تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

سيل و سيلخيزي

 

۲-عوامل ‌مؤثر بر بروز يا تشديد سيلاب ‌در رودخانه‌:

بررسي‌ و شناخت ‌عواملي ‌كه ‌به ‌گونه‌اي ‌در رفتار هيدرولوژيك‌، هيدروليك ‌و مرفولوژيك ‌رودخانه ‌نقش ‌دارند از اصول‌ اوليه ‌اينگونه ‌مطالعات ‌است‌ ويژگيهاي ‌مرفولوژي‌ رودخانه ‌از جمله ‌مشخصات‌ هندسي‌ بستر، شكل‌ كف‌، شيب‌ و نيمرخ ‌طولي ‌آن ‌تاثير بسزايي‌ در وقوع‌ سيل‌ و يا تشديد آن‌ دارد.اين‌ ويژگيها در طول‌ زمان‌ و تحت‌ تاثير جريان ‌آب ‌و رسوب‌، جنس‌ مواد سازنده ‌و اندازه ‌مواد بستري‌ و وضعيت‌ پوشش‌گياهي ‌كناره ‌و حاشيه ‌رودخانه ‌تغيير مي‌كند.به ‌دليل ‌پيچيدگي ‌اثرات‌ متقابل ‌هر يك‌ از عوامل ‌مؤثر، شناخت ‌روند و آهنگ ‌تغييرات ‌حركت‌ آب‌ چندان ‌آسان‌ نمي‌باشد.هر يك‌ از الگوهاي ‌رودخانه‌اي ‌نظير الگوي ‌مستقيم‌، شرياني ‌و پيچانرودي ‌عكس‌العمل‌هاي ‌متفاوتي ‌نسبت ‌به ‌جريان‌ سيلابي‌ در خود نشان‌ مي‌دهند.

-شيب ‌رودخانه‌: از عوامل ‌مهمي‌ است‌ كه‌ روي دبي رودخانه ‌اثر مي‌گذارد: بررسيهاي ‌متعدد نشان‌ مي‌دهد كه‌ شيب‌ رودخانه ‌به ‌دليل ‌فراهم‌ بودن ‌شرايط فرسايش‌، انتقال ‌مواد و رسوبگذاري ‌اثر قابل‌ توجهي ‌در وقوع‌ سيلابها دارد.توپوگرافي‌، شيب‌ رودخانه ‌و مقدار بارندگي‌ سه‌ مشخصه‌ مهم‌ در ايجاد سيلاب‌ معرفي‌ شده‌اند.بررسيهاي ‌انجام ‌شده ‌در يكي‌ از حوضه‌هاي ‌رودخانه ‌پنسيلوانيا، بـيانگر اين‌ واقــعيت ‌است‌ كه‌ دلــيل‌ وقــوع‌ سـيل‌ در آن ‌منطقه‌، شيب‌ زياد و مقدار فراوان ‌باركف ‌رودخانه ‌بوده ‌است‌

-ابعاد هندسي ‌رودخانه‌: از ويژگيهاي ‌مهم ‌ديگر است‌ كه‌ نقش‌ تعيين ‌كننده‌اي‌ در وقوع ‌سيلاب ‌دارد.دو تيپ ‌كلي ‌رودخانه ‌يعني‌ رودخانه ‌با بستر سنگي ‌ (Bedrock) و رودخانه ‌با بستر آبرفتي (Alluvial) ‌را مي‌توان ‌تشخيص‌ داد كه‌ جريان ‌آب ‌و رسوب‌ در آنها كاملاً متفاوت ‌است‌ اين‌ اختلاف ‌كه ‌عمد تا در اثر تفاوت ‌در مكانيسم ‌انتقال ‌رسوب‌ است‌، شكل‌ رودخانه ‌و اثرات ‌بعدي ‌آن ‌را در وقوع‌ سيلاب‌ سبب‌ مي‌شود.

رودخانه‌هاي ‌با بستر سنگي‌ معمولاً عميق ‌و باريك‌ بوده ‌و در مواقع ‌سيلابي ‌جرياني ‌با عمق‌ و سرعت‌ زياد دارند و قادرند حتي‌ در بسترهاي‌ سنگي‌ موجبات ‌فرسايش‌ كناري ‌ و كف‌ را فراهم ‌نموده ‌و باعث ‌انتقال ‌مواد درشت ‌دانه ‌بسمت‌ پايين ‌دست‌ شوند به‌ دليل ‌رسوبگذاري‌ دربازه‌هاي‌ پاييني ‌و سيلاب دشت‌ها، تغييرات قابل ‌توجهي‌ در مرفولوژي‌ رودخانه ‌و سطح ‌تر از آنها بوجود مي‌آيد كه ‌منجر به ‌طغيان ‌جريان‌ از بستر و ايجاد سيل ‌مي‌گردد.

در رودخانه‌هاي ‌با بستر سنگي‌ چنانچه‌ دبي ‌جريان ‌زياد شود، عمق‌ و سرعت ‌نيز افزايش ‌مي‌يابد و در نتيجه ‌نرخ ‌انتقال ‌باركف‌ فزوني ‌مي‌گيرد.اين ‌عمل ‌تحت‌ تاثير جريان ‌متلاطم ‌است‌ كه‌ سبب‌ تخريب ‌بستر و ايجاد بي‌نظمي‌هايي ‌در بستر و كف‌ مي‌شود.به‌ دليل ‌همين ‌جريان ‌متلاطم‌، جريان ‌سيلابي ‌در اين ‌گونه ‌رودخانه‌ها قادر به ‌انتقال ‌و حمل‌ مواد درشت‌تر بصورت‌ معلق‌ و يا جهشي‌ تا مسافت ‌زياد مي‌باشد.حجم‌ زياد بار كف‌ كه‌ در مواقع‌ سيلابهاي‌ عظيم‌ به‌ پايين ‌دست‌ و سيلا بدشت‌ها منتقل ‌مي‌گردد بصورت‌ جزاير رسوبي‌ در بسترهاي‌ باز آبرفتي ‌بر جاي‌ مي‌ماند كه‌ در جريانهاي‌ بعدي‌ سبب‌‌ طغيان ‌رودخانه ‌و گسترش‌سيلاب ‌در منطقه‌ مي‌گردد.

-تغيير وضعيت ‌هيدروليكي‌ رودخانه‌: در مواردي‌ مي‌تواند منجر به ‌ايجاد سيل‌ گردد. زيرا ظرفيت ‌انتقال ‌جريان ‌در يك‌ رودخانه ‌كه ‌متاثر از ويژگيهاي‌ مرفولوژيكي ‌و هيدروليكي ‌است‌ مي‌بايست‌ براي ‌انتقال ‌سيلابهاي ‌احتمالي ‌در يك‌ حد بهينه‌اي‌ باقي ‌بماند هر گونه ‌بي ‌توجهي‌ به‌ اصول‌ هيدروليكي‌ كه‌ منجر به ‌كاهش ‌ظرفيت ‌انتقال ‌منجر به ‌كاهش‌ ظرفيت‌ انتقال ‌جريان ‌رودخانه ‌گردد، مي‌تواند موجب ‌بروز سيلاب‌ و يا تشديد آن‌ گردد.طراحي ‌نا مناسب‌ نوع‌ پل‌ها و آبگذرها و ساير سازه‌هاي‌ هيدروليكي‌ از جمله ‌اين‌ موارد هستند. بكارگيري‌ روشهاي‌ مختلف ‌مناسب‌ رونديابي ‌سيلاب‌ طراحي‌ در طرحهاي‌ آبي‌ يكي‌ از ضرورياتي ‌است ‌كه‌ موجب‌ بهينه ‌سازي‌ ابعاد سازه ‌مي‌گردد.

-برداشت‌ غير اصولي‌ مصالح ‌رودخانه‌اي ‌و اصولاً هرگونه ‌دخل ‌و تصرف‌ در بستر رودخانه‌، موجبات ‌تغيير مرفولوژي ‌رودخانه ‌را بهمراه ‌دارد كه ‌اغلب‌ پيامدهاي ‌نا مناسب ‌و پيش‌ بيني ‌نشده‌اي ‌را به‌ خصوص ‌د ر انحراف ‌مسير جريان ‌طبيعي ‌ايجاد كرده ‌و باعث‌ گسترش‌ سيلاب ‌مي‌شوند.

