور را به نابودي كشانده است. اين وضعيت نشان دهنده بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي كشور وارد شده است. باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور كه با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند. نتيجه اين وضعيت كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها را در سراب حوضه از يكسو و پيشروي آبهاي شور كوير را به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف از سوي ديگر تشديد مي كند. علاوه براين ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند. همچنين آب هاي جاري سطحي با وجود ناچيز و ضعيف بودن قادرند با شستشوي تدريجي گنبدهاي نمك واقع در سطح زمين يا معادن نمك در حال استخراج مناطق وسيع تحت نفوذ خود را آلوده به شوري سازند كه این شستشوي تدريجي در دراز مدت منتهي به كويري شدن منطقه مي شود. اين توضيحات كوتاه براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي است. اقدامي كه تا كنون مخصوصا از طرف بخشهاي اجرايي منابع طبيعي به آن توجه كافي نشده و صرفا عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو و برخلاف تصور هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي و يا وزارت نيرو باشد بنا براين تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي رسيدن به هدف مورد نظر ضروري است.
......... ادامه دارد......
+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 9:31  توسط محمد خسروشاهي
|