منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

بحران بي آبي ، جولان بیابان زایی(5)

بیابانزایی ریشه در کمبود آب دارد.

گذشته از اینکه ایران افلیمی خشک و بیابانی دارد و همواره با مسایل و مشکلات بیابانزایی مواجه است، در بسیاری از مواقع بهره برداری های نادرست از منابع طبیعی کشور  و گاهی کارهای نسنجیده در قالب برنامه های توسعه منابع آب مشکلات بزرگی را بوجود آورده است. در پروژه های توسعه منابع آب همواره بایستی به جنبه های زیست محیطی آب توجه کرد تا از بروز حوادث تلخ و ناگوار بعدی جلوگیری شود. نتیجه مدیریت و بهره برداری نادرست آب در کشور، منجر به تشدید پدیده بیابانزایی و تخریب محیط زیست شده است. رودخانه های خاموش، خشکیدکی تالابها، شورشدن خاک و نشست زمین عینی ترین آثار این موضوع است.

-          حفر چاههای آب عمیق و نیمه عمیق که تعدادشان از 47137 حلقه در سال 51 به 763664 حلقه در سال 91 فزونی یافته است بیانگر مکیدن شیره جان آبخانه های کشور است. این‌ مساله‌ با توجه‌ به‌ وجود بحران‌ در سفره‌های‌ آب‌ زیرزمینی‌، پیامدهای‌ تخریبی‌ جبران‌ناپذیری‌ به‌ همراه‌ داشته است بطوریکه يكي از چالش‌هاي اساسي كشور در رابطه با بيابان زايي محسوب مي شود. برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني علاوه بر افت شديد سطح سفره هاي زيرزميني و فرونشست بسياري از دشت‌هاي کشور ، بحران ديگري را به صورت شور شدن ذخائر آبي بوجود آورده است. افزايش تدريجي درجه شوري آب زيرزميني آغازي جدي براي نمكزايي و نهايتا تخريب منابع اراضي و تشدید پدیده بیابانزایی مي‌باشد. مشکلی که هم اکنون در بسیاری از دشت های کشور بروز کرده است و نگراني از نابودي کشاورزي در برخي مناطق کشور را در پي داشته است. در استان فارس سفره هاي آب زيرزميني، طي روندي افزايشي در حال شورشدن است، بر اساس نتايج تحقيقاتي که روي 500 حلقه چاه در نقاط مختلف استان فارس در سال هاي 88 ـ 78 انجام گرفته است، در بيشتر شهرستان ها از جمله خرم بيد، ارسنجان، استهبان، مهر و لار از سال 86 به بعد، روند افزايش شوري آب هاي زيرزميني شدت يافته است[1]. اين در حالي است که به دليل تغيير ترکيبات شيميايي آب، غير از شوري، مشکلات ديگري نيز سلامت مصرف کنندگان را تهديد مي کند. موضوع شورشدن آب هاي زيرزميني به استان فارس محدود نمي شود، بلکه شور شدن آب هاي زيرزميني در بسياري از استان های دیگر از جمله کرمان، خراسان، اصفهان و  سمنان اتفاق افتاده است. خشکي درياچه اروميه نيز تاثير زيادي بر پيشروي شوره زار و شوري آب هاي حوضه اين درياچه در آذربايجان شرقي و غربي داشته است. شور شدن چاه هاي آب در حوضه آبريز درياچه اروميه موجب نابودي کشاورزي در استان هاي آذربايجان غربي و شرقي و حتي استان هاي همجوار خواهد شد. در استان تهران، چاه‌های غیرمجاز و بر داشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی رتبه نخست را در بیابانزایی این استان داشته و دارد[2]. مطالعات انجام شده در اطراف درياچه نمك و حوض سلطان قم نشان مي دهد كه در يك دوره سي ساله (1382-1352) جبهه آب شور حدود 5 كيلومتر بسمت آبخانه هاي آب شيرين پيشروي داشته[3] كه اين عامل موجب تشديد بيابانزايي در منطقه مذكور شده است.

-         سدسازی های بیرویه[4] و بدون مطالعه، گذشته از پیامدهای منفی بر جوامع انسانی بومی، بر اکوسیستم های آبی و خشکی و نیز جوامع جانوری و گیاهی وابسته به آنها اثرات ویرانگری داشته است. خشکاندن پیکره‌های آبی یکی از ناسازگارترین پیامدهای سدسازی است که عاقبت آن به تخریب محیط زیست منجر می شود در حالیکه فراموش کردیم  آبخیزداری یكی از شیوه‌های مناسب حفاظت آب و خاك، مهار و پخش سیلاب‌ها است كه باعث كنترل سیلاب‌های مخرب و نفوذ آب به داخل سفره‌های آب زیرزمینی می‌شود. بستن شریانهای حیاتی و طبیعی توسط کشورهای همسایه و ایران منجر به خشکیدن بسیاری از تالابهای مرزی و داخلی کشور شده است که آثار ناخوشایند آن را می توان در بروز و تشدید پدیده ریزگردها جستجو کرد. به این ترتیب در سالهای اخیر بسياري از درياچه ها و تالاب هاي كشور بر اثر همین مديريت نادرست آب در كشور و همچنین حدوث خشكساليها يا خشك شده اند و يا در شرف خشكي قرار گرفته اند و بصورت کانونهاي توليد گرد و غبار در آمده اند. بروز پديده گرد و غبار طي چند سال اخیر در مناطق جنوب و جنوب غرب كشور گذشته از اینکه مشكلات فراواني براي ساكنان اين خطه از كشور بوجود آورده است، در پاره ای از مواقع بيش از 20 استان كشور را با جمعيتي بالغ بر 52 ميليون نفر و گستره اي به مساحت يك ميليون كيلومتر مربع تحت تاثير قرار داده است. اگر تا مدت ‌ها پیش نگرانی از آلودگی هوا به سوخت خودرو‌ها یا دودکش کارخانه‌‌ها مربوط می‌شد این روز‌ها باید مدام نگران افزایش ریزگردهای معلق در هوا بود همان ذرات معلقی که حضور بی وقفه شان در آسمان خیلی از استان ‌ها، زندگی ساکنان و مردم محلی را با مشکلات زیادی همراه کرده است. ريزگرد‌‌ها که عمدتا ذراتی كمتر از 2.5 ميكرون دارند از مصاديق آلودگي هوا تلقي مي شوند و تاثيرات سوئي در مسائل بهداشتي دارند ضمن آنكه لطمه هاي اقتصادي غير قابل جبراني را در بخش كشاورزي، باغی يا زنبورداري ایجاد کرده و به نوعي روي فعاليت هاي اقتصادي اثر گذاشته و هزينه هاي اجتماعي را افزايش مي‌دهند. نشستن گرد و غبار روي اندام هاي سبز درختان و كم كردن فتوسنتز و سوخت و ساز مواد غذايي منجر به كاهش رشد و ضعف درختان مي شود، آنچه اکنون به خشکیدگی جنگلهای بلوط غرب کشور نسبت داده می شود. در حال حاضر گستره قابل‌ملاحظه‌اي از جنگل‌های زاگرس به‌دليل پديده ريزگردها و برخي عوامل ديگر دچار خشکيدگي شده و در حال از بين رفتن هستند. با به خطر افتادن حيات و شادابي اين جنگل‌ها نه‌تنها امنيت غذايي و اجتماعي- اقتصادي ميليون‌ها انسان ساکن در اين منطقه به خطر خواهد افتاد بلکه تنوع زيستي و حيات‌وحش چندين گونه جانوري نيز در معرض تهديد و آسيب قرار خواهد گرفت و در نهايت پديده بيابانزایی در اين منطقه به معني واقعي کلمه اتفاق خواهد افتاد.