-تجاوز به ‌حريم‌ رودخانه‌ها به‌ هر شكل‌ بروز و يا تشديد سيلاب ‌را بهمراه ‌دارد. معمولاً بستر رودخانه ‌تحت‌ تاثير عوامل ‌متعددي ‌همواره ‌از نظر ابعاد، شكل ‌و الگو در تغيير و تحول ‌است. ويژگيهاي ‌جريان ‌از نظر ميزان ‌دبي‌، تداوم ‌و شدت‌ تغييرات ‌آن ‌از عوامل ‌مهم‌ در شكل‌ دادن ‌بستر رودخانه ‌مي‌باشند.رودخانه‌هايي‌ كه‌ متاثر از رژيم‌ سيلابي‌ شديد و با تغييرپذيري ‌زياد همراهند، شرايط متفاوتي ‌نسبت ‌به ‌رودخانه‌هاي ‌با رژيم ‌يكنواخت‌ دارند.رودخانه‌هاي ‌فصلي ‌و سيلابي ‌حساسيت‌ بيشتري‌ به‌ تغيير و تحول‌ دارند.در اثر وقوع ‌سيلابهاي ‌برزگ ‌و استثنايي ‌مقطع ‌رودخانه ‌به ‌شدت‌ عريض‌ و احتمالاً عميق ‌مي‌گردد ولي ‌متعاقب ‌آن ‌با سيلابهاي ‌كوچكتر به ‌تدريج ‌در اثر رسوبگذاري ‌متناوب‌، عرض‌ بستر محدود مي‌گردد. عدم‌ توجه ‌به ‌روند تغييرات‌ فوق ‌الذكر و فراواني ‌وقوع ‌سيلابهاي ‌با تناوب‌ مختلف ‌و دبي‌هاي ‌متفاوت‌ كه ‌نياز به‌ ابعاد مناسبي ‌از بستر براي ‌عبور دارند. در بسياري ‌از موارد سيلابهاي ‌شديدي ‌را باعث‌ گرديده‌اند. افزون ‌بر عدم‌ رعايت‌ حريم ‌رودخانه‌ها و سيل‌ها، نوع ‌كاربري ‌اراضي ‌حاشيه‌ رودخانه ‌كه ‌حتي‌ خارج‌ از محدوده ‌حريم ‌قانوني ‌هستند در تشديد سيل‌ موثر مي‌باشند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 7:50  توسط محمد خسروشاهي  | 

سيل و سيلخيزي

 

عوامل ‌مؤثر در بروز و يا تشديد سيلاب‌

هر چند از ديدگاه اين مطالعه ممكن است عوامل مؤثر بر سيل خيزي با عواملي كه بطور عام در بروز و يا تشديد سيلاب‌ مورد بررسی قرار می گیرد تفاوت داشته باشد اما لازم است ابتدا اين عوامل كلي  ‌در حوضه‌ آبخيز و رودخانه‌ بطور جداگانه‌ بررسي‌ شود و سپس بر اساس اهداف و  روش مورد نظر نسبت به شناسايي آنها اقدام شود.

1- عوامل ‌موثر در بروز و يا تشديد سيلاب ‌در حوضه‌ آبجيز:

بطور كلي ‌اين ‌عوامل ‌را مي‌توان ‌به ‌دو دسته ‌عوامل ‌اقليمي ‌و عوامل ‌حوضه‌اي ‌تقسيم‌ نمود كه ‌هر يك‌ به ‌سهم ‌خود تاثير بسزايي ‌در تشكيل ‌سيلاب ‌دارند.

1-1- عوامل ‌اقليمي‌-قطعاً اگر بارندگي ‌اتفاق ‌نيافتد سيلي ‌ايجاد نمي‌شود پس‌ ايجاد سيل ‌در درجه ‌اول‌ به ‌بارش‌ وابسته ‌است ‌از طرفي ‌هر بارشي‌ منجر به ‌ايجاد سيل ‌نمي‌شود.بنابراين ‌منشاء بسياري‌ از سيلابهاي ‌عظيم ‌بارانهايي ‌است‌ كه ‌بصورت‌ رگبارهايي‌ با شدت‌ زياد، تداوم ‌نسبتاً طولاني‌، تكرارهاي ‌متوالي ‌و يا در سطح‌ وسيعي ‌از حوضه‌ رخ‌ مي‌دهند.

1-1-1- رگبارهاي ‌كوتاه ‌مدت ‌ولي‌ با شدت‌ زياد كه‌ به ‌صورت‌ موضعي‌ بر سطح‌ حوضه‌هاي ‌كوچك‌ بويژه‌ در نواحي‌ شيبدار و كوهستاني ‌مي‌بارد در بسياري‌ از مواقع‌ سبب‌ طغيانهاي ‌خيلي ‌تند و سريع ‌مي‌شود كه‌ مي‌تواند خسارات‌ فراواني‌ را در پايين ‌دست‌ حوضه‌ بوجود آورد .

1-1-2-توزيع ‌زماني ‌و مكاني ‌باران‌ نقش‌ بسيار مهمي‌ در ايجاد سيلاب ‌و شكل‌ هيدروگراف‌ دارد بطور مثال‌ اگر در زمان ‌بارش‌، حوضه ‌از نظر رطوبت ‌خاك ‌اشباع ‌و يا در حد اشباع ‌باشد ميزان ‌بارش‌ مازاد به ‌شدت‌ افزايش ‌مي‌يابد و سيلاب ‌بوجود مي‌آيد. و يا اگر بارش‌ در نزديكي ‌خروجي‌ حوضه‌ اتفاق ‌افتد امكان ‌تشكيل ‌سيلاب ‌خيلي ‌بيشتر از مواقعي ‌است‌ كه ‌در نقطه‌اي ‌دورتر از آن ‌اتفاق ‌افتد.

1-1-3-ذوب‌ سريع ‌برف‌ در اثر افزايش‌ ناگهاني ‌دما بويژه‌ اگر همراه ‌با وقوع‌ بارش‌ باشد منجر به‌ ايجاد سيلاب ‌مي‌شو اينگونه‌ سيلابها در مناطقي ‌كه ‌داراي‌ رژيم ‌بارندگي ‌از نوع‌ برفي- باراني ‌باشند، اتفاق‌ مي‌افتد و معمولاً سيلابهاي ‌بزرگي ‌ايجاد مي‌كنند.

1-2- عوامل ‌حوضه‌اي‌: حوضه‌هاي ‌آبخيز بعنوان‌ خاستگاه ‌و منشاء اصلي‌ سيلابها بايد مورد شناسايي ‌قرار بگيرند و نقش‌ خصوصيات ‌فيزيوگرافي ‌و تغيير و تحولاتي ‌كه ‌به ‌مرور زمان ‌و يا با توجه‌ به‌ برنامه‌هاي ‌بهره‌برداري ‌از اراضي‌ و توسعه ‌ و گسترش‌ ساير فعاليت‌ها در سطح‌ حوضه‌ به ‌وقوع‌ مي‌پيوندد، در كم‌ و كيف‌ سيلابها پيشاپيش‌ مورد ارزيابي ‌قرار گيرد.برخي ‌از اين ‌عوامل‌ مهم‌ به‌ شرح‌ زير است‌:

1-2-1-اندازه‌ حوضه‌: در رابطه با مساحت حوزه و ارتباط آن با مقدار رواناب توليد شده تحقيقات زيادي انجام شده است پاره اي از تحقيقات فزوني مساحت را به افزايش حجم رواناب (قنواناتي[1] 1378، خسرو شاهي[2] 1370 ، زرگر 1378 به نقل از Bronson و همكاران) و بعضي ديگر افزايش مساحت را به فزوني دبي ارتباط داده‌اند. ( [3]Singh,1996).

اگر چه آبخيزهاي بزرگ در مقايسه با آبخيزهاي كوچك رواناب بيشتري توليد مي‌كنند اما مقدار رواناب از واحد سطح حوضه آبخيز به ازاي افزايش مساحت آن كاهش مي يابد زيرا د رسطوح گسترده شدت بارش يكنواخت و متغير است وبه همين لحاظ انتظار برقراري رابطه بين رواناب وشدت بارش هم در حوضه‌هاي گسترده بيهوده است و همبستگي مزبور را مي توان در حوضه هاي كم وسعت با بارندگي يكنواخت جستجو كرد. وسعت‌ حوضه ‌در مورد جريان ‌سيل ‌و توزيع ‌آن‌ در طول ‌سال ‌نقش ‌مهمي ‌ايفا مي‌كند. هر چه‌ حوضه ‌بزرگتر باشد ميزان ‌نزولات ‌آسماني ‌بيشتري‌ دريافت ‌مي‌كند ولي‌ معمولاً دبي ‌اوج‌ حوضه‌هاي ‌بزرگتر بطور نسبي‌ از حوضه‌هاي ‌كوچكتر كمتر است‌. بعبارتي‌ دبي سيل ‌در واحد سطح ‌حوضه‌هاي ‌كوچكتر، بزرگتر است‌.

