X
تبلیغات
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

بهاران خجسته باد

en1838

ز باغ‌ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید
کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید


کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید
تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید


چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید
تو را مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید


کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید
چنان دانی که هر کس را همی زو بوی یار آید


بهار امسال پنداری همی خوش‌تر ز پار آید
وزین خوش‌تر شود فردا که خسرو از شکار آید

بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی
ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی

نوروز بر شما مباركباد

با آرزوي سالي شاد همراه با سلامتي براي شما دوستان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 9:20  توسط محمد خسروشاهي  | 

هشدار: زوال اكوسيستم هاي جنگلي شروع شده است

در هفته منابع طبيعي قرار داريم و به رسم معمول مسئولين مربوطه در اين هفته به نكوداشت منابع طبيعي مي پردازند. حقیقت این است که منابع طبيعي اگرچه بعنوان بستر حیات و از اجزاء اصلي محيط زيست به شمار مي روند اما هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده است. محافل و مجامع مختلف بین المللی نیز با توجه به شیوه نادرست استفاده از منابع طبيعي نسبت به شرایط موجود محيط زيست برای آينده هشدارهاي لازم را داده و  مي دهند. هرچند در جهاني كه تنها سود و سودآوري در مكانيسم بازار تعيين كننده اصلي مبادلات جهاني است نمي توان توقع داشت كه به منابع طبیعی و محيط زيست آسیبی وارد نشود. متاسفانه در ادامه اين داستان غم انگيز و در بيشتر موارد هم برداشت انسان از طبيعت بدون توجه به پتانسيل آن و بدون رعايت اصول منطقي و علمي صورت مي پذيرد بطوریکه نتيجه و برايند آن چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد. در دنياي كنوني جنگل ها، مراتع و فضای سبز از عوامل رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ها محسوب می شوند، به همین دلیل توجه به منآبع طبیعی بیش از پیش مورد توجه جهانیان قرار گرفته است به طوری که برخورداری از شاخص مناسب فضای سبز و سرانه جنگل از نشانه های مهم پیشرفت و توسعه پایدار قلمداد می شود. اين در حالي است كه بر اساس آخرین گزارش فائو، از کل جنگل‌های جهان با وسعت ۳ میلیارد و ۴۵۴ میلیون هکتار، حدود ۱۱ میلیون و ۷۴هزار و ۵۵۴ هکتار آن به كشور ايران تعلق دارد يعني سرانه جنگل در ايران حدود يك چهارم سرانه جنگل دنيا است. آن گونه كه فائو اعلام کرده است ایران یکی از ۷۰ کشور در حال توسعه دنیا است که پوشش جنگلی کمی دارد و این پوشش جنگلی اندک، با سرعتی بیشتر از دیگر نقاط دنیا در حال نابودی است. انقراض شمشاد یکی از منحصر به فرد ترین گونه‌های گیاهی در جنگل‌های شمال كشور و پديده زوال جنگلهاي بلوط غرب در زاگرس نمونه هايي آشكار از روند نابودي جنگلهاي ايران است. حدود ۵۰ هزار هکتار از توده‌های شمشاد در جنگل‌های شمال با سرعتی بسیار بالا درگیر نوعی بیماری قارچی شده‌اند به گونه‌ای که برخی درختان پس از چند هفته و حتی برخی تنها پس از هفت روز به کلی خشک شده‌اند. این بیماری فراگیر بوده و تقریبا همه توده‌های شمشاد در جنگل‌های شمال را درگیر کرده است[1]. از طرف ديگر جنگلهاي بلوط زاگرس هم به نوعي ديگر دچار خشكيدگي شده و رو به زوال هستند. در اهميت جنگلهاي اين خطه از كشور همين بس كه بدانيم؛ مهمترين رودخانه هاي کشور با بيش از 40 درصد آبهاي جاري و 30 درصد کل نزولات آسماني و همچنين حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در حوزه زاگرس، مرهون وجود اين جنگلهاهستند. اين جنگل‌ها نقشي حياتي و کليدي در زندگي ميليونها انسان ساکن در غرب کشور دارند. 10 استان کشور با بيش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعيتي بالغ بر15 ميليون نفر و همچنين50 درصد دام کشور در اين ناحيه قرار دارد. بدون وجود اين جنگل‌ها دامداري، کشاورزي، تأمين آب آشاميدني و زراعي غيرممکن است. بيش از 800 هزار عشاير کوچ رو، دامداري خود را به‌طور مستقيم به اين جنگل‌ها مديون هستند و از اين راه پروتئين دامي نزديک به 20 ميليون نفر را تأمين مي‌کنند. زندگي در غرب ايران بدون وجود جنگل‌هاي بلوط امکان‌پذير نخواهد بود. با به خطر افتادن حيات و شادابي اين جنگل‌ها نه‌تنها امنيت غذايي و اجتماعي- اقتصادي ميليون‌ها انسان ساکن در اين منطقه به خطر خواهد افتاد بلکه تنوع زيستي و حيات‌وحش چندين گونه جانوري نيز در معرض تهديد و آسيب قرار خواهد گرفت و در نهايت پديده بياباني شدن در اين منطقه به معني واقعي کلمه اتفاق خواهد افتاد. از اين رو حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از جنگلها و مراتع که بعنوان بستر حيات از آن ياد مي شود نقشي قابل توجه در پايداري كشور دارد.