-          خشکیدن تالابها و چالابهای بیابانی به طریق دیگری نیز سبب تشدید پدیده بیابانزایی شده اند. در اين مناطق دانه های ریز نمک همراه با ذرات دیگری که با نمک همراه است، موجب می شود که باد آنها را به آسانی جا به جا کند و مسیر کم و بیش طولانی را همراه خود ببرد و سپس مواد حمل شده تحت تاثیر مکانیسم های خاصی در ناحیه معینی به جا گذاشته شوند. ذرات نمکی که اینگونه توسط بادها حمل می شوند، از خاکهای شور تالابها و چالابهای بیابانی حاصل می شوند که نمونه جدید آن در طوفانهای نمکی برخاسته از دریاچه خشکیده ارومیه بوضوح قابل مشاهده است. در مناطق بياباني, بخشی از زمین های زراعتی که در مجاور اینگونه مناطق قرار گرفته اند در نتیجه وزش بادهای نسبتا تند تابستان یا اوایل پاییز , شور می شوند و به تدریج ارزش خود را از دست داده و سرانجام به حالت لم یزرع در می آیند. گاهی شدت انتقال املاح از این اراضی بسیار زیاد است به طوری که در اندک مدتی ده ها و حتی صدها هکتار از زمین های زراعی در پوششی از نمک فرو می روند. بررسی هایی که در روسیه صورت گرفته است نشان می دهد که در یکی از استپ هاي شور با مساحتي حدود 6 کیلومتر مربع ظرف مدت یک ساعت 7200 تن نمک محلول که قسمت اعظم آن کلرور سدیم بوده به وسیله باد حمل شده است. این مقدار نمک کافی است که 45 هکتار از زمینی را که قبلا شور نبوده است به حالت كويري و شور تبدیل کند.

 -          منابع آب در اثر بهره برداري و استفاده بي رويه همواره در معرض  آلودگي و یا کاهش کيفيت بوده و هست. مصرف رو به رشد آب در تمامي عرصه هاي مصرف اعم از شرب  و صنعت و خدمات و کشاورزي  پيامدهاي  تغيير و کاهش کيفيت را به دنبال دارد. زباله ها  و فاضلاب ها  و پساب ها  و مواد شوينده  و سموم دفع آفات  و کود هاي شيميايي از آلاينده هاي مهم آب و خاک بشمار می روند. بطور مثال حجم بسيار عظيم‌ توليد ‌زباله و فاضلاب توسط ساکنین شهرها از طریق نفوذ به آبهای زیرزمینی و یا جریان یافتن در كانالهاي فاضلاب، در پاياب خود خاك را آلوده و مسموم مي كند آنچنانكه به مرور زمان و در طي چند سال كمتر گياهي می تواند در آن خاك رشد كند و در نتیجه منطقه به بياباني برهوت تبديل مي شود همچنین ذرات سمي ناشي از فعاليت وسايل نقليه موتوري معلق در هوا توسط باران با آرام شدن هوا سرانجام به خاك نشسته و خاك را آلوده مي كند. آلودگي خاك هم سرآغازي است براي بروز و يا تشديد پديده بيابانزايي.

از این رو همواره باید بیاد داشته باشیم که ما با وجود داشتن یک سوم میانگین بارش جهانی، مصرف سرانه ای بالاتر از میانگین جهانی داریم. این رفتار، وضعیت آب را در کشورمان هر سال اسفناک تر از سال گذشته کرد تا این که به وضعیت “بحران” در آب رسیدیم. بحران آب معنای ساده ای دارد، زمانی که سرانه آب تجدید شونده کشور به کمتر از 1700 مترمکعب رسیده باشد. همواره باید بیاد داشته باشیم که ایران در کمربند خشک کره زمین قرار دارد و هرگونه اقدام نسنجیده و نابخردانه با آب و خاک این سرزمین به فاجعه غیر قابل بازگشت منتهی می شود. بحران آب خود منجر به تشدید پدیده بیابانزایی می شود. اکنون ما در هر دو مورد با بحران مواجهیم. آری، بحران معنای ساده ای دارد، اما نتیجه این بحران، بسیار گزنده و تلخ است. در طول تاریخ بسیاری از شهرها، کشورها و حتی تمدن ها بعد از رسیدن به این شرایط به معنای حقیقی از میان رفتند و از آنها تنها یاد و خاطره ای، و اثری بر جای ماند که امروز منسوب به تاریخ و باستان هستند.

 اصل مقاله از اینجا قابل دریافت است



[1] - روزنامه جام جم 20 اسفند 1392

[2] -روزنامه همشهری 28 خرداد 1391

[3] - سازمان مديريت و برنامه ريزي استان قم، تعيين فصل مشترك منابع آب شور درياچه نمك با منابع آبرفتي مجاور (دشت قم)، 1383.

[4] -  وزیر نیرو در این مورد می گوید در سدسازی افراط کرده ایم! مجموع سدهاي در دست اجرا و اجرا شده در کشور 66 ميليارد مترمکعب آب در سال تنظيم مي کند در حالي که کل روان آب هاي موجود کشور 46 ميليارد مترمکعب است و از سدهايي که ساخته شده است و يا در حال ساخت داريم، حدود 20 ميليارد مترمکعب فاقد آب هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 20:37  توسط محمد خسروشاهي  | 

بحران بي آبي ، جولان بیابان زایی(4)

بحران آب قابل پیش بینی بود!