1-2-2- شكل ‌حوضه: اساساً بر جريان ‌سيل ‌تاثير دارد. بطوريكه ‌هر چقدر شكل ‌حوضه‌ كشيده‌تر و طويلتر باشد اوج‌ سيل ‌كوچكتري ‌دارد حوضه‌هاي ‌گرد با زمان‌ تمركز كوتاه‌ نسبت ‌به ‌حوضه‌هاي ‌هم ‌سطح ‌اما كشيده ‌دبي ‌اوج‌ بزرگتري ‌دارند. زيرا بهنگام ‌وقوع ‌يك‌ رگبار قطرات‌ بارش‌ اضافي ‌زمان ‌كمتري ‌را براي‌ رسيدن ‌به ‌خروجي ‌حوضه ‌صرف ‌مي‌كنند.

1-2-3-شيب ‌حوضه: شيب حوضه آبخيز اثري محسوس و قابل توجه در جريان سطحي آن دارد. تاثير شيب روي مقدار رواناب، ناشي از اثر آن بر عمق و ظرفيت نگهداري آب و خاك و همچنين فرصت نفوذ آب در آن و مآلاً ميزان نفوذ آب در خاك است. چنانچه مقدار شيب فزوني يابد، نقش عوامل افزاينده نفوذ كاهش يافته و ميزان رواناب زياد مي شود، زيرا تجمع آب در ناهمواري هاي سطحي رابطه نزديك با شيب آبخيز داشته و با افزايش آن تقليل مي يابد. در شرايط مساوي ‌سرعت ‌جريان ‌در حوضه‌هاي ‌با شيب‌ تند نسبت‌ به ‌حوضه‌هاي ‌با شيب‌ ملايم ‌سريعتر است‌. زيرا هر چه ‌شيب ‌بيشتر باشد سرعت ‌آب ‌بيشترشده ‌و سريعتر به ‌انتهاي‌ حوضه ‌رسيده ‌و زودتر تجمع ‌مي‌يابد و در نتيجه ‌دبي ‌اوج ‌هيدروگراف ‌تيزتر مي‌گردد.

1-2-4-شبكه ‌زهكشي ‌حوضه‌: وضعيت ‌شبكه ‌زهكشي ‌نقش‌ عمده‌اي ‌در وقوع ‌سيلاب ‌دارد. جريان ‌در آبراهه‌ها سريعتر از جريان‌ سطحي ‌يا روي‌ زميني ‌است ‌  و لذا هر چقدر تراكم‌ زهكشي ‌زيادتر باشد  سرعت ‌تجمع‌ رواناب‌ سريعتر شده ‌و منحني ‌صعود هيدروگراف ‌داراي‌ شيب ‌تندتري ‌مي‌گردد. افزون ‌بر تراكم ‌زهكشي‌، الگوي ‌شبكه ‌هيدروگرافي‌، كه ‌خود تابعي ‌از ويژگيهاي ‌ژئومورفولوژي ‌سنگ‌شناسي‌، خاكشناسي ‌و امثال ‌آن ‌است ‌نقش ‌مهمي ‌در توليد دبي‌هاي ‌سيلابي ‌در حوضه ‌دارد. معمولاً براي ‌شرايط يكسان‌ فرم‌ درختي ‌استعداد بيشتري‌ براي ‌توليد دبيهاي ‌اوج ‌زودرس ‌نسبت ‌به ‌ساير اشكال ‌زهكشي‌ دارد.

1-2-5- شيب آبراهه اصلي: شيب آبراهه اصلي يكي از ويژگي هاي مهم حوضه آبخيز است كه به لحاظ اهميت خاص خود در مطالعات هيدرولوژي مد نظر قرار گرفته است. شيب آبراهه عمدتاَ از طريق تأثير بر سرعت حركت آب و تخليه حوضه، و در نتيجه مقدار تلفات آبراهه اي، در ميزان آبدهي حوضه موثر است. با افزايش شيب آبراهه، سرعت حركت آب بيشتر و در نتيجه نسبت زيادتري از آب ورودي در آن از حوضه تخليه مي شود. رودخانه هاي پر شيب، در مقايسه با انواع كم شيب، از آبدهي كمتري برخوردارند ولي بر عكس دبي اوج بالاتري دارند.

1-2-6-وضعيت ‌زمين‌شناسي ‌و خاكشناسي‌ حوضه‌: اين ‌عوامل ‌مهمترين ‌نقش‌ را در توزيع ‌رواناب ‌سطحي ‌و زير سطحي ‌ايفا مي‌كنند.  بطوريكه ‌سيماي‌ عمومي  ‌حوضه ‌از جمله ‌چگونگي ‌فرسايش‌پذيري‌، تراكم ‌و الگوي‌ زهكشي  ‌و  در  نتيجه ‌توليد رواناب  ‌سطحي ‌همگي  ‌متاثراز وضعيت‌ زمين‌شناسي ‌حوضه‌ است‌. ويژگيهاي ‌سنگ‌شناسي‌ و خاكشناسي‌ در ميزان ‌نفوذپذيري‌ آب‌ در درون‌ زمين ‌و يا آبدوي ‌مستقيم ‌و در نتيجه ‌تعادل ‌جريان ‌رودخانه ‌و يا سيل‌خيزي‌ حوضه‌ تاثير بسزايي ‌دارند. چگونگي ‌تخليه ‌آب‌ زير قشري‌ و آبهاي ‌زيرزميني ‌كم ‌عمق‌ به‌ رودخانه ‌كه ‌متاثر از ويژگيهاي‌ زمين‌ شناسي ‌است‌ بر روي‌ جريان ‌پايه ‌و در نتيجه ‌دبي ‌سيلابي ‌اثر مي‌گذارد.

1-2-7-پوشش‌ گياهي‌: وجود پوشش‌ گياهي‌ در سطح‌ حوضه‌ به ‌دليل ‌اثراتي ‌كه ‌در اجزاء سيكل ‌هيدرولوژي‌ در مقياس‌ حوضه‌ دارد، از عوامل ‌كاهش ‌دهنده ‌سيل ‌خيزي‌ يك‌ حوضه ‌است‌. به‌ عقيده ‌بسياري ‌از متخصصين ‌آبخيزداري‌، حفاظت ‌خاك ‌و جنگل ‌و مرتع‌ ، در اراضي‌ جنگلي ‌سيلاب ‌كمتر توليد مي‌شود و يا اصلاً رخ‌ نمي‌دهد. مي‌توان ‌گفت ‌رونديابي ‌سيل‌ در حوضه‌هاي ‌آبخيز داراي ‌پوشش‌ گياهي ‌بيشتر در پارامترهاي‌ ضريب‌ زبري ‌و نفوذ نقش‌ خود را نمايان ‌مي‌سازد.

1-2-8-كاربري ‌اراضي‌: كاربري‌ اراضي‌ روي‌ جريان ‌رودخانه ‌و وقوع ‌سيلاب‌ به ‌روشهاي‌ مختلفي ‌تاثير مي‌گذارد.مثلاً از بين‌ بردن‌ پوشش‌ گياهي ‌و يا تغيير در نوع‌ و نحوه ‌كشت‌ و كارگياهاني ‌كه ‌تلفات ‌برگ‌ آبي‌ زياد ي ندارند سبب‌ افزايش‌ حجم‌ جريان ‌و فزوني ‌بده ‌سيلاب‌ مي‌گردد. هر گونه ‌عملياتي ‌در حوضه‌ كه ‌سبب‌ كاهش‌ ذخيره ‌رطوبت ‌خاك ‌و يا كاهش‌ نفوذپذيري ‌گردد موجب‌ افزايش ‌بده ‌سيلابي ‌مي‌گردد. چراي ‌مفرط دام‌ سبب‌ فشردگي‌ خاك ‌و از بين ‌رفتن ‌پوشش‌ گياهي ‌مي‌گردد و از سوي ‌ديگر احداث ‌مخازن ‌تا خيري ‌و تعديلي ‌موجب ‌كاهش ‌بده ‌سيلابي ‌مي‌شود.