چه باید کرد؟

اگر چه نشر فرهنگ منابع طبیعی در بعد تخصصی و عمومی همواره مد نظر متولیان منابع طبیعی بوده است اکنون مشاهده می شود که پس از گذشت یک ثلث قرن از عمر حمهوری اسلامی، با وجود آنکه در زمینه مسایل تخصصی اقدامات مؤثری صورت گرفته ولی در زمینه آگاهی عامه مردم و حتی برخی مسئولین و علما که با نفوذ کلام خود می توانند در زمینه توجه دادن مردم به نقش مهم جنگلها و مراتع تاثیر بسزایی در بالا بردن فرهنگ منابع طبیعی داشته باشند صورت نگرفته است. به نظر می رسد اهمیت منابع طبیعی در جلوگیری از بروز بحران های زیست محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مملکت ایجاب می کند که هر از چند گاهی اهمیت این منابع خدادادی از طریق منابر و تریبونهای ائمه جمعه و جماعات برای مردم نیز بیان شود. همت وسایل ارتباط جمعی و مخصوصا رادیو و تلویزیون نباید تنها به هفته منابع طبیعی محدود شود بلکه باید در میان پرده های خود و در طول سال در مورد جنگل، مرتع، آب و خاک اطلاع رسانی لازم را برای آگاهی عموم انجام دهد. بر کسی پوشیده نیست که هرچند موسسات تحقیقاتی و پژوهشی در امور منابع طبیعی و محیط زیست پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده اند، اما هنوز از سطح جنگلهای کشور کاسته می شود و هوا و آب و بخش وسیعی از خاک کشور آلوده شده و یا بر اثر فرسایش از بین رفته و می روند؛ نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشده بلکه روند قهقرایی آن نیز پیوسته ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تری را شاهد هستیم و در نهایت موفق به مهار بیابان زایی که نشدیم، هیچ؛ شاهد تاخت و تاز بیشتر این فرایند ویرانگر هم هستیم. در واقع به نظر می رسد، بضاعت ستاده ها و بازخوردهای مثبت ناشی از اجرای طرحهای تحقیقاتی و پژوهشی در بخش کشاورزی ، منابع طبیعی و محیط زیست، به همراه دیگر تلاش های نوشتاری ، دیداری و شنیداری ، در مقایسه با عمق و وسعت فشاری که بر منابع طبیعی و محیط زیست کشور وارد شده و می شود، تناسبی نداشته و متاسفانه روند فزونی فرایندهای تخریب سرزمین همچنان ادامه دارد. باید گفت؛ گستره پهناور ایران زمین و تعدد مشکلات و بحران های فراروی آن در حوضه منابع طبیعی و محیط زیست چنان است که حجم کارهایی که باید انجام گیرد به مراتب بیش از کارهایی است که انجام گرفته است. چرا با وجود آن همه کوشش های شایان تقدیر، پژوهش های متعدد، انتشارات فراوان، برپایی همایش ها ، کارگاه ها و گردش های علمی ، نمایشگاه های متنوع و جذاب، تشکیل دوره های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت و شرکت در جلسه های کارشناسی و اجرایی در سطوح مختلف مملکتی، نمی توان آن چنان که سزاوار است بازخوردهای اصلی، یعنی شاخص هایی در تایید بهبود نسبی وضعیت منابع طبیعی کشور ملاحظه کرد. چرا کوشش ها آن طور که سزاوار بود ، به بار ننشسته است؟ چرا رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شود؟ و اکنون هم که با خشکیدگی گسترده، این اکوسیستم رو به زوال است! چرا هنوز مشخص نیست که جایگاه منابع طبیعی به طور عام و جنگل ها و مراتع به طور خاص در الگوی توسعه کشور کجاست و از چه منظری و با چه انتظاری به این منابع نگریسته می شود؟ ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات ، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت. با نگاهی گذرا به زندگی روزمره مردم به خوبی متوجه می شویم که همه ما به نحوی نسبت به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست خود بی اعتنا و بی تفاوت هستیم. لذا باید آگاهی بخشی به مردم نسبت به منابع طبیعی در درجه اول اهمیت قرار گیرد. اگر مردم به حفظ و حراست از منابع طبیعی معتقد نباشند و به اهمیت حیاتی آن برای خود و آیندگان خویش آگاهی نیابند، اقدامات اداری به تنهایی کارساز نخواهد بود. کار در این زمینه باید اساسی و بنیادی صورت گیرد و تنها به هفته منابع طبیعی اکتفا نشود.