کارشناسان آب و منابع طبیعی بدلیل قرار داشتن کشور ایران درمنطقه خشک ونیمه خشک و مدیریت نامطلوب آب،از سالها پیش نسبت به کمبود آب در دهه های آتی هشدارهای لازم را داده اند این موارد را می توان از لابلای روزنامه ها و مجلات منتشر شده مشاهده کرد. گذشته از اظهار نظرهای کارشناسی این دغدغه در بین دولت مردان و قانونگذاران کشور نیز جای خود را باز کرده بود بطوریکه در برنامه پنجساله سوم توسعه به موضوع افزایش راندمان آبیاری پرداخته شده هرچند به افزایش سطح زیرکشت آبی نیز اشاره شده است. در قانون برنامه چهارم توسعه در ماده 17 بصراحت تاکید شده است:

دولت مكلف است، نظر به جايگاه محوري آب در توسعه كشور، منابع آب كشور را با نگرش مديريت جامع و توأماً عرضه و تقاضا در كل چرخه آب با رويكرد توسعه پايدار در واحدهاي طبيعي حوزه‌هاي آبريز با لحاظ نمودن ارزش اقتصادي آب، آگاه‌سازي عمومي و مشاركت مردم به گونه‌اي برنامه‌ريزي و مديريت نمايد كه هدفهاي زير تحقق يابد:

الف:  اجراي مفاد تبصره (1) ماده (106) و ماده (107) قانون برنامه سوم توسعه در طول اجراي برنامه چهارم توسعه و با اصلاح ساختار مصرف آب و استقرار نظام بهره‌برداري مناسب و با استفاده از روشهاي نوين آبياري و كم‌آبياري، راندمان آبياري و به تبع آن كارايي آب به ازاي يك متر مكعب در طي برنامه بيست و پنج درصد (25%) افزايش يافته و با اختصاص به محصولات با ارزش اقتصادي بالا و استفاده بهينه از آن موجبات افزايش بهره‌وري آب را فراهم سازد. یعنی اگر این بند از قانون اجرایی شده بود اکنون راندمان تولید به حدود یک کیلوگرم و بیشتر به ازای یک متر مکعب آب رسیده بود.

ب:   به منظور ايجاد تعادل بين تغذيه و برداشت سفره‌هاي آب زيرزميني در دشتهاي با تراز منفي، دولت مكلف است با تجهيز منابع مالي مورد نياز و تمهيدات سازه‌اي و مديريتي، مجوزهاي بهره‌برداري در اين دشتها را بر اساس مصرف معقول [موضوع ماده (19) قانون توزيع عادلانه آب] كه با روشهاي نوين آبياري قابل دسترس است، اصلاح نمايد به طوري كه تا پايان برنامه چهارم تراز منفي سفره‌هاي آب زيرزميني بيست و پنج درصد (25%) بهبود يابد.  متاسفانه علاوه بر اینکه به این هدف نرسیدیم بلکه تراز منفی آب بیست و پنج درصد از آنچه بود، بیشتر شد.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 7:50  توسط محمد خسروشاهي  | 

بحران بي آبي ، جولان بیابان زایی(3)

 

چرا به این روز افتاده ایم؟

 شرایط‌ خاص‌ اقلیمی‌ كشور ایران‌ كه‌ شامل‌ خشكی‌ و پراكنش‌ نامناسب‌ زمانی‌ و مكانی‌ بارندگی‌ است‌، یك‌ واقعیت‌ گریزناپذیر است‌. از این رو تولید موادغذایی‌ و كشاورزی‌ پایدار، وابسته‌ به‌ استفاده‌ صحیح‌ و منطقی‌ از منابع‌ آب‌ محدود كشور است‌.اگرچه کشاورزی از دو منظر مصرف آب و تأمین غذا به عنوان مهمترین موضوعات روز دنیا و جزو اصلی ترین دغدغه کارشناسان، محققین و دولت مردان محسوب می شود، اما استفاده غير منطقي از منابع آب در کشاورزي ايران يک حقيقت آشکار و انکار ناپذير است حدود 92 درصد از مجموعه مصارف آب کشور (88-86 ميليارد مترمکعب در سال) در بخش کشاورزي آنهم به صورت نامناسبی مصرف مي شود بخشی از این موضوع را می توان به راندمان آبیاری بسیار پایین در کشاورزی نسبت داد. راندمان آبیاری در ایران حدود 35 درصد است در حالیکه در کشورهای مشابه و همجوار با ایران به مراتب بیشتر است. به عنوان مثال راندمان آبیاری در لیبی ۶۰درصد، هند ۵۴درصد، مصر ۵۳درصد، سوریه ۴۵درصد، پاکستان ۴۴درصد، عربستان ۴۳درصد و ترکیه  ۴۰ درصد است. علاوه بر راندمان پایین آبیاری، راندمان تولید محصول نیز بسیار پایین است. در ايران برای 800 گرم محصول یک تن آب مصرف می شود یعنی با هر متر مکعب آب حدود 0.9-0.8 کیلوگرم محصول توليد مي شود در حالیکه متوسط دنيا 2 تا 2.5 کيلوگرم است. متاسفانه در فرایند تولید تا مصرف نیز هدر رفت زیادی وجود دارد. بعنوان مثال  30درصد نان توليدي كه از طريق 55 هزار نانوايي كشور به دست مصرف كننده ها مي رسد ضايع شده و دور ريخته مي شود يعني هر سال از 3000 ميليارد يارانه نان حدود هزار ميليارد تومان آن هدر مي رود[1]. باید توجه داشت كه اين هدر رفت فقط مربوط به محصول خالصي است كه بصورت نان و مستقيما تحويل مصرف كننده مي شود چنانچه ضايعات مراحل كاشت، داشت و برداشت محصولات نيز به اين رقم اضافه شود آه از نهاد هر ايراني دلسوز بلند مي شود. هرچند آمار ضایعات بخش كشاورزی و دامپروری متفاوت است، ولی برآوردهاي كارشناسي حاكي از اينست كه اين ضايعات بطور متوسط در بخش كشاورزي و زير بخش‌هاي زراعي، باغي، دام و طيور، شيلات و آبزيان بطور متوسط حدود 17.8درصد مي‌باشد. زير بخش باغباني با 28.1 درصد بالاترين و زير بخش دام و طيور با 6.1 درصد كمترين ضايعات را به خود اختصاص مي‌دهند. چنانچه آمار كل تولیدات بخش كشاورزی 85 میلیون تن در نظر گرفته شود و میانگین ضایعات سالانه كشاورزی در ایران همان 17.8 درصد در نظر گرفته شود، ‌هر سال 15.3میلیون تن محصول به دلیل كشاورزی سنتی، ‌نبود صنایع تبدیلی و تكمیلی كافی، ‌انبار و سردخانه و روشهای نوین نگهداری، ضایع می‌شود كه اين رقم (بدون در نظر گرفتن ضايعات نان) مي‌تواند تامين كننده غذاي حدود 10 تا 15 ميليون نفر در كشور باشد. اين يك روي سكه است، این وضعیت وقتی تاسف بارتر می شود که بدانيم حدود 60 درصد آب استحصالي براي آبياري اين محصولات را بيش از 760 هزار حلقه چاه عميق و نيمه عميق از دل سفره هاي آب زيرزميني بالا مي كشند (جداي از آبهاي سطحي) که 360 هزار حلقه آنها در مناطق ممنوعه حفر شده اند. این چاهها بطور شبانه روزي سهم قابل توجهي از انرژي برق و نفت و گاز اين كشور را مصرف مي كنند تا فقط آب را از دل زمين بالا بكشند و تاسف بار تر اينكه 60 تا 65 درصد اين آب استحصالي تا رسيدن به مزرعه از طريق تبخير و نفوذ از دسترس خارج مي شود و در نتيجه محصولاتي كه با راندمان ابياري 30 تا 35 درصد توليد مي شوند به اين سادگي از گردونه توليد و مصرف بهينه خارج مي شوند.