[1] - قنواتي عزت اله ، 1378 . مدلسازي هيدروژئومرفولوژيكي سيلاب و رسوب (نمونه موردي حوضه رودخانه زهره و خيرآباد)، پايان نامه دكتري جغرافيا، دانشگاه تربيت مدرس.

[2] - خسروشاهي، محمد، 1370. محاسبه بيلان آبي در حوضه فاقد ايستگاه هيدرومتري در مناطق خشك و نيمه خشك ايران، پايان نامه كارشناسي ارشد ژابخيزداري، دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران.

[3] - Singh, V. P., 1996, Hydrology of disasters, Water science and tecnology library Vol 24, Kluwer academic puplishers.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 14:1  توسط محمد خسروشاهي  | 

سيل و سيلخيزي

 

چگونه مناطق سيل خيز و خطر ساز را در يك حوضه آبخیزشناسايي كنيم

 3- توزيع ‌زماني ‌و مكاني ‌رگبار در حوضه‌هاي ‌آبخيز:

مسئله ‌توزيع ‌زماني ‌و مكاني ‌بارش‌ به ‌ويژه ‌براي ‌برآورد سيلاب ‌و پتانسيل ‌سيل‌خيزي‌ در حوضه‌هاي ‌آبخيز جهت ‌طراحي ‌و احداث ‌سازه‌هاي ‌آبي ‌به ‌منظور ذخيره ‌آب‌، تخليه ‌آب‌ مازاد، كاهش‌ خسارات‌ سيل‌ در مناطق ‌شهري‌، روستايي ‌و صنعتي ‌و نيز برنامه ‌ريزي ‌و طراحي ‌عمليات ‌آبخيزداري ‌همواره ‌مورد توجه ‌هيدرولوژيست‌ها قرار داشته ‌است‌. لذا از اين‌ رو توجه ‌اصلي ‌هيدرولوژيست‌ها علاوه ‌بر باران‌،  بيشتر به‌ روانايي  ‌است ‌كه ‌از آن‌ ناشي‌ مي‌شود. گرچه ‌برخي ‌از مسايل ‌مربوط به ‌طراحي ‌و مطالعات ‌هيدرولوژيكي ‌نيازمند حجم‌  بارش‌ مي‌باشند ولي‌ در بسياري‌ از مسائل ‌و تحليل‌هاي ‌هيدرولوژيكي ‌جهت ‌احداث ‌پاره‌اي ‌از سازه‌هاي ‌آبي‌، توزيع ‌يا چگونگي ‌پراكنش‌ باران ‌در زمان‌ و مكان‌ اهميت ‌پيدا مي‌كند.

در بحث‌ توزيع‌ زماني ‌بارش‌، زمان ‌رسيدن‌ به ‌اوج ‌از اهميت‌ بسيار بالايي ‌برخوردار مي‌باشد. اين ‌مسئله ‌بويژه ‌در مدلهاي ‌بارش‌ رواناب ‌بسيار مهم‌ است‌. اصولاً اولين ‌مقادير بارندگي ‌صرف‌ برگاب‌ و پر كردن ‌خلل ‌و فرج‌ خاك‌، چالاب‌ها و نفوذ مي‌شود. از اين ‌رو بارندگي‌هايي ‌كه ‌بيشترين ‌مقدار بارش‌ خود را در اولين ‌چارك‌ از زمان ‌بارندگي‌ فرو مي‌ريزند، قسمت ‌اعظم ‌بارش‌ آنها صرف‌ پر كردن ‌چالابها و نفوذ شده ‌و لذا رواناب‌ حاصله ‌از اين ‌رگبارها داراي ‌اوج ‌شديدي ‌نيست‌. برعكس‌ رگبارهايي ‌كه ‌بيشترين ‌مقدار بارش‌ خود را در چارك ‌چهارم ‌از زمان ‌بارندگي ‌فرو مي‌ريزند، روانابهاي ‌شديدتري ‌ايجاد مي‌نمايند كه ‌از نقطه‌ اوج ‌بزرگتري‌ برخوردار هستند. زيرا بارندگيهاي ‌اوليه ‌در اين ‌گونه ‌رگبارها باعث ‌پر شدن‌ چالابها و اشباع ‌خاك‌ مي‌شود و وقتي ‌كه ‌رگبار به ‌اوج ‌بارندگي ‌مي‌رسد حوضه ‌يكباره ‌بيشترين ‌حجم ‌بارندگي ‌را به‌ صورت‌ رواناب‌ شديد بيرون ‌مي‌ريزد اين ‌موضوع‌ به ‌ويژه ‌در حوضه‌هاي ‌آبخيز كوچك‌ كه‌ معمولاً در برابر شدتهاي ‌بارندگي ‌در تداوم‌هاي ‌كوتاه ‌بسيار حساس ‌هستند، از اهميت ‌بالايي‌ برخوردار است ‌لذا تاثير توزيع ‌زماني ‌بارش‌ روي‌ رواناب ‌و سيلابهاي ‌حاصله ‌در حوضه‌هاي ‌آبخيز همواره ‌مورد توجه ‌هيدرولوژيست‌ها قرار دارد.

به عقيده Shah[1] (1996) توزيع زماني و مكاني بارش تأثير مشخصي بر هيدروگراف سيل دارد ولي با بزرگ شدن سطح حوضه از تأُثير آن كاسته مي‌شود و در حوضه‌هاي با مساحت بالا، هيدرورگراف سيل حساسيت كمتري به آن دارد. يكي از محدوديتهاي مدل HEC-1 نيز فرض بارندگي يكنواخت در حوضه است. اين فرض براي حوضه‌هاي كوچك مشكل خاصي را ايجاد نمي‌كند ولي در حوضه‌هاي بزرگ همواره يكي از مشكلات كار با اين گونه مدلها و يا مدلهاي يكپارچه است.

Milly و Eagleson به نقل Shah (1996) تاُثير اندازه رگبار را روي رابطه‌ بارش – رواناب در حوضه‌هاي نسبتاً بزرگ مورد بررسي قرار داده‌اند و نتيجه گرفتند كه رواناب مازاد بر نفوذ در يك مساحت بزرگ حساسيت زيادي به اندازه رگبار و توزيع ناحيه‌اي آن دارد. بطور معمول بارشهاي متغير مكاني در مقايسه با بارشهاي يكنواخت و با همان حجم، رواناب سطحي بيشتري توليد مي‌كنند و لذا بكارگيري مدلهاي توزيعي هيدرولوژيكي در اين گونه مناطق از اهميت بالايي برخوردار است.

با توجه به اينكه در طبيعت بارش در زمان و مكان تغيير مي‌كند لذا در مهندسي هيدرولوژي بارش مي‌تواند به يكي از سه طريق زير فرض شود. الف: در زمان و مكان ثابت، ب: در مكان ثابت اما در زمان متغيير ج: در زمان و مكان متغير. سه فرضيه فوق به كمك مقياس حوضه مي‌تواند در روي زمين تنظيم و يا تعديل (Justified) شود. از اين نظر [2]Ponce (1989) حوضه‌هاي آبخيز را به سه دسته زير تقسيم‌بندي نموده است.



[1] - Shah, S. M. S., P. E. O'Connill, J. R. M. Hosking., 1996, Modelling the effects of spatial variability in rainfall on catchmnt response, 2.Experiments with distributed and lumped models,J.hydrol., 175:89-111.