[1] - http://www.isaforestry.ir


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 12:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

مهاجرت به افغانستان، فرجام بی‌آبی زابل

وزش شن‌های روان شدت گرفته، آسمان رنگ عوض کرده و درخت‌های گز کمر خم کرده‌اند. ‌هزارهکتار از بهترین مناطق به تلی از خاک تبدیل شده. بادهای 120روزه هر روز شن می‌آورد و مردم مجبور به کوچ می‌شوند؛کم‌آبی و توفان‌های مداوم باعث شده مردم کشاورزی و زراعت را رها کرده و برای یافتن کار به شهرهای بزرگ‌ مهاجرت کنند. از هامون به جز بیابانی لخت که باد زوزه‌کشان قایق‌های وارونه‌اش را تکان می‌دهد چیزی باقی نمانده است. بادها گاه تا 200روز می‌وزند و می‌وزند و منظر چشم اهالی را خاک‌آلود می‌کنند. با وجود توفان‌های شن و مشکلات ناشی از خشکیدن هامون، تنها عاملی که می‌تواند مهاجرت را کنترل کند اشتغال و حمایت از مرزنشینان است و گرنه هیچ‌گونه توجیه عقلانی برای زندگی آنها در این محیط باقی نمانده است

  ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد                             


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 8:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

بهره برداري نامطلوب از منابع طبيعي تهديدي براي امنيت غذايي كشور

معمولا اسفند ماه هر سال كه مصادف با هفته منابع طبيعي و جشن درختكاري است فرصتي فراهم مي شود تا مسئولين و دست اندركاران از طريق رسانه هاي ديداري و شنيداري صحبت بيشتري با مردم داشته باشند. اين موضوع بهانه اي شد تا در آستانه ورود به اسفندماه بحث كوتاهي در مورد اهميت حفظ و حراست از منابع طبيعي و نقش آن در امنيت غذايي را يادآوري كنم  

شرط رسيدن به توسعة‌ پايدار و امنيت غذايي، حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از  منابع طبيعي است زيرا كشاورزي‌ بر بستر منابع‌ طبيعي‌ استقرار مي‌يابد و دوام‌ آن‌ بستگي‌ به وضعيت‌ منابع‌طبيعي‌ دارد. همانطور که حيات‌ خاك‌ به‌ مقدار آب‌ وابسته‌ است، آب‌ نيز به‌ وجود جنگل‌ها و مراتع‌ و پوشش‌ گياهي‌ هر منطقه‌ وابسته‌ است. در واقع‌ اگر منابع‌ طبيعي‌ سالم‌نباشد كشاورزي‌ و در نتيجه امنيت غذايي هم‌ امكان‌پذير نخواهد بود. از طرفي در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در شرايط نامطلوبي، مورد بهره برداري قرار مي گيرد. منابعي كه شايد در بسياري از جهات ارزش واقعي آن در محاسبات اقتصادي مورد توجه قرار نمي گيرد. به اين ترتيب مي توان گفت منابع طبيعي با وجود نقش حياتي كه در تامين غذا بازي مي كنند و از اجزاء اصلي محيط زيست به شمار مي روند، هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده و بهره برداريهاي بي رويه و شتابزده موجب تخريب كيفيت و گاه نابودي كامل آنها شده است. انقراض گونه ها و تهديد تنوع زيستي، آلودگي آب، خاک و هوا، نابودي جنگل ها و مراتع و بحران هايي نظير بيابان زايي، فرسايش خاک و کمبود شديد منابع آب شيرين از جمله مخاطرات کنوني زيست محيطي است که طي دهه­هاي اخير و در پي بي توجهي به ملزومات توسعه پايدار بر منابع طبيعي كشور وارد شده است. اين موضوع براي كشور ما كه در رديف سرزمين هاي خشك با پوشش كم جنگل قرار دارد اهميت شايان توجهي دارد. يقينا در چنين كشورهايي بايد در استفاده و بهره برداري از منابع آب و جنگلها و مراتع دقت كافي بعمل آيد. از اين رو حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از جنگلها و مراتع که بعنوان بستر کشاورزي از آن ياد مي شود نقشي قابل توجه در امنيت غذايي کشور دارد. بارزترين اثر آن افزايش ذخيره آبهاي زيرزميني و ذخيره سازي آب در خاك و همچنين جلوگيري از فرسايش خاک است. بطور مثال مهمترين رودخانه هاي کشور با بيش از 40 درصد آبهاي جاري و 30 درصد کل نزولات آسماني و همچنين حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در حوزه زاگرس، مرهون وجود جنگلهاي اين منطقه است. اين جنگل‌ها نقشي حياتي و کليدي در زندگي ميليونها انسان ساکن در غرب کشور دارند. 10 استان کشور با بيش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعيتي بالغ بر15 ميليون نفر و همچنين50 درصد دام کشور در اين ناحيه قرار دارد. بيش از 800 هزار عشاير کوچ رو، دامداري خود را به‌طور مستقيم به اين جنگل‌ها مديون هستند و از اين راه پروتئين دامي نزديک به 20 ميليون نفر را تأمين مي‌کنند[1]. زندگي در غرب ايران بدون وجود جنگل‌هاي بلوط امکان‌پذير نخواهد بود. متاسفانه در حال حاضر گستره قابل‌ملاحظه‌اي از اين جنگل‌ها به‌دليل پديده ريزگردها و برخي عوامل ديگر دچار خشکيدگي شده و در حال از بين رفتن هستند. با به خطر افتادن حيات و شادابي اين جنگل‌ها نه‌تنها امنيت غذايي و اجتماعي- اقتصادي ميليون‌ها انسان ساکن در اين منطقه به خطر خواهد افتاد بلکه تنوع زيستي و حيات‌وحش چندين گونه جانوري نيز در معرض تهديد و آسيب قرار خواهد گرفت و در نهايت پديده بياباني شدن در اين منطقه به معني واقعي کلمه اتفاق خواهد افتاد.