علاوه بر مشکلاتی که در بخش آب کشاورزی برشمرده شد، در مصارف شرب و صنعت نیز هدر رفت زیادی دیده می شود. براساس گزارشات موجود میزان هدر رفت آب شهری در ایران 28 تا 30 درصد است که عمدتا ناشی از فرسودگی تاسیسات آب و شبکه های آبرسانی است[2]. باید کم توجهی برخی از مصرف کنندکان آب شرب شهری را نیز به این مشکل اضافه کرد. در جایی که 6500 روستاي کشور فاقد منابع آب شرب هستند و آب شرب آنها توسط تانکر از مناطق دوردست منتقل مي شود شهروندان کلانشهرها و بویژه پایتخت نشینان ۲ برابر استاندارد جهاني آب مصرف می کنند. مقایسه میانگین آب مصرفی سرانه جهان با ایران بخوبی گویای این واقعیت است. سرانه آب مصرفی جهان حدود 580 مترمکعب برای هر نفر در سال است در حالیکه این رقم در ایران حدود 1300 مترمکعب در سال است.ازاین رو نباید از آمار و ارقام و مصاحبه های مسئولین و دست اندرکار آب کشور تعجب کرد وقتی که می گویند هم اکنون ۱۱ کلان‌شهر ایران از جمله اراک، اصفهان، شيراز، قزوين، قم، کرج، کرمان، مشهد، همدان و يزد با جمعیتی بالغ بر ۳۷ ميليون نفر در مرحله تنش آبي قرار دارند[3]. این وضعیت برای پایتخت ایران بسیار جدي­تر است بطوریکه 79 درصد توان ذخيره سدهاي تهران خالي از آب مانده است و اگر شهروندان تهرانی رفتار مصرف آب خود را تغییر ندهند در تابستان امسال جيره بندي آب را تجربه خواهند کرد.کاهش منابع آبی و افزایش نیازها در کشور حتی منجر به مسائل امنیتی شده و ما نمونه‌ای از تجمعات و اعتراضات را به دلیل کاهش منابع آبی در شهرها و روستاها شاهد هستیم.

در كنار كاهش كميت منابع آب، انتشار پساب‌هاي صنعتي، كشاورزي و شهري نيز از ديگر عوامل تهديد كننده منابع محدود آب كشور محسوب ميشوند. هر روز بر تعداد تالابهای ایرانی که در لیست سیاه مونترآل قرار می گیرند،افزوده می شود ؛ تالابهایی که به دلیل ورود پسابها و فاضلابها و سایر آلودگی ها در معرض خشک شدن و یا نابودی قرار گرفته اند. رودخانه های کشور نیز وضعیت مناسبی ندارند بطوریکه حدود ۱۶۳ رودخانه آلوده در کشور شناسايی شده که درصد آلودگی 60 تا70 رودخانه به بالاترین میزان رسیده است. در مصارف آب برای صنعت نیز وضعیت مناسبی وجود ندارد.از 400 شهرك صنعتي موجود در كشور فقط 16 شهرك آب تصفيه شده دارند از طرفي در كشور هاي پيشرفته آب مصرفي در صنعت را تا 16 بار از طريق بازچرخش (recycling) استفاده مي كنند در حاليكه در كشور ما با يكبار مصرف از دسترس خارج مي شود.

          .... ادامه دارد....



[1]- مصاحبه مسئول شورای آرد و نان با سیمای جمهوری اسلامی ایران، 12/4/87

[2]- مقدار اتلاف آب شهری در دنیا 9 تا 12 درصد گزارش شده است.

[3]-روزنامه جام جم 24 فروردین 93

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393ساعت 16:41  توسط محمد خسروشاهي  | 

بحران بي آبي ، جولان بیابان زایی(2)

مصداق های بحران آب در ایران:

برای سنجش میزان بحران آب در کشورها شاخص ها و مدل هایی به کارگرفته می شود که سه شاخص فالکن مارک، شاخص سازمان ملل و مؤسسه بین المللی مدیریت آب از معتبرین آنهاست. بر اساس شاخص فالکن کشورهایی که دارای سرانه سالانه آب تجدیدپذیر بیش از 1700 متر مکعب هستند، مشکل بحران آب ندارند و کشورهایی که دارای سرانه آب بین 1000 تا 1700 متر مکعب هستند جزو کشورهای با تنش آبی محسوب می شوند. کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل نیز در تعیین شاخص بحران آب از معیار دیگری استفاده نموده است. این کمیسیون، میزان درصد برداشت از منابع آب تجدیدپذیر هر کشور را به عنوان شاخص اندازه گیری بحران آب معرفی کرده است.بعبارت دیگر اين شاخص از تقسيم آب مصرف شده به آب قابل دسترس هر كشور به دست مي آيد. هر قدر مقدار اين شاخص بزرگ‌تر باشد، ميزان فشار بر منابع آبي كشور بيشتر بوده و مبين تنش آبي در يك كشور است. براساس این شاخص هرگاه میزان برداشت آب در کشوری یبیشتر از 40 درصد کل منابع آب تجدیدپذیر باشد، این کشور با بحران شدید آب مواجه است. مؤسسه بین المللی مدیریت آب نیز برای بررسی وضعیت منابع آب، دو عامل را هم زمان مورد استفاده قرار می دهد. عامل اول درصد برداشت کنونی نسبت به کل منابع آب سالانه می باشد و عامل دوم درصد میزان برداشت آب در آینده نسبت به برداشت آب در حال حاضر می باشد. به این ترتیب و با یک حساب سرانگشتی، بسادگی می توان وضعیت آبی کشور را از این نظر محاسبه کرد. بر اساس آخرین آمار و ارقام ارایه شده توسط وزیر نیرو[1]، کشور ایران در حال حاضر دارای 120 میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر است که سالانه 96 میلیارد متر مکعب آن به مصرف می رسد. همچنین بر اساس برآورد مرکز آمار ایران، جمعیت ایران در سال 1393 از مرز 77 میلیون نفر گذر کرده است[2]. با استناد به داده های فوق، سرانه آب ایران در حال حاضر و براساس شاخص فالکن مقدار 1560 متر مکعب بدست می آید که نشاندهنده قرار گرفتن در مرحله تنش آبی است این مقدار در اوایل انقلاب اسلامی با جمعیت 36 میلیون نفری 3300 متر مکعب بود و در سال 1385 به 1700 متر مکعب یعنی آستانه ورود به تنش آبی رسید. محاسبه انجام شده توسط شاخص سازمان ملل نیز نشان می دهد که نسبت آب مصرف شده به آب تجدید پذیر کشور معادل 0.8 است یعنی سالانه 80 درصد از منابع آب تجدیدپذیر کشور برداشت می شود این عدد نشان دهنده بحران شدید آبی در ایران است. شاخص مؤسسه بین المللی مدیریت آب نیز وضعیت بحران شدید آب را برای ایران نشان می دهد. صرفنظر از تفاوتهاي آشكار منطقه اي در كشور و طيف گسترده مناطق خشك نظير سواحل خليج فارس و درياي عمان، نيمه شرقي كشور از خراسان تا سيستان و بلوچستان و نيز حوزه‌هاي مركزي كه ميزان سرانه آب قابل تجديد در آنها از ميزان متوسط كشور هم به مراتب پايين تر است، ارقام متوسط سرانه آب كشور در سال‌هاي آينده به مفهوم ورود ايران به مرحله كم آبي خواهد بود. ‌ به این ترتیب اینکه ایران در مرحله خطرناکی از نظر منابع آب قرار گرفته است هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد. با توجه به ثابت بودن مقدار آب در چرخه طبیعت، متوسط حجم كل آب سالانه كشور نیز تقریبا رقم ثابتي است در حالیکه تقاضا براي آب به دلیل رشد جمعيت، توسعه كشاورزي، شهرنشيني و صنعت در سال‌هاي آتی رو به فزونی است بنابراین چاره ای جز اصلاح روشهای مصرف آب وجود ندارد.                                         ادامه دارد....