[2] - Ponce, M. V., 1989, Engineering Hydrdogy Principle and practices, Prentice Hall.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 9:3  توسط محمد خسروشاهي  | 

سیل و سیلخیزی

 

چگونه مناطق سيل خيز و خطر ساز را در يك حوضه آبخیزشناسايي كنيم

2-بررسي ‌پتانسيل ‌توليد رواناب‌ در زيرحوضه‌ها: يــحث‌ مــناطق ‌مـنشاء، مكانيسم ‌توليد رواناب‌ را بدون ‌در نظر گرفتن ‌تأثير اختصاصي‌ و يا تلفيقي ‌حضور رواناب ‌مناطق‌)زير حوضه‌ها) در خروجي ‌حوضه‌ آبخيز مورد بررسي‌ قرار مي‌ دهد.بنابراين ‌در اينجا بحث‌ تأثير مكاني‌ مناطق‌ تأثير گذار در دبي ‌اوج ‌سيل ‌و يا بررسي ‌پتانسيل ‌توليد رواناب‌ زيرحوضه‌هاي‌ يك‌ آبخيز به ‌لحاظ تفاوت‌هاي ‌موجود سطوح‌ مختلف‌ حوضه‌آبخيز در مكانيسم ‌توليد رواناب ‌و تأثير آنها در ايجاد سيلاب‌، داراي‌ ويژگي‌هاي ‌خاص‌ خود مي‌باشد. از طرفي رواناب توليد شده در سطح زيرحوضه ها تا رسيدن به خروجي حوضه تحت تاثير عوامل مختلفي و حتي تاثير متفابل اين عوامل دستخوش تغييراتي مي گردد كه به نحوي اين تغييرات بايستي شناسايي شود . در شناسايي مناطق با پتانسيل توليد رواناب بيشتر بحث رونديابي زيرحوضه و سپس رونديابي هيدروگراف زيرحوضه تا محل خروجي كل حوضه آبخيز اهميت پيدا مي كند. چرا كه لزوما مناطق با پتانسيل توليد رواناب بالا در سطح حوضه (كه تفكيك اين مناطق مي تواند در قالب زيرحوضه ها و يا واحدهاي هيدرولوژيكي صورت گيرد ) با توجه به موقعيت مكاني خاص خود تا محل خروجي كل حوضه نمي توانند رفتار خطي از خود بروز دهند زيرا در جريان انتقال  دبي هاي اوج مناطق بالادست به طرف پاياب حوضه، به دليل عبور از اراضي پست (Low land ) ، يعني مناطقي كه دشت هاي سيلابي تقريبا بخوبي توسعه يافته اند ممكن است بخش قابل توجهي از حجم جريان سريع(Quick flow ) بطور موقت در بستر دشت هاي سيلابي نگهداري شوند كه اين حالت براي تمام زيرحوضه ها وجود نداشته باشد. اين بخش از دبي اوج كه در سواحل ذخيره مي شوند(Bank storage ) ارتفاع پيك را كاهش داده و زمان پايه هيدروگراف را طولاني تر مي كند(Ward & Robinson,2000)[1] . از طرف ديگر ممكن است به دليل همزماني حضور دبي دو يا چند زيرحوضه در محل خروجي كل حوضه (كه صرفا از طريق رونديابي آبراهه هاي اصلي مي توان به حضور همزمان آنها در خروجي كل حوضه دست يافت) و تاثيرات متقابل آنها بر يكديگر، نحوه مشاركت آنها در سيل خروجي حوضه دستخوش تغييراتي گردد. به اين ترتيب هر چند تفكيك مكاني مناطق همگن براي بررسي پتانسيل توليد رواناب در قالب زيرحوضه از اهميت خاص خود برخوردار است اما براي تعيين نحوه مشاركت آنها در ايجاد سيل محل خروجي حوضه ناگزير از رونديابي خواهيم بود.

هم چنين مطالعه ‌پارامترهاي ‌مؤثر در توليد رواناب‌ حوضه‌ و به ‌خصوص‌ زيرحوضه‌ها كمك‌ قابل ‌توجهي‌ در امر شناسايي‌ مناطق ‌مؤثر در دبي ‌اوج ‌سيل‌ )خروجي) خواهند داشت‌. با شناسايي ‌اين ‌مناطق ‌و بكارگيري ‌روشهاي ‌مهار سيلاب ‌متناسب‌ با طرح ‌و منطقه‌ عمل، از قبيل ‌احداث ‌سطوح‌ آبگير باران‌، احداث‌ سدهاي ‌تأخيري ‌و يا تلفيقي ‌از عمليات ‌بيولوژيكي ‌و مكانيكي ‌بر حسب ‌نياز، اثرات ‌قابل‌ ملاحظه‌اي ‌در كاهش‌ سيل ‌و تشديد خطرات ‌ناشي‌ از آن ‌به ‌جا خواهند گذاشت ‌در اين ‌مرحله هم ‌نيز تجزيه‌ و تحليل ‌هيدروگراف ‌سيل ‌حوضه ‌از جايگاه ‌و اهميت‌ ويژه‌اي ‌برخوردار مي‌باشد.



[1] - Ward, R. C., M. Robinson., 2000, Principles of hydrology, McGraw-hill publishing Company.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 15:5  توسط محمد خسروشاهي  | 

سيل و سيلخيزي

 چگونه مناطق سيل خيز و خطر ساز را در يك حوضه آبخیزشناسايي كنيم

1-فرايندهاي ‌توليد رواناب‌ در حوضه آبخيز:

اصولا ‌توليد رواناب‌، ناشي‌ از بارندگي‌ هايي ‌است ‌كه يا روي ‌خاكهاي ‌با نفوذپذيري ‌كم‌ و يا خاكهاي ‌اشباع ‌ناشي‌ از بالا آمدن‌ سطح ‌ايستابي‌ صورت ‌مي‌گيرد. ساده ترين حالت روانابي است كه از سطوح غير قابل نفوذ تشكيل مي شود. در واقع در اين حالت نفوذي وجود ندارد و پس از اينكه ذخاير گودالي پر شد رواناب بوجود مي آيد . توليد رواناب از سطوح طبيعي بعلت اثر متقابل بين توپوگرافي، عمق آب زير زميني، شدت و تداوم بارش و خصوصيات نفوذ پذيري كه بوسيله خاك وپوشش گياهي تعديل مي شوند پيچيده تر است.بنابراين‌ تمام‌ سطح ‌حوضه ‌آبخيز در توليد رواناب‌ نقش‌ يكساني ‌ندارند. در اين‌ مــورد مـي‌تــوان ‌بـه‌ بــحث‌ مناطق ‌منشاء متغير رواناب‌ (Variable  Source area) اشاره‌ كرد كه‌به ‌بررسي ‌مناطقي ‌با بيشترين‌ توليد رواناب ‌مي‌پردازد. مفهوم ‌مناطق ‌منشاء )اشباع ‌شده‌(، مكانيسم ‌توليد رواناب‌ حاصل‌ از سطوح ‌مشخصي از حوضه‌هاي ‌آبخيز را توصيف‌ مي‌كند.

مناطق‌ منشاء رواناب‌ دو مكانيسم ‌را كه‌ در ابتدا عامل ‌پاسخ ‌سريع ‌جريان ‌مي‌باشد پيشنهاد كرده ‌است. يك‌ منطقه ‌منشاء)اشباع ‌شده(كه ‌مستقيماً به ‌داخل ‌يك‌ آبراهه‌ وارد مي شود و بصورت ‌جريان ‌زير سطحي ‌حاصل ‌از زمين‌هاي ‌بالادست‌ به ‌اراضي ‌پايين ‌دست‌ است كه‌ به ‌طور مفهومي ‌نتيجه ‌انتقال ‌آب‌ موجود در خاك‌ مي‌باشد وديگري مناطق ‌مرطوبي ‌كه ‌بلافاصله ‌در مجاورت ‌آبراهه ها قرار دارند وبه ‌طور سريع‌ به‌ بارش‌ پاسخ ‌مي‌دهند. در هنگام‌ بارش‌ مناطق‌ تحت‌ تأثير بارش‌ و مناطق ‌داراي‌ خاك‌هاي‌ كم‌ عمق‌، اشباع ‌شده‌ و اين ‌مناطق‌ اشباع‌ شده‌ به‌ طرف‌ بالادست ‌دامنه ‌توسعه  ‌پيدا مي‌كند)بر اساس ‌مدت ‌بارش) و بعد از پايان ‌بارش‌ دوباره ‌به ‌آرامي‌ از نظر وسعت‌ كاهش‌ مي‌يابند. به عقيده ( [1](Stephen et al,1999دو تيب اصلي توليد روان آب و بعبارتي سطوح مشاركت رواناب، ناشي از جريان روي زميني هورتوني و جريان روي زميني اشباع است.