از جمله موارد ديگري که براي نيل به امنيت غذايي کشور بايد بدان اشاره شود و به نوعي مرتبط با منابع طبيعي مي باشد، اصلاح الگوي مصرف آب و نان است. حجم زياد ضايعات نان، اتلاف زياد منابع آبي به دليل استفاده از روش هاي نادرست آبياري کشاورزي و عدم توجه به نگهداري مناسب از محصولات زراعي و باغي از مصاديق نگران کننده در اين زمينه است. اگرچه بخش کشاورزي بعنوان يکي از مهم‌ترين بخش‌هاي اقتصادي کشور حدود 18 درصد توليد ناخالص ملي، 25 درصد اشتغال، 85 درصد تأمين غذاي جامعه، 25 درصد صادرات غيرنفتي را فراهم مي‌کند، اما حدود 95-90 درصد از منابع آب کشور را هم مصرف مي‌کند که به علت راندمان پايين آبياري و هم‌چنين بالا بودن ضايعات کشاورزي به صورت مسقيم و غيرمستقيم بخش عمده‌اي از منابع آب را هدر مي‌دهد. آبي كه سرمنشآ آن در حوضه هاي آبخيزي است كه بدليل تخريب پوشش گياهي تبديل به سيلابهاي مخرب شده و از دسترس خارج مي شود. نتيجه هرز روي رواناب ها، علاوه بر كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه سبب پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي شود. مضافا اينكه ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند. گزارشات منتشر شده نشان مي دهد هر سال بين 13 تا 35 درصد محصولات کشاورزي از مرحله کاشت محصول تا مصرف به صورت ضايعات از بين مي‌رود اين مقدار معادل 11 تا 30 ميليارد مترمکعب از منابع آبي کشور است . به ازاي کاهش هر يک درصد از ميزان ضايعات کشاورزي حدود 870 ميليون مترمکعب آب صرفه‌جويي مي‌‌شود. اين در حالي است كه بخش قابل توجهي از اين آب بوسيله 688840 حلقه چاه عميق و نيمه عميق كشور که 373450 حلقه آنها در مناطق ممنوعه حفر شده اند برداشت مي شود. به همين دليل بيشتر آبخوانه هاي كشور با روند منفي تراز آب مواجهند و هرسال از حجم آبهاي زيرزميني كاسته مي شود. متعاقب افت سطح آب زيرزميني، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب،  نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد. از طرفي  به سبب پمپاژ زياد آب از چاههاي عميق، كيفيت آبهاي زيرزميني تغيير كرده آنچنانكه شاخص "املاح محلول آب" در بيشتر نقاط كشور بيشتر از 1000 تا 1500 ميليگرم در ليتر است كه در مقايسه با ميزان مناسب براي آب شرب (500 ميليگرم در ليتر) وضع مطلوبي بشمار نمي رود. در پاره­اي از مناطق آب چاهها آنقدر شور شده كه باعث تخريب خاك سطحي شده و در نتيجه اين اراضي براي كشاورزي از حيز انتفاع خارج شده و رها شده اند (بروز پديده بيابانزايي). بسياري از درياچه ها و تالاب هاي كشور در سالهاي گذشته بر اثر مديريت نادرست آب و حدوث خشكساليها يا خشك شده اند و يا در شرف خشكي قرار گرفته اند و بصورت کانونهاي توليد گرد و غبار در آمده اند. تحقيقات انجام شده در بخش بيابان موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور نشان مي دهد که بيش از 4 ميليون هکتار از مساحت کشور در اشغال شنزارها و تپه هاي ماسه اي قرار دارند که حدود 78 درصد تپه هاي ماسه اي بصورت فعال ، 14 درصد نيمه فعال و  مابقي يعني فقط 11 درصد غيرفعال است. فعاليت ماسه هاي روان و طوفانهاي گرد و غبار ناشي ازآن بعلت خساراتي که بر بخش کشاورزي وارد مي­کند ، مي­تواند امنيت غذايي کشور را به مخاطره اندازد. از اين رو در کشور خشک و نيمه خشکي مثل ايران که به استناد تحقيقات انجام شده قريب 60 درصد مساحتش در قلمرو مناطق بياباني قرار گرفته است و همواره با خشکساليهاي مکرر روبروست بصورتيکه هم اكنون 517 [2]شهر از کشور در معرض تنش آبي قرار گرفته است، صرفه جويي و اصلاح الگوي مصرف آب بايد در سرلوحه برنامه هاي فوري و ضروري بخش کشاورزي قرار گيرد.