 



[1]-گزارش مهندس چیت چیان وزیر نیرو به نمایندگان مجلس-سایت الف

[2]- جمعیت ایران در این مقطع زمانی برابر با 77176930 نفر می باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 8:59  توسط محمد خسروشاهي  | 

بحران بي آبي ، جولان بیابان زایی(1)

 آمار و ارقام و هشدارهای مسئولین و دست اندرکار آب کشور حکایت از آن دارد که هم اکنون ۱۱ کلان‌شهر ایران با جمعیتی بالغ بر ۳۷ ميليون نفر در مرحله تنش آبي قرار دارند و خطر جیره بندی آب در تابستان سالجاری در پایتخت 8.5 میلیون نفری ایران که 79 درصد توان ذخيره سدهاي مورد استفاده آن از آب خالی مانده بسیار جدي­ است. حفر هزاران حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق غیر مجاز، بسیاری از دشت های کشور را با تراز منفی آب مواجه ساخته و احداث صدها سد و آب بند در مسیر  رودخانه ها و آبراهه ها در کنار خشکسالی های اقلیمی، بسیاری از تالابها و رودخانه های کشور را خشکانده بطوریکه بستر خشکیده این تالابها و چالابها منبع تغدیه ریزگردهایی شده اند که بسیاری از شهرها و روستاهای کشور را در نوردیده و در سیطره خود گرفته اند. شاید خطای بزرگ برنامه ریزان آب و خاک کشور از آنجا آغاز شد که مهم‌ترین هدف راهبردی خود را برای دستیابی به امنیت غذایی ایرانیان، تولید هر چه بیشتر محصولات کشاورزی بنا نهادند و برای حصول به این هدف، کاربست هر وسیله‌ای از شمار روز افزون سدها و توسعه‌ی افقی اراضی تحت کشت، افزایش مصرف کودهای شیمیایی و مصرف بی‌رویه‌ی انواع و اقسام سموم و آفت‌کش‌های صنعتی را توجیه کردند و اولویت نخست خود را تهیه آب برای بخش کشاورزی و رساندن این ماده‌ی حیاتی به سطح مزرعه به هر قیمتی تعریف کردند، در حالی که باید اولویت نخست ما، افزایش بهره‌وری از آب موجود در بخش کشاورزی می‌بود. اینک در شرایطی قرار گرفته ایم که نه‌تنها اغلب تالاب‌ها و دریاچه‌ها و کاریزها و چشمه‌های خود را از دست داده و نابود ساخته‌ایم، بلکه 298 دشت از نظر برداشت آب، ممنوعه و بحرانی اعلام شده و میزان افت سالیانه سطح سفره آب زیرزمینی در اغلب دشت‌ها بین 1 تا 3 متر در سال رسیده و آثار نشست زمین نیز در بسیاری از دشت های کشور گسترش یافته، بر ابعاد فرسایش آبی و بادی افزوده گردیده و رخداد ریزگردها نیز به بیشترین حد خود رسیده است و همه این شناسه ها، چهره های متفاوتی از تشدید پدیده بیابانزایی اند که خود را به رخ می کشند.

 خبرگزاری فارس: مصرف آب در ایران 70 درصد بالاتر از میانگین جهانی/ سدسازی عاملی برای بحران آب