جريان روي زميني هورتوني زماني بوجود مي آيد كه شدت بارش از نرخ نفوذ بيشتر باشد در اين حالت پس از تامين ذخاير گودالي جريان روي زميني بوجود مي آيد. معمولا جريان روي زميني هورتوني از سطوحي با خاكهاي رسي و كم عمق، سطوح عاري از پوشش گياهي ، سطوح شهري و سطوح با خاكهاي فشرده كه ظرفيت نفوذ را كاهش مي دهند(مانند جاده ها و امثال آن) توليد مي شود.

جريان روي زميني اشباع (Saturation overland flow) موقعي توليد مي شود كه جريان روي زميني، خاكهاي نزديك به كف شيب هاي دامنه ها را اشباع كند. در اين حالت پس از ريزش باران روي خاك اشباع جريان روي زميني بوجود مي آيد. تفاوت جريان روي زميني هورتوني و جريان روي زميني اشباع از اين نظر است كه در جريان روي زميني هورتوني خاك از طريق سطح بالايي بوسيله نفوذ بارش به داخل آن اشباع مي شود ، در حاليكه در جريان روي زميني ناشي از اشباع ، خاك از طريق كف بوسيله جريان زيرقشري اشباع مي شود. اين نوع جريان اغلب اوقات در پايين(كف) شيب تپه ها و كناره(سواحل) آبراهه ها توليد مي شود. هيدرولوژيست هاي جنگل به اين مناطق، اصطلاح سطوح منبع متغير(Variable  Source area) و يا سطوح جزئي رواناب ((Partial area نام نهاده اند ([2](Chow et al, 1988 . Beven& Kirkby,1993. اين سطوح در طول مدت بارش توسعه پيدا مي كند ولي معمولا از 10% سطح حوضه در طول يك رگبار(آنهم در مناطق مرطوب با پوشش گياهي خوب) تجاوز نمي كند. هر چند مقادير بيشتر و كمتر نيز گزارش شده است(Stephen,1999). بنابراين مناطق توليد رواناب در داخل حوضه آبخيز از لحاظ فيزيكي مي تواند بر اساس توپوگرافي، خاك، پوشش گياهي و فاكتور هاي مرتبط تعيين حدود شود و از اين نظر موقعيت مكاني اين مناطق (زيرحوضه ها) اهميت پيدا مي كند     [3](Barry et al,1986).



[1] --Stephen, A.T., 1999, Hydrology for water management, A. A. Balkema/ Rotterdame/Brookfield.

 [2] - Chow,Ven te., Maidment., D, Mays, L, (1988), "Applied Hydrology" MC Graw-Hill Book Company

[3] --Barry, P. R., & P. Wigington Jr., 1986, Surface runoff from Sout eastern Oklahoma forested watersheds, Proc.Ocla.Acad.Sci, 66: 7-13.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 11:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

نامه ای به ریئس جمهور

 پرانتز باز - تا بروز شدن مطالب سیل و سیلخیزی، فعلا این نامه را بخوانید

درخواست جامعه جنگلبانی - شعبه مازندران از ریئس جمهور در ارتباط با وضعیت موجود منابع طبیعی شمال کشور را در وبلاگ انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 9:57  توسط محمد خسروشاهي  | 

سيل و سيلخيزي

 

چگونه مناطق سيل خيز و خطر ساز را در يك حوضه شناسايي كنيم

 

 

مقدمه: روند رو به ‌افزايش‌ سيل ‌در سالهاي ‌اخير حاكي ‌از آن‌ است‌ كه ‌اكثر مناطق ‌كشور در معرض‌ تهاجم ‌سيلابهاي ‌ادواري‌ و مخرب‌ قرار دارند و ابعاد خسارات ‌و تلفات‌ جاني ‌و مالي ‌سيل ‌افزايش ‌يافته ‌است‌. چنانچه ‌ابعاد و گستردگي ‌پيامدهاي ‌و قوع‌سيل‌)مستقيم‌وغيرمستقيم‌) از لحاظ اقتصادي‌ مورد ارزيابي‌ قرار گيرد آنگاه‌ پرداختن‌ به‌ مسائلي ‌چون‌ سيل‌ در اولويت‌ قرار مي‌گيرد.بنابراين ‌براي ‌پيشگيري ‌و مهار سيلاب ‌بايد در درجه ‌اول‌ مناطقي‌ كه ‌پتانسيل ‌بالايي‌ در توليد سيل‌ دارند تعيين‌ و سپس ‌عـــوامل‌ توليد و ايجاد سيل ‌شناسايي ‌شوند.در بروز و يا تشديد سيلاب ‌عوامل‌ متعددي‌ دخالت ‌دارند. اين‌ عوامل‌ را مي‌توان ‌در حوضه‌ آبخيز و رودخانه‌ مورد بررسي‌ قرارداد. بطور كلي‌ دو دسته‌ از عوامل‌ اقليمي ‌و حوضه‌اي ‌در ايجاد سيلاب ‌ها نقش‌ دارند.منشأ بسياري ‌از سيلابها بويژه‌ در مناطق ‌خشك‌ و نيمه ‌خشك‌ رگبارهاي ‌باشدت‌ زياد و تداوم ‌نسبتاً كوتاه ‌است‌.بنابراين ‌در بررسي ‌رگبارها بايد به‌ تداوم‌، شدت ‌و توزيع ‌زماني ‌و مكاني ‌آنها در بروز سيل ‌توجه ‌شود. از مهمترين ‌عوامل ‌حوضه‌اي‌ مي‌توان ‌به ‌كاربري ‌اراضي‌، وضعيت ‌زمين‌شناسي‌، پوشش‌گياهي‌، مساحت‌، شيب‌ و شبكه ‌زهكشي‌ اشاره‌ نمود. در مديريت ‌سيل ‌برخي ‌از اين‌ عوامل‌ قابل ‌كنترل ‌هستند كه ‌در طرحهاي‌ كنترل‌ سيل‌ بيشتر بايد آنها را مد نظر قرار داد.
با توجه‌ به ‌اينكه ‌براي ‌جلوگيري ‌از بروز اينگونه ‌پديده‌هاي ‌زيانبار در حال‌ حاضر نمي‌توان ‌در عوامل‌ و عناصر جوي‌ تغييري ‌ايجاد نمود.بنابراين‌ هرگونه ‌راه ‌حل‌ اصولي ‌و چاره ‌ساز را بايد در روي‌ زمين‌ و اختصاصاً در حوضه‌هاي ‌آبخيز جستجو كرد.در اين‌ ارتباط اولين‌ اقدامي ‌كه‌ براي ‌كاهش ‌خطر سيل‌ مطرح ‌مي‌شود مهار سيل ‌در سر منشاء آن ‌يعني‌ زيرحوضه‌هاي ‌آبخيز است‌.مسلماً براي‌ انجام‌ اينكار نياز به ‌شناسايي ‌مناطق‌ سيل ‌خيز در داخل‌ حوضه‌ مي‌باشد، زيرا به ‌دليل ‌وسعت ‌زياد و گستردگي ‌حوضه‌هاي ‌آبخيز انجام‌ عمليات ‌اجرايي ‌و اصلاحي ‌در سراسر حوضه‌ امكان ‌پذير نبوده ‌و حتي‌ در صورت‌ عدم‌ بررسي‌ دقيق‌ مي‌تواند امكان‌ تشديد دبي‌ اوج ‌را با تغيير همزماني‌ دبي‌ هاي ‌اوج ‌زير حوضه‌ها سبب‌ گردد. لذا بايد بطريقي ‌مناطقي ‌كه ‌پتانسيل ‌بالايي‌ در توليد سيل‌ دارند شناسايي ‌شوند، تا امكان ‌عمليات ‌اجرايي‌ و اصلاحي ‌در سطوح ‌كوچكتر و خطر ساز فراهم ‌شود.براي ‌اين‌ منظور از مدلهاي ‌رايانه‌اي ‌متنوعي‌ كه‌ براي ‌شبيه ‌سازي ‌حوضه‌هاي ‌آبخيز ارائه ‌شده ‌است‌ مي توان استفاده ‌نمود. اين ‌مدلها بطور گسترده اي براي‌ پيش‌بيني ‌سيلاب ‌بكار گرفته ‌شده ‌است‌. در اينگونه ‌مطالعات ‌معمولاً از مدلهاي‌ يك‌ پارچه‌(Lumped) استفاده ‌شده‌ و حوضه‌ آبخيز با هر وسعتي ‌بعنوان ‌يك‌ واحد تلقي‌ شده ‌است‌.اما از آنجا كه‌ حوضه‌هاي ‌آبخيز از وسعت ‌قابل ‌ملاحظه‌اي ‌برخوردارند، اينكه‌ كدام ‌قسمت‌ حوضه‌ پتانسيل‌ بيشتري‌ در توليد سيل‌ دارند، مشخص‌ نمي‌شود. به ‌اين ‌ترتيب‌ عمليات‌ اجرايي ‌و اصلاحي‌ براي ‌پيشگيري ‌و مهار سيلاب ‌در داخل‌ حوضه‌ آبخيز با مشكل‌ مواجه ‌مي‌شود و چه ‌بسا در پاره‌اي ‌از موارد اقدامات ‌انجام‌ شده‌  ‌تأثيري‌ در تخفيف‌ سيل ‌نداشته ‌است‌ زيرا كانونهاي ‌توليد سيل ‌و خطرزا در داخل ‌حوضه‌ مشخص‌ و معرفي ‌نشده‌ است‌.
‌روشی كه متعاقبا ارائه خواهد شد روش جديدي است كه ‌با استفاده ‌از مدلهاي ‌رياضي‌ هيدرولوژي ‌مي‌تواند ضمن ‌در نظر گرفتن ‌اثرات ‌متقابل ‌عوامل ‌موثر بر سيل‌خيزي‌، مناطق‌ خطرساز و سيل‌خيز را در داخل‌ حوضه‌ تعيين ‌نموده ‌و بعبارتي ‌شدت‌ سيل‌ خيزي‌ را در هر يك‌ از زير حوضه‌ها و يا واحدهاي ‌هيدرولوژيكي ‌اولويت‌ بندي‌ نمايد