[1] روزنامه همشهري دوشنبه 20 آبان 1392

[2] خبرگزاري مهر-14 دي 1392

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 10:33  توسط محمد خسروشاهي  | 

راه اندازي تونل باد (wind tunel)

آزمايشگاه فرسايش بادي(شبيه ساز تونل باد) در موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور راه اندازي شد

پديده‌ي گرد و غبار و توفان‌هاي متأثر از آن كه در شمار نشان‌زدهاي آشناي مناطق خشك و بياباني جهان و سرزمين‌هاي حاشيه‌ي آن به شمار مي‌رود در سالهاي اخير شدت بيشتري يافته و جوامع انساني و سلامت آنها را در معرض تهديد قرار داده است. در هر سال ، تقريبا يک تا دو ميليارد تن گرد و غبار وارد جو زمين مي شود که  معادل نيمي از کل ذرات موجود در تروپوسفر است. خشکسالي، گسترش بيابان زايي، تخريب پوشش گياهي زمين ، تغييرات كاربري اراضي ، مديريت و بهره برداري نادرست از منابع عواملي هستند که در تشديد اين معضل محيطي دخالت داشته اند. از آنجا كه بررسي عوامل ايجاد و كنترل پديده گرد و غبار در طبيعت بسادگي ميسر نيست معمولا بررسيهاي اوليه از طريق شبيه سازي تونل باد در آزمايشگاه صورت مي گيرد. اگرچه در پاره اي موارد اينگونه بررسي­ها در قالب تونل هاي باد پرتابل صورت گرفته است اما بدليل محدوديت هاي شبيه سازي سرعت باد در آنها، بخش تحقيقات بيابان-موسسه تحقيقت جنگلها و مراتع كشور از مدتها پيش مترصد ساخت و راه اندازي تونلي بود كه بتواند سرعت هاي بالاي باد را نيز شبيه سازي كند. بدين منظور با هماهنگي بعمل آمده با شركت فراسنجش صبا تونل بادي ساخته شد كه پس از تست هاي اوليه هم اكنون آماده انجام كار است.

 برخي از مشخصات تونل باد مذكور به قرار زير است:

- مقطع اتاق آزمون 80  *  80 سانتيمتر و طول 16 متر ، محرك تونل باد فن هاي جريان محوري توربوفن، كنترل سرعت توسط كنترل دور LG ، پيتوت و فشارسنج الكترونيكي و مكانيزم انتقال دهنده يك بعدي به منظور اندازه گيري پروفيل سرعت باد. در اين تونل باد امكان شبيه سازي سرعت باد از حداقل 0.5 تا 35 متر بر ثانيه وجود دارد بعبارتي مي تواند بادهايي با سرعت 120 كيلومتر در ساعت و بيشتر را از منظر فرسايش بادي و حركت ماسه هاي روان شبيه سازي كند.

با استفاده از اين تونل باد امكان انجام پژوهش هاي زير ميسر است

  -کمي نمودن و اندازه گيري سرعت آستانه فرسايش خاکهاي مختلف با استفاده از نمونه هاي دست نخورده خاک

- تعيين ارتفاع آيروديناميکي زبري خاک يا پوشش گياهي(  ( z0و آستانه سرعت اصطکاکي(U*t  )

- بررسي توزيع اندازه ذرات فرسايش يافته از بسترهاي مورد آزمون در سريهاي مختلف خاک

- شبيه‌سازي انواع بادشکن هاي غير زنده با تراکم كم تا زياد و اندازه گيري سرعت باد در محوطه باد پناهي بادشکن‌ها

 - شبيه‌سازي تاثير نمونه هاي گياهي علفي و بوته‌اي در کاهش سرعت باد و جذب گرد و غبار با استفاده از تله‌هاي رسوب گير در مقياس کوچک.