شاید برای بسیاری از افراد، بحران بی آبی آنهم در سیاره ای که بیش از سه چهارم آنرا آب فرا گرفته است قدری عجیب باشد. اما حقیقت این است که از مجموع كل آب‌هاي کره زمین تنها 2.6 درصد آن در ردیف آبهاي شیرین قرار دارند که آنهم بیشتر به صورت يخ در قطبین كره زمين و يخچال‌هاي طبيعي (1.98 درصد) و آب‌هاي زير‌زميني ( 0.59 درصد ) وجود دارند و در دسترس نيستند. به اين ترتيب از مجموع آب‌هاي كره زمين تنها 0.014 درصد[1] آن قابل استفاده بوده و در واقع حيات آدمي وابسته به همين مقدار اندك آب است. به اين ترتيب مشاهده ميشود،‌به رغم اينكه بخش اعظم سطح زمين را آب پوشانده، تنها بخش اندكي از آن براي بشر قابل استفاده است و در حقيقت تمام برنامه ريزيهاي بشر بايد با توجه به اين محدوديتها صورت پذيرد. توزيع و پراكنش اين حجم محدود آب نيز در سطح كره زمين بسيار ناهمگون است و  توزيع مكاني و زماني آب نيز بسيار متغير بوده و منطبق با پراكنش جمعيت و نياز جوامع بشري به آب نيست. از طرف ديگر، پیش بینی می شود که تغییرات‌ جوی‌ و حدوث خشکسالی ها بر منابع‌ آب‌ تاثیر گذارد که در نتیجه آن برخی‌ مناطق‌، خشك‌تر و برخی‌ مرطوب‌تر خواهند شد. بیابان‌ها به‌ احتمال‌ زیاد گسترش‌ می‌یابند و رودخانه‌ها كم‌آب‌تر می‌شوند و چه بسا در مناطقی تعداد وقوع‌ سیل‌ نیز افزایش‌ یابد. سازمان‌ ملل‌ متحد هشدار داده‌ است‌ كه‌ در حال‌ حاضر ۴۰ درصد از مردم‌ جهان‌ هنوز از داشتن‌ ابتدایی‌ترین‌ امكانات‌ بهداشتی‌ محرومند و اگر جهان‌ با میزان‌ فعلی‌ به‌ مصرف‌ آب‌ ادامه‌ دهد تا سال‌ ۲۰۲۵ میلادی‌ بیش‌ از دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون‌ نفر در جهان‌ با كمبود آب‌ مواجه‌ خواهند شد و تاسال2050  این تعداد به 65 کشورباجمعیتیبالغبر 7 میلیارد نفرخواهد رسید. به این ترتیب كمبود منابع آب به عنوان تهدیدی جدی برای حیات بشر و امنیت جهانی مطرح است[2]. طلیعه‌ بحران‌ آب هم‌ اینک‌ در چین‌، آفریقا، هند، تایلند، مکزیک‌، مصر و ایران‌ نمایان‌ شده‌ است‌. رودخانه‌های‌ اصلی‌ دنیا شامل‌ نیل‌ در مصر، گنگ‌ در جنوب‌ آسیا، رودخانه‌ زرد در چین‌ و کلرادوی‌ امریکا بشدت‌ تهدید می‌شوند. حتی‌ ۳۳ رودخانه‌ اصلی‌ انگلیس‌ اکنون‌ کمتر از یک‌ سوم‌ گذشته‌ آب‌ دارند[3]. آب دریاچه چاد که منبع تامین آب برای بیست میلیون نفر در شش کشور شمال آفریقاست، در چهل سال اخیر نود و پنج در صد کاهش یافته است. دریاچه آرال با ۶۸ هزار کیلومتر مربع وسعت که یکی از چهار دریاچهٔ بزرگ دنیا بود رفته رفته آب رفت و رو به خشکی نهاد. در پی کاهش مساحت این دریاچه صنعت پر رونق ماهیگیری گذشته تقریباً از میان رفت و علاوه بر بیکاری افراد و مشکلات اقتصادی، دچار آلودگی‌های زیست‌محیطی مهیبی شد که با افزایش بیماری‌ها خود را نشان داد. دریاچه ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا، به دلايل مختلف از جمله کم آبی، برداشت بی رويه آب از منابع زيرزمينی، احداث چندين سد بر روی رودخانه های ورودی و نيز تغييرات اکوسيستم ناشی از احداث جاده، قسمتهای زیادی از آن طی چند سال گذشته خشکیده و به شوره زار تبديل شد و شوری آب نيز به شدت افزايش يافت. تنها جانور زنده داخل درياچه كه سخت پوستی به نام “آرتميا” است و بيش از نيمی از ترکيبات بدن آن حاوی پروتئين بوده و منبع غذايی بسيار مناسبی برای پرورش ماهی و ميگو بود از بين رفت. مصرف نامعقول و مدیریت نادرست آب مشکلات دیگری را نیز ایجاد کرده و می کند. به عنوان مثال، آبیاری نادرست زمین های کشاورزی درمناطق خشک و نیمه خشک ، کانی های معدنی را در خاک بر جای می گذارد و خاکها را شورتر می کند. پیش بینی می شود تا سال ۲۰۲۰، حدود ۳۰درصد زمین های کشاورزی جهان شور شوند و تا سال ۲۰۵۰ این رقم به ۵۰ درصد خواهد رسید. شور شدن خاک از هم اکنون برداشت محصول را در هند، پاکستان، مصر، مکزیک، استرالیا و بخشهایی از ایالات متحده کاهش داده است. در ایران نیز شورشدن اراضی کشاورزی هم بر اثر آبیاری نادرست اراضی بویژه در مناطق خشک و نیمه خشک و هم شورشدن آب چاهها بدلیل برداشت بیش از حد مجاز آب در بسیاری از مناطق از جمله استان فارس، خراسان، اصفهان و دامنه جنوبی البرز بوضوح قابل مشاهده است. بحران پیش آمده­ی ناشی از سیاست انقباضی و تغییر مسیر سرشاخه‌ رودخانه ها را نیز می توان در جلگه‌ی خوزستان، تالاب گاوخونی، بختگان، پریشان، ارومیه، مسیله و دشت منتهی به هورالحمار و هورالعظیم در عراق جستجو کرد. به این ترتیب می توان گفت توسعه ناهماهنگ و خارج از تحمل منابع آب، بسياري از نقاط کشور را با تهديدهاي اجتماعي- اقتصادي رو به رو کرده است. در اين مناطق نه تنها تهديدهاي محيط زيست، بلکه حيات اجتماعي نيز مورد مخاطره قرار گرفته است. تهديد و تخريب تالاب ها، بروز ريزگردها در مناطق غرب و جنوب کشور نمونه ای از مصاديق این ناپايداري زیست محیطی شناخته مي شوند.

 اصل مقاله از اینجا قابل دریافت است



[1]-آب دریاچه های شیرین(0.009درصد)، آبهای کم و بیش شیرین در لایه های کم عمق زمین(0.005درصد) و آبهای شیرین در رودخانه های کره زمین (0.0001درصد)

[2]-گفتنی آنکه 1263 رودخانه با حوضه هاي آبخيز  وسيع در جهان ميان دو يا چند كشور در جريان است و مساحت اين حوضه هاي مشترك 45.3 درصد از خاك كره زمين را در بر مي گيرد. در كشورهاي عربي و خاور ميانه  بيش از 60 درصد منابع آب سطحي را رودخانه هاي مشترك تشكيل مي دهد كه از اين نظر منطقه پرتنشي براي آب به حساب مي آيد

[3]- ماهنامه گزارش، 29 ارديبهشت 1393

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 9:41  توسط محمد خسروشاهي  | 

چهره های متفاوت بیابانزایی در ایران

 

كم توجهي يا بي توجهي به قوانين طبيعت به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه امروز در عرصه منابع طبيعي و محيط زيست با‌ آن مواجهيم.  آلودگي هوا و آب در كلانشهرها، فرسايش بادي و آبي خاك در عرصه هاي طبيعي،افت شديد آبخوانها، فرونشت زمين ، تحريب روز افزون مراتع و جنگلها، گستردگي شوره زارها و كويرها و نهايتا  تاخت و تاز ریزگردها و سایر فرايند ويرانگر بيابانزايي را مي توان ازجمله نمونه هاي عيني اين كم توجهي به منابع طبيعي و محيط زيست به حساب آورد.

ریزگردها

 در حال حاضر فرسايش بادي بيش از 4500 روستا را در گستره 17 استان و حدود 100 شهرستان در کشور تحت تاثير قرار داده است. از سوي ديگر اين پديده سالانه خسارات هنگفتی به صورت مستقيم و غير مستقيم به منابع زيستي کشور وارد مي­کند. بروز پديده گرد و غبار طي چند سال اخیر در مناطق جنوب و جنوب غرب كشور گذشته از اینکه مشكلات فراواني براي ساكنان اين خطه از كشور بوجود آورده است، دامنه گسترده تری يافته بطوریکه بيش از 20 استان كشور را با جمعيتي بالغ بر 52 ميليون نفر و گستره اي به مساحت يك ميليون كيلومتر مربع تحت تاثير قرار داده است.

نشستن گرد و غبار روي اندام هاي سبز درختان و كم كردن فتوسنتز و سوخت و ساز مواد غذايي منجر به كاهش رشد و ضعف درختان مي شود.در حال حاضر گستره قابل‌ملاحظه‌اي از جنگل‌های زاگرس به‌دليل پديده ريزگردها و برخي عوامل ديگر دچار خشکيدگي شده و در حال از بين رفتن هستند. با به خطر افتادن حيات و شادابي اين جنگل‌ها نه‌تنها امنيت غذايي و اجتماعي- اقتصادي ميليون‌ها انسان ساکن در اين منطقه به خطر خواهد افتاد بلکه تنوع زيستي و حيات‌وحش چندين گونه جانوري نيز در معرض تهديد و آسيب قرار خواهد گرفت و در نهايت پديده بيابانزایی در اين منطقه به معني واقعي کلمه اتفاق خواهد افتاد.