درآخرين دقايق كاري امروز خبر بازنشستگي استاد دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران جناب دكتر سبحاني (استاد مشاور پايان نامه ام در سال ۷۰ ) با عث تعجب شد. متاسفانه چندين سال بود كه ايشان را زيارت نكرده بودم وقتي عكس ايشان را با موهاي سفيد از وبلاگ با طبيعت و نوشته هاي شاگرد ديگرش آقاي  مهندس درويش ديدم حسرتم براي كنار گذاشتن اين اساتيد خوب كه  عمري را با تلاش و جديت براي تربيت جوانان اين مرز و بوم زحمت كشيدند و حقيقتا در حال حاضر جايگزيني براي آنان نيست دو برابر شد.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 8:56  توسط محمد خسروشاهي  | 

سیل و سیلخیزی

  

پديده سيل يكي از رويدادهاي حدي هيدرواقليمي و از جدي ترين بلاياي طبيعي است كه جوامع بشري را مورد تهديد قرار مي دهد. با اينكه قسمت اعظم كشور ايران در رديف مناطق خشك و نيمه خشك قرار دارد اما در طول ساليان متمادي اين كشور از سيل صدمه بيشتري ديده است تا خشكسالي. نمونه روشن اين موضوع  فراواني وقوع سيل در چند دهه اخير است كه اكثر مناطق كشور از جمله ناحيه خزري را كه پوشيده از جنگلهاي سبز و خرم و خاكهاي انبوه است و دست كم بايد مصون از اينگونه آفات و بلاياي طبيعي باشد، در بر گرفته است.

سيلابهاي‌ سالهاي‌ اخير چنان‌ وسعت‌ و آهنگ‌ شتاباني‌ پيدا كرده‌ است‌ كه‌ بصورت‌ يك‌ معضل‌ فراگير اجتماعياقتصادي‌ در آمده‌ و براي‌ساماندهي‌ آن‌ ستاد حوادث‌ غير مترقبه‌ كه‌ در واقع‌ بيشتر مسئوليت‌ كمك‌ رساني‌ و امداد پس‌ ازوقوع‌ حوادث‌ (و نه‌ پيشگيري‌ از آن‌) را دارد بوجود آمده‌ است‌. به اين ترتيب پرداختن به مسئله سيل و بررسي علل بروز و افزايش آن و همچنين ارايه راهكارهايي براي تخفيف و كاهش خطرات سيل از جمله مواردي است كه همواره بايد مورد توجه متخصصين امر قرار گيرد.بنده به سهم خود سعي وافر دارم تا آموخته ها و تجربيات آموزشي، اجرايي و پژوهشي خود را از طريق اين وبلاگ در اختيار افرادي قرار دهم كه قصد دارند در اين زمينه كاري انجام دهند . اميدوارم مطالب ارايه شده در حدي باشد كه بتواند مورد استفاده پژوهشگران و دانشجويان عزيز قرار گيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 13:37  توسط محمد خسروشاهي  | 

دولتمردان با منابع طبيعي كشور سرستيز دارند

این مطلب نامه ای است از جامعه جنگلبانی ایران که در تاریخ بيست و چهارم ارديبهشت ماه 1385 در روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسیده است. بلحاظ اهمیت موضوع با قطع موقت سلسله بحث های مربوط به آب و آبخیزداری این مطلب برای اطلاع دوستداران و علاقمندان منابع طبیعی و محیط زیست ایران منتشر می شود.