 -بررسي لايه مرزي در زبري‌ها و ناهمواريهاي مختلف خاکها با و بدون پوشش گياهي

 - بررسي مدلهاي مختلف برآورد فرسايش بادي و متغيرهاي آنها به منظور مقايسه آنها در مقياس تونل باد

 -بررسي فرسايش‌پذيري خاکها در حالت دست نخورده(Erodibility )

 -قابليت انجام پژوهش‌هاي فرسايش بادي در قالب کاربردي و پايه‌اي براي دانشجويان کارشناسي ارشد و دکتراي دانشگاها و مراکز تحقيقاتي

 


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 13:29  توسط محمد خسروشاهي  | 

پروژه ذخیره حیات برای آخرالزمان

در منطقه سردسیر و قطبی نروژ، محل نگهداری ۲ میلیارد بذر گیاه از سراسر جهان برای حیات پس از نابودی زندگی در کره زمین پيش بيني شده استا . ين مكان معروف به "آخرالزمان" و در سال 2006 با هزینه ۴ میلیون دلار توسط کاری فالر ساخته و افتتاح شد. (تصاوير زير)

در این مکان هم اكنون بیش از 4.5 میلیون گونه گیاهی از سراسر جهان برای ادامه حیات که ممکن است پس از هر حادثه ای برای زمین روی دهد اعم از انفجار هسته ایٰ جنگ جهانی و حوادث طبیعی هولناک ذخیره و نگهداری می شود.  در اين بانك بزرگ بذر هر آنچه در مورد کشاورزی تصور کنید، یافت می شود. بذرها درون محفظه های مخصوص و درون پلاستیک ها جاسازی شده و بعد در قفسه های آهنی با سرمای منفی ۱۸ درجه نگهداری می شوند. در واقع در چنین دمایی سعی میشود بذرها بدون اینکه رشد پیدا کنند، نگهداری شده تا روزی که انسان بعدی نیاز به آنها دارد از آنها برای کشاورزی و زندگی بعدی استفاده کند. به گزارش فرارو [1] این مکان در منطقه کوهستانی "لانگیربایرن" در منطقه "اسوالبارد" قرار دارد.

گفتني است هم اكنون در موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور آزمايشگاهي  براي حفظ ذخاير ژنتيكي در شرايط فراسرد (در دماي 196- درجه سانتيگراد) و با اهداف مشابه در حال ساخت است.





+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 14:57  توسط محمد خسروشاهي  | 

ويژگي مالچ مناسب براي تثبيت ماسه هاي روان

تغييرات اقليمي سالهاي اخير و تغييرات رژيم‌هاي هيدرولوژيكي رودخانه هاي منطقه، بروز ريزگردهاي حاصل از تخريب سرزمين در كشورهاي همسايه غربي، قرار گرفتن كشورمان در كمربند خشك كره زمين، فرسايش بادي در بسياري از مناطق بياباني تشديد كرده است. اين وضعيت در برخي از كشورهاي ديگر جهان كه تقريبا در منطقه هم عرض با ايران واقع شده اند از جمله در كشورهاي غربي ايران مثل عراق، اردن، سوريه در حال تشديد شدن است و همچنين كشورهاي چين ، پاكستان ، و ساير كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس از ديرزماني با آن دست به گريبان بوده اند.  

جلوگيري از ايجاد حركت ريزگردها و تثبيت ماسه هاي در حال حركت و جلوگيري از پيشروي آنها از يكطرف و كاشت و روياندن گياهان مناسب از طرف ديگر مهمترين عوامل كاهش و يا جلوگيري از اين پديده بشمار مي رود. از چهار دهه پيش تا كنون در ايران براي تثبيت ماسه‌هاي روان عمد‌تا از مالچ هاي نفتي استفاده شده است. هزينه زياد حمل مالچ نفتي از پالايشگاه تا محل مصرف، علاوه بر محروم شدن از ساير فرآورده هايي كه مي توان با تصفيه اين ماده از آن استخراج نمود، ما را بر آن مي دارد تا مواد ديگري را براي جايگزيني آن بيابيم. تا كنون از انواع مختلف مالچ در نقاط مختلف دنيا براي تثبيت ماسه استفاده شده است ولي هر يك مسائل و مشكلاتي در بر داشته كه ما را ترغيب به يافتن ماده جديدي مي كند. در سالهاي اخير نيز شركتها و موسسات متعددي نسبت به توليد انواع مالچهاي شيميايي اقدام كرده اند كه جهت اثبات كارايي آنها براي تثبيت ماسه هاي روان نياز به بررسي و تحقيق دارند. بطور كلي ماده‌اي مي تواند در امر تثبيت ماسه‌هاي روان مورد استفاده مفيد قرار گيرد كه داراي شرايط حداقلي زير باشد:

1-             داراي خصوصياتي از قبيل سلامت از نظر محيط زيست،

2-             نفوذ پذير نسبت به آب و بارندگي،

3-             انعطاف پذير،

4-             داراي چسبندگي خوب،

5-             قابل حل در آب به طوري كه قابل مصرف بوسيله دستگاه‌هاي محلول پاش باشد