خشک شدن تالابها

مهم ترین مشخصه تالاب ها، ماندگاری نسبی آب در آنهاست. تالاب ها نقش بسیار مهمی در تولید مثل و زیست گونه های بی شماری از گیاهان و جانوران و همچنین تعدیل آب و هوا داشته و زیستگاه مهمی برای پرندگان، خزندگان، دوزیستان، ماهیان و بی مهرگان به شمار می روند.بسياري از درياچه ها و تالاب هاي كشور بر اثر مديريت نادرست آب در كشور و حدوث خشكساليها يا خشك شده اند و يا در شرف خشكي قرار گرفته اند و بصورت کانونهاي توليد گرد و غبار در آمده اند. این امر زمانی شدیدتر می شود که استفاده از تالاب بدون آگاهی از توان اکولوژیک آن باشد. تقریبا هیچ تالابی در ایران بدون معضل نیست.

افت سطح آبهاي زيرزميني و فرو نشست زمين

برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني در بسياري از نقاط کشور سبب افت شديد سطح سفره هاي آب زيرزميني شده است در این رابطه سازمان زمين شناسي نسبت به پيشروي پديده فرونشست زمين در بيش از 200 دشت کشور هشدار داده است. درحال حاضر نیز در اكثر نقاط كشور تراز سفره‌هاي آب زيرزميني منفي است. در بسياري از مناطق ايران متعاقب افت سطح آب زیرزمینی، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها، تنزل كيفيت آب، نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد.روند افت سالانه آب زيرزميني در ايران، علاوه بر آنكه بسياري از دشت هاي حاصلخيز كشور را در معرض تهديد جدي قرار داده است بحران ديگري به صورت شور شدن ذخائر آبي را نيز سبب شده است زيرا به علت بر هم خوردن تعادل بين آب شور و شيرين پيشروي آب شور در بستر آب شيرين سفره هاي زيرزميني روي داده و افزايش تدريجي درجه شوري آب زيرزميني در دست بهره برداري، آغازي جدي براي نمكزايي و نهايتاً تخريب منابع اراضي در جهت كويري شدن مي‌باشد.

آلودگي هوا و آب

در بيشتر حوضه‌هاي بياباني كشور، منابع شور كننده‌ي سطحي و زيرزميني وجود دارد كه طي هزاران سال با وضعيت منابع آب و خاك محيط مجاور خود به تعادل رسيده است با افزايش جمعيت و بهره‌وري فزاينده از منابع آب، تعادل چندهزار ساله دچار اختلال شده و علاوه بر كاهش يافتن موجوديِ آب در دسترس، فعال شدن منابع آلاينده و تأثيرگذاري بر منابع آب و خاك رخ داده است. حجم بسيار عظيم‌ توليد ‌زباله و فاضلاب توسط ساکنین شهرها از طریق نفوذ به آبهای زیرزمینی و یا جریان یافتن در كانالهاي فاضلاب، در پاياب خود خاك را آلوده و مسموم مي كند آنچنانكه به مرور زمان و در طي چند سال كمتر گياهي می تواند در آن خاك رشد كند و در نتیجه منطقه به بياباني برهوت تبديل مي شود همچنین ذرات سمي ناشي از فعاليت وسايل نقليه موتوري معلق در هوا توسط باران يا آرام شدن هوا سرانجام به خاك نشسته و خاك را آلوده مي كند. آلودگي خاك هم سرآغازي است براي بروز و يا تشديد پديده بيابانزايي.

سيلخيزي و تغييرات كاربري اراضي

سيلابهاييكه با هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه توليد مي شوند در مسير خود رسوبهاي نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند[1]. نتيجه اين وضعيت كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه و پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي باشد. علاوه براين ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند.

 



[1]ميزان فرسايش آبي خاک در کشور در حدود يک ميليارد تن در سال برآورد گرديده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 12:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

بهاران خجسته باد

en1838

ز باغ‌ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید
کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید


کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید
تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید


چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید
تو را مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید


کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید
چنان دانی که هر کس را همی زو بوی یار آید


بهار امسال پنداری همی خوش‌تر ز پار آید
وزین خوش‌تر شود فردا که خسرو از شکار آید

بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی
ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی

نوروز بر شما مباركباد

با آرزوي سالي شاد همراه با سلامتي براي شما دوستان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 9:20  توسط محمد خسروشاهي  | 

هشدار: زوال اكوسيستم هاي جنگلي شروع شده است

در هفته منابع طبيعي قرار داريم و به رسم معمول مسئولين مربوطه در اين هفته به نكوداشت منابع طبيعي مي پردازند. حقیقت این است که منابع طبيعي اگرچه بعنوان بستر حیات و از اجزاء اصلي محيط زيست به شمار مي روند اما هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده است. محافل و مجامع مختلف بین المللی نیز با توجه به شیوه نادرست استفاده از منابع طبيعي نسبت به شرایط موجود محيط زيست برای آينده هشدارهاي لازم را داده و  مي دهند. هرچند در جهاني كه تنها سود و سودآوري در مكانيسم بازار تعيين كننده اصلي مبادلات جهاني است نمي توان توقع داشت كه به منابع طبیعی و محيط زيست آسیبی وارد نشود. متاسفانه در ادامه اين داستان غم انگيز و در بيشتر موارد هم برداشت انسان از طبيعت بدون توجه به پتانسيل آن و بدون رعايت اصول منطقي و علمي صورت مي پذيرد بطوریکه نتيجه و برايند آن چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد. در دنياي كنوني جنگل ها، مراتع و فضای سبز از عوامل رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ها محسوب می شوند، به همین دلیل توجه به منآبع طبیعی بیش از پیش مورد توجه جهانیان قرار گرفته است به طوری که برخورداری از شاخص مناسب فضای سبز و سرانه جنگل از نشانه های مهم پیشرفت و توسعه پایدار قلمداد می شود. اين در حالي است كه بر اساس آخرین گزارش فائو، از کل جنگل‌های جهان با وسعت ۳ میلیارد و ۴۵۴ میلیون هکتار، حدود ۱۱ میلیون و ۷۴هزار و ۵۵۴ هکتار آن به كشور ايران تعلق دارد يعني سرانه جنگل در ايران حدود يك چهارم سرانه جنگل دنيا است. آن گونه كه فائو اعلام کرده است ایران یکی از ۷۰ کشور در حال توسعه دنیا است که پوشش جنگلی کمی دارد و این پوشش جنگلی اندک، با سرعتی بیشتر از دیگر نقاط دنیا در حال نابودی است. انقراض شمشاد یکی از منحصر به فرد ترین گونه‌های گیاهی در جنگل‌های شمال كشور و پديده زوال جنگلهاي بلوط غرب در زاگرس نمونه هايي آشكار از روند نابودي جنگلهاي ايران است. حدود ۵۰ هزار هکتار از توده‌های شمشاد در جنگل‌های شمال با سرعتی بسیار بالا درگیر نوعی بیماری قارچی شده‌اند به گونه‌ای که برخی درختان پس از چند هفته و حتی برخی تنها پس از هفت روز به کلی خشک شده‌اند. این بیماری فراگیر بوده و تقریبا همه توده‌های شمشاد در جنگل‌های شمال را درگیر کرده است[1]. از طرف ديگر جنگلهاي بلوط زاگرس هم به نوعي ديگر دچار خشكيدگي شده و رو به زوال هستند. در اهميت جنگلهاي اين خطه از كشور همين بس كه بدانيم؛ مهمترين رودخانه هاي کشور با بيش از 40 درصد آبهاي جاري و 30 درصد کل نزولات آسماني و همچنين حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در حوزه زاگرس، مرهون وجود اين جنگلهاهستند. اين جنگل‌ها نقشي حياتي و کليدي در زندگي ميليونها انسان ساکن در غرب کشور دارند. 10 استان کشور با بيش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعيتي بالغ بر15 ميليون نفر و همچنين50 درصد دام کشور در اين ناحيه قرار دارد. بدون وجود اين جنگل‌ها دامداري، کشاورزي، تأمين آب آشاميدني و زراعي غيرممکن است. بيش از 800 هزار عشاير کوچ رو، دامداري خود را به‌طور مستقيم به اين جنگل‌ها مديون هستند و از اين راه پروتئين دامي نزديک به 20 ميليون نفر را تأمين مي‌کنند. زندگي در غرب ايران بدون وجود جنگل‌هاي بلوط امکان‌پذير نخواهد بود. با به خطر افتادن حيات و شادابي اين جنگل‌ها نه‌تنها امنيت غذايي و اجتماعي- اقتصادي ميليون‌ها انسان ساکن در اين منطقه به خطر خواهد افتاد بلکه تنوع زيستي و حيات‌وحش چندين گونه جانوري نيز در معرض تهديد و آسيب قرار خواهد گرفت و در نهايت پديده بياباني شدن در اين منطقه به معني واقعي کلمه اتفاق خواهد افتاد. از اين رو حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از جنگلها و مراتع که بعنوان بستر حيات از آن ياد مي شود نقشي قابل توجه در پايداري كشور دارد.