 در حالي كه شنيده مي شود سازمان جنگل ها و مراتع طرحي را با عنوان «بوستان خانوادگي » به منظور واگذاري يك ميليون هكتار از اراضي ملي در دست مطالعه و بررسي دارد، جامعه جنگلباني ايران ضمن مخالفت با اجراي چنين طرحي و هشدار نسبت به تخريب عرصه هاي ملي ، از مسوولان عالي رتبه كشور درخواست كرده تا هياتي را مسوول رسيدگي به وضعيت منابع طبيعي كشور كرده و از صدور بخشنامه هاي خودسرانه و ويرانگر در برخي از لايه هاي دستگاه هاي متولي حفظ محيط زيست و منابع طبيعي جلوگيري كنند.
    در همين رابطه جامعه جنگلباني ايران بيانيه اي را صادر كرد. در بخشي از آن آمده :
    سال 1384 مصادف بود با يكصدمين سال تاسيس جنگلباني ايران . اما نه تنها سالي اثرگذار و پربار نبود بلكه علاوه بر درد و رنج هميشگي شاهد تغيير و تحولات مديريت غيرتخصصي و غيرحرفه اي بود كه اكنون بيش از دو دهه است بر منابع طبيعي كشور حاكم شده به نحوي كه با تحميل مديريت «زمين » بجاي مديريت «سرزمين » و «حفاظت و احياي جنگل ها و مراتع » روزهاي بدتري را براي انفال كشور بوجود آورده است .
    در آستانه اسفندماه خبر تخريب پارك جنگلي لويزان كام علاقه مندان به منابع طبيعي و محيط زيست كشور را تلخ و هفته منابع طبيعي كمرنگ تر از سال هاي قبل به صورت بسيار ملين برگزار شد.
    سخنان رياست محترم جمهور در اولين روز از هفته منابع طبيعي (15 اسفند 1384) در موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع (بالاترين مركز علمي و تحقيقاتي منابع طبيعي كشور) جرقه اميدي در دل جنگلبانان حرفه اي و دلسوخته كه ساليان سال اين عرصه ها را با تعصب حرفه اي و خون دل براي پايداري ايران اسلامي حفظ كرده اند دميد. اعلام اينكه : «هرگونه دخالت در جنگل ها و مراتع و فعاليت بر روي عرصه هاي منابع طبيعي بايستي علمي و كارشناسي باشد و توان حفاظتي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري كشور براي حفظ عرصه هاي منابع طبيعي بايد افزايش يابد تا به ازاي هر ده هزار هكتار عرصه يك محافظ تحصيل كرده و دلسوز حرفه اي داشته باشيم و براي پايداري و تامين امنيت زيستي مردم بايستي منابع طبيعي توسعه كمي و كيفي يابد و در اين حفاظت و توسعه ، مشاركت مردم الزامي است »، توسط بالاترين مقام اجرايي كشور بسيار خوشحال كننده و اميدبخش بود كه قابل تقدير است . هرچند جنگلبانان و متخصصين رشته هاي منابع طبيعي در بخش هاي آموزش تحقيقات و اجرايي هميشه اين گونه پيام ها را شنيده و خوشحال شده اند وليكن در عمل و اجرا چيز ديگري از آب درآمده و نتيجه عكس حاصل شده است . چون هميشه به جاي پيگيري جدي و اصولي با برنامه ريزي علمي و فني براي اين گونه پيام ها و توصيه ها و تذكرات ، طرح ها و برنامه هاي قشري و بسيار سطحي براي نشان دادن سرعت كار در عمل كردن به اين پيام ها، ملاحظات مديريتي و ذهنيات بدون پشتوانه علمي و كارشناسي حاكم شده و سير تخريب ها را تسريع نموده و در نهايت مطالباتي پديد آورده كه سازمان جنگل ها، مراتع ، آبخيزداري بدهكار از آب درآمده و هزاران پرونده تخريب و تجاوز تشكيل و به محاكم حقوقي و قضايي ارسال شده و نه تنها نتيجه اي حاصل نشده بلكه قانون شكنان ، متخلفين و متجاوزان به عرصه ها، آزمندان و زمين خواران را جري تر و طلبكار نموده و در نهايت مخلوط با مردم عادي و بعضا ذيحق دست به دامان مقامات كشور براي احقاق حق نداشته خود شده اند و مسوولين كشور هم نه تنها هيچ وقت دستور رسيدگي جدي و اصولي به اين درخواست ها نداده اند،بلكه گاهي با دستور بر روي شكوائيه ها و گاها در سخنراني ها و تاكيد به مسوولين پائين دست ، قوانين و مقررات را ناديده انگاشته و جملاتي بر زبان مي رانند كه نه تنها مشكل گشا نيست ، بلكه بنيان منابع طبيعي كشور را بر باد داده و مالكيت كشور را خدشه دار مي سازد تا جايي كه سنگ روي سنگ بند نمي شود و متجاوزين به عرصه ها و مخربين منابع طبيعي را تشويق به هرج و مرج در كشور مي نمايد.
    مديران سازمان جنگل ها و مراتع را روزي به دنبال اصلاح ماده 34 و تمديد آن (خيانت بارترين اقدام در منابع طبيعي كشور كه اين منابع را به خاك سياه نشانده )، تغيير ماده 56 (اين ماده اجراي قانون جنگل ها و مراتع را خدشه دار و مالكيت كشور را متزلزل نموده است و هر سندي در هر جاي كشور قابل اعتراض است ). واگذاري هاي بي حد و حصر و نابجا و مطالعه نشده ، تفاهمات بي پايه و اساس با دستگاه هاي ديگر، طرح هايي مانند طرح طوبي و طرح بوستان خانوادگي فرستاده اند و در مقابل در طول دو دهه اخير ده ها ماده ، تبصره ، مصوبه و قانون مغاير و متضاد با حفاظت منابع طبيعي در كشور وضع شده و در اختيار نهادها و دستگاه هاي دولتي و غيردولتي قرار گرفته تا همه با يك راه ميان بر به خواست خود برسند و دست آخر سازمان متولي و جنگلبانان حرفه اي بمانند و غصه اينكه باز هم عرصه اي از دست رفت و پس از مدتي معضلي ديگر به مشكلات عديده كشور افزوده شد و آن وقت بايد نظاره گر آن باشند كه هواي تهران ديگر كلانشهرها تا آن حد آلوده شده كه نفس مردم را بريده است . در همه جا حتي بزرگراه ها قيف مي سازيم و وسايل نقليه با سرنشين آن را از قيف عبور مي دهيم ، تمام بزرگراه ها را به خيابان هاي متراكم و خيابان ها را به كوچه هاي انبوه از وسايل نقليه مبدل مي كنيم ، تردد خودروها را زوج و فرد مي كنيم ، كودكان و زنان و پيران را از بيرون آمدن منع مي كنيم ، مدارس را تعطيل و به نوعي كشور را به صورت نيمه تعطيل درمي آوريم تا شايد در تعطيلي ها بتوانند زندگي عادي را گذران كنند ولي عاقبت درختان قرباني خواهند بود و در مناطق مختلف كشور لغزش و رانش داشته باشيم تا جايي كه سدها و تاسيسات زيربنايي كشور مورد تهديد قرار مي گيرد و مناطق وسيعي شكاف برمي دارند. فرسايش بادي بخش مهمي از كشور را در سيطره خود مي گيرد و بيش از 100 ميليون هكتار از عرصه هاي كشور بياباني تلقي شده و بيابان زايي ، اراضي حاصلخيز ما را مي بلعد و ميلياردها تومان اعتبار كشور صرف بيابانزدايي مي شود. سيل هاي ويرانگر خاك زراعي و حاصلخيز كشور را با خود مي برد و از دسترس خارج مي كند و خسارت و تلفات جاني و مالي وسيعي به بار مي آورد و تبعات خفت باري را براي ما بجا مي گذارد و در نهايت تغييرات آب و هوا با خشكسالي هاي پي درپي و نسبتا طولاني امان از مردم مي برد.
    راستي چرا چنين مي شود*!
    اگر عاقلانه و عالمانه به نيازهاي كشور در مقابل منابع و امكانات و از طرفي به محدوديت هاي آن بنگريم درمي يابيم كه كشوري وسيع ، آب و هواي متنوع ، مردمي صبور و سختكوش ، نيروي انساني ماهر و متخصا، برنامه ريزي بهتر و مديريت كارآمدتري را مي طلبد تا با اجراي خيرخواهانه و دقيق قوانين منابع را مديريت كنيم چون همين قوانين فعلي پاسخگوي بسياري از معضلات موجود خواهد بود.
    درست در زماني كه از سخنان رياست جمهوري در هفته منابع طبيعي كشور مسرور و خوشحاليم مي بينيم و مي خوانيم كه «حاشيه سد لتيان تا عمق 4 متري زمين شكاف برداشت ، مجوز تغيير كاربري پارك لويزان صادر شد. در ديلمان گيلان بدون مجوز در جنگل جاده ساخته مي شود و به 10 ميليون خانوار ايراني هر كدام 500 متر زمين براي پارك خانوادگي مي دهيم و...» چنان به هم مي ريزيم كه به خود مي گوييم «نه درست شدني نيست »!! دولتمردان خود با منابع طبيعي كشور سر ستيز دارند و گمان مي كنند حل مشكلات كشور در رفع بيكاري با واگذاري زمين بدون حساب و كتاب و بدون مطالعه حل مي شود. آنها خود نمي دانند كه حداقل در همين 30 ساله اخير در مقاطع مختلف و تحت نام هاي متعدد هزاران هكتار زمين واگذار شد ولي اين مشكلات حل نشد، وقتي منافع آني با ديدگاه سطحي و راه هاي ميان بر و ويرانگر را برمي گزينيم ، عدم پايبندي به قانون و اجراي دقيق و به موقع قوانين را ضديت با مردم مي دانيم ذهنيت و خيال را به مباني علمي و فني برتري مي دهيم و شعار دادن و سرگرم كردن حرفه ما شده است وضعيت بهتري نخواهيم داشت و امروز بروز يكي از بنيان هاي درصدد حل كشور كه همان عرصه هاي منابع طبيعي است هدر داده و اين بهترين و مهمترين حافظ آب و خاك و محيط زيست كشور و منبع حيات و بستر زندگي مردم را از دست مي دهيم و احتمالا تا چند سال ديگر بدنيا هم بدهكاري خواهيم داشت .
    لذا جامعه جنگلباني ايران از همه مسوولين عالي رتبه كشور تقاضا دارد به جاي انتظارات و دستورات روزمره پيرامون منابع طبيعي ، هياتي عالي رتبه از حقوقدانان برجسته ، كارشناسان خبره در زمينه هاي مختلف منابع طبيعي و محيط زيست ، كارشناسان اقتصادي و برنامه ريزي ، علماي مبرز و متبحر در اين زمينه و سازمان هاي غيردولتي را تعيين و مامور رسيدگي به وضعيت منابع طبيعي كشور نموده تا با كمك سازمان هاي متولي مانند سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري و سازمان حفاظت محيط زيست سرنوشت محيط زيست و منابع طبيعي كشور را رقم بزنند و با اجراي آمايش سرزمين و مطالعه و بررسي شيوه هاي مديريت منابع طبيعي و محيط زيست و تدوين و تنظيم قوانين مستحكم و قابل اجرا همت گمارند و از اصلاح سطحي قوانين ، صدور بخشنامه هاي خودسرانه و ويرانگر، دستورات ناشيانه و منفعت طلبانه خودداري نمايند.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 10:13  توسط محمد خسروشاهي  |