6-             مقاوم در مقابل شستشو به‌ وسيله آب باران بعد از مصرف آن،

7-             غير زيان آور براي گياهان سبز

8-             داراي منافذ كافي براي تبادل هوا و گاز به طوري كه مصرف آن براي گياهان سبز و تهويه خاك مسئله ساز نباشد

9-             در حقيقت انواعي از مالچ‌ها مي تواند براي تثبيت ماسه‌هاي روان در مناطق خشك كشور مناسب باشد كه علاوه بر داشتن شرايط فوق‌الذكر بتواند حداقل براي يك فصل زراعي، بالاي 95% از حركت ماسه‌هاي روان جلوگيري نمايد و بتواند در مقابل عوامل محيطي تخريب كننده مقاومت كرده و سطح خاك را تثبيت كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 14:58  توسط محمد خسروشاهي  | 

سمينار دفاع از 150 طرح تحقيقاتي خاتمه يافته حوزه بيابان و مرتع پايان يافت

يكصد و بيست و پنجمين سمينار دفاع از 149 طرح تحقيقاتي خاتمه يافته منابع طبيعي در حوزه بيابان و مرتع در تاريخ 92/6/19 در موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور برگزار شد. اگرچه نتايج اين طرحهاي تحقيقاتي اختصاصا براي استفاده بخش هاي اجرايي سازمان جنگلها و مراتع كشور  كاربرد گسترده اي دارد اما در اين سمينار به رغم اطلاع رساني قبلي، حضور كمرنگ مديران و كارشناسان اين سازمان كاملا مشهود بود حتي صريحتر بايد بگويم كه هيچ مدير و كارشناسي از دفتر امور بيابان در اين سمينار تخصصي حضور نداشت. از جمله اين طرحها مي توان به طرح ملي "تعيين اشكال ناهمواريها، خصوصيات فيزيكي، شيميايي و مينرالوژيكي شنزارهاي کشور" اشاره كرد  كه در طول 5 سال در بيش از 20 استان كشور و با حضور بيش از 40 نفر محقق وكارشناس با هدايت آقاي مهندس عباسي در شرايط سخت مناطق بياباني انجام شده است. اين طرح ملي دستاوردهاي قابل توجهي بويژه براي حوزه بيابان- سازمان جنگلها و مراتع كشور در بر دارد. ذيلا به چكيده اي از نتايج اين طرح اشاره مي شود    

ريگزارها و يا تپه هاي ماسه بادي نتيجه عمل فرآيند فرسايش بادي هستند و يکي از منابع توليد گرد و غبار در مناطق خشک و بياباني مي باشند. هدف از اجراي اين پروژه تعيين پراکنش، مرفولوژي، فعاليت و خصوصيات فيزيکي شيميايي و مينرالوژيکي شنزارهاي کشور بوده است. نتايج اين طرح نشان داد که مساحت شنزارهاي کشور (بدون احتساب شنزارهاي استان اصفهان ) 4001060 هکتار است که سهم استانهاي کشور به ترتيب از بيشترين به کمترين عبارتند از:  استان کرمان 1220723 هکتار، خراسان بزرگ (سه استان شمالي ، رضوي و جنوبي) 888385 هکتار، سيستان و بلوچستان 638388 هکتار، يزد  416196 هکتار، سمنان 372531   هکتار، خوزستان 216219 هکتار، فارس 154352 ، هرمزگان 55671 هکتار، قم 17443، بوشهر  10538 هکتار، ايلام 3085، کرمانشاه 2322، آذربايجان غربي  1821 هکتار، آذربايجان شرقي1058 هکتار، قزوين 1053 هکتار، تهران 666 و مرکزي 609 هکتار. از نظرفراواني اشکال ناهمواريهاي ماسه اي (مرفولوژي تپه) بارخان­ 35 درصد، پهنه ماسه ­اي 21 درصد ، تپه­ هاي طولي 15 درصد، تل­­هاي گياهي يا گيرافتاده توسط گياه (شامل پيکان ماسه ­اي و نبکا ) 14 درصد ، تپه­ هاي عرضي  10 درصد ، هرم­هاي ماسه­ اي 4 درصد و تل­هاي ماسه­ اي ( تپه ­هاي گيرافتاده در اثر ناهمواريها مانند تپه ­هاي بالارونده و بادپناهي ) 2/0 درصد از سطح کشور را در بر گرفته ­اند.  از نظر فعاليت تپه­ هاي ماسه­ اي کشور که براساس حضور يا عدم حضور گياه بصورت طبيعي و دست کاشت (نهالکاري) و يا هرگونه عمليات تثبيت ديگر مانند مالچ­پاشي و  نهالکاري صورت گرفته است، حدود 78 درصد تپه­ هاي ماسه­ اي کشور فعال ، 14 درصد نيمه فعال و  مابقي يعني 11 درصد غيرفعال است. بر همين اساس حدود 16 درصد تپه­ هاي ماسه ­اي کشور بوسيله عمليات مالچ­پاشي، نهالکاري، احداث بادشکن زنده و غيرزنده و يا استقرار پوشش طبيعي تثبيت شده ومابقي يعني 84 درصد آن تثبيت نشده و بدون پوشش هستند. نتايج تجزيه­ هاي ميزان شوري و قليائيت نشان داد که مقدار هدايت الکتريکي بيشتر ريگزارهاي کشور کمتر از 4 دسي زيمنس بر متر است كه اين موضوع براي اطمينان از كارهاي بيولوژيكي تثبيت تپه هاي ماسه اي قابل توجه است. بررسي مرفولوژي تپه­ هاي ماسه­ اي نشان داد که مهمترين اشکال موجود بارخان، رشته­ هاي عرضي، تپه ­هاي طولي ، هرمهاي ماسه ­اي ، تپه­ هاي بالارونده ، نبکا و پهنه ­هاي ماسه­ اي مي­باشند. نتايج دانه ­بندي و کاني­ شناسي نشان داد که ميانگين قطر ذرات ماسه‌هاي در کل کشور حدود 2.4±0.59  في است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 13:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز ( قابل توجه محققين، كارشناسان و دست اندركاران حوزه بيابان