چه باید کرد؟

اگر چه نشر فرهنگ منابع طبیعی در بعد تخصصی و عمومی همواره مد نظر متولیان منابع طبیعی بوده است اکنون مشاهده می شود که پس از گذشت یک ثلث قرن از عمر حمهوری اسلامی، با وجود آنکه در زمینه مسایل تخصصی اقدامات مؤثری صورت گرفته ولی در زمینه آگاهی عامه مردم و حتی برخی مسئولین و علما که با نفوذ کلام خود می توانند در زمینه توجه دادن مردم به نقش مهم جنگلها و مراتع تاثیر بسزایی در بالا بردن فرهنگ منابع طبیعی داشته باشند صورت نگرفته است. به نظر می رسد اهمیت منابع طبیعی در جلوگیری از بروز بحران های زیست محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مملکت ایجاب می کند که هر از چند گاهی اهمیت این منابع خدادادی از طریق منابر و تریبونهای ائمه جمعه و جماعات برای مردم نیز بیان شود. همت وسایل ارتباط جمعی و مخصوصا رادیو و تلویزیون نباید تنها به هفته منابع طبیعی محدود شود بلکه باید در میان پرده های خود و در طول سال در مورد جنگل، مرتع، آب و خاک اطلاع رسانی لازم را برای آگاهی عموم انجام دهد. بر کسی پوشیده نیست که هرچند موسسات تحقیقاتی و پژوهشی در امور منابع طبیعی و محیط زیست پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده اند، اما هنوز از سطح جنگلهای کشور کاسته می شود و هوا و آب و بخش وسیعی از خاک کشور آلوده شده و یا بر اثر فرسایش از بین رفته و می روند؛ نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشده بلکه روند قهقرایی آن نیز پیوسته ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تری را شاهد هستیم و در نهایت موفق به مهار بیابان زایی که نشدیم، هیچ؛ شاهد تاخت و تاز بیشتر این فرایند ویرانگر هم هستیم. در واقع به نظر می رسد، بضاعت ستاده ها و بازخوردهای مثبت ناشی از اجرای طرحهای تحقیقاتی و پژوهشی در بخش کشاورزی ، منابع طبیعی و محیط زیست، به همراه دیگر تلاش های نوشتاری ، دیداری و شنیداری ، در مقایسه با عمق و وسعت فشاری که بر منابع طبیعی و محیط زیست کشور وارد شده و می شود، تناسبی نداشته و متاسفانه روند فزونی فرایندهای تخریب سرزمین همچنان ادامه دارد. باید گفت؛ گستره پهناور ایران زمین و تعدد مشکلات و بحران های فراروی آن در حوضه منابع طبیعی و محیط زیست چنان است که حجم کارهایی که باید انجام گیرد به مراتب بیش از کارهایی است که انجام گرفته است. چرا با وجود آن همه کوشش های شایان تقدیر، پژوهش های متعدد، انتشارات فراوان، برپایی همایش ها ، کارگاه ها و گردش های علمی ، نمایشگاه های متنوع و جذاب، تشکیل دوره های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت و شرکت در جلسه های کارشناسی و اجرایی در سطوح مختلف مملکتی، نمی توان آن چنان که سزاوار است بازخوردهای اصلی، یعنی شاخص هایی در تایید بهبود نسبی وضعیت منابع طبیعی کشور ملاحظه کرد. چرا کوشش ها آن طور که سزاوار بود ، به بار ننشسته است؟ چرا رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شود؟ و اکنون هم که با خشکیدگی گسترده، این اکوسیستم رو به زوال است! چرا هنوز مشخص نیست که جایگاه منابع طبیعی به طور عام و جنگل ها و مراتع به طور خاص در الگوی توسعه کشور کجاست و از چه منظری و با چه انتظاری به این منابع نگریسته می شود؟ ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات ، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت. با نگاهی گذرا به زندگی روزمره مردم به خوبی متوجه می شویم که همه ما به نحوی نسبت به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست خود بی اعتنا و بی تفاوت هستیم. لذا باید آگاهی بخشی به مردم نسبت به منابع طبیعی در درجه اول اهمیت قرار گیرد. اگر مردم به حفظ و حراست از منابع طبیعی معتقد نباشند و به اهمیت حیاتی آن برای خود و آیندگان خویش آگاهی نیابند، اقدامات اداری به تنهایی کارساز نخواهد بود. کار در این زمینه باید اساسی و بنیادی صورت گیرد و تنها به هفته منابع طبیعی اکتفا نشود.



[1] - http://www.isaforestry.ir


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 12:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

مهاجرت به افغانستان، فرجام بی‌آبی زابل

وزش شن‌های روان شدت گرفته، آسمان رنگ عوض کرده و درخت‌های گز کمر خم کرده‌اند. ‌هزارهکتار از بهترین مناطق به تلی از خاک تبدیل شده. بادهای 120روزه هر روز شن می‌آورد و مردم مجبور به کوچ می‌شوند؛کم‌آبی و توفان