100روستای سیستان و بلوچستان در محاصره شن


در حالی نگاهها به دریاچه شور ارومیه و اکوسیستم طبیعی آن ختم شده که هامون با آب شیرین که زندگی هزاران نفر از ساکنان سیستان به آن وابسته است به بیابانی مملو از شنهای روان تبدیل شده و زندگی مردم را می بلعد وزش توفان و افزایش گرد و غبار تا 20 برابر حد استاندارد طی دو روز گذشته بار دیگر نفس را در سینه ساکنان سیستان حبس کرد و بیش از 100 روستا را در محاصره شن قرار داد.

به گزارش مهر، وزش باد شدید و توفان شن برای دومین بار متوالی در طی ماه گذشته ادارات زهک و هیرمند را به تعطیلی کشاند و موجب مدفون شدن تعداد بیش از 100 روستا و روانه ساختن صد ها نفر به مراکز بهداشتی و درمانی شد.

متاسفانه شدت وزش باد در سیستان طی دو روز گذشته به سرعت 100 کیلومتر در ساعت رسید و به دلیل محاصره روستاهای منطقه در مسیر شن های روان  بسیاری از محور های مواصلاتی روستاهای هیرمند و زهک مسدود شد.

سال ها است که توفان شن به دلیل خشک شدن دریاچه هامون و تبدیل باد های 120 روزه به بادهای 180 روزه نفس مردم را گرفته است و روزگار آنها را تیره و تار کرده است.  ادامه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 14:38  توسط محمد خسروشاهي  | 

تعیین خط برف در حوضه هاي آبخيز فاقد آمار برف سنجي

برای تعیین خط برف در حوضه های آبخیزی که ایستگاه برف سنجی ندارد از عنصر دما استفاده می شود . از آنجا که رخداد پديده برف در دماي صفر و کمتر از صفر اتفاق می افتد معمولا ارتفاع متناظر دماي صفر درجه سانتیگراد براي ماه هاي مختلف سال معادل خط برف در نظر گرفته می شود.  براي اينكار اطلاعات مربوط به دمای متوسط ماهانه برای ایستگاههای مورد مطالعه جمع آوری می شود. با استفاده از داده های میانگین دمای ماهانه و سالانه، گرادیان دما در حوضه مورد مطالعه تعیین می شود.  با فرض اینکه نزولات جوی در دمای صفر درجه سانتیگراد و پایین تر بصورت برف نازل می شوند، خط همتراز دمای صفر درجه در حوضه مشخص و ارتفاع مربوطه تعیین می شود. با تعیین خط صفر درجه و ترسیم آن بر روی نقشه حوضه بوسیله سیستم GIS می توان مساحت زیر پوشش برف و آب معادل برف را نیز محاسبه کرد. از این نظر برای هر ماه سه خط برف قابل محاسبه است.

1- ارتفاع دماي صفر درجه مربوط به متوسط حداقل ها، نشان دهنده حداقل ارتفاع خط ماندگاري برف بر روي زمین است.

 2- ارتفاع دماي صفر درجه مربوط به متوسط حداکثرها، نشان دهنده حداکثر ارتفاعی است که در صورت وجود پوشش برفی در حوضه، در بالاي آن ذوبی صورت نمی گیرد.

 3- ارتفاع منحنی دماي صفر درجه مربوط به متوسط ماهانه­ها، به عنوان متوسط خط ذوب و ریزش برف به کار می رود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 9:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

مطالب قدیمی‌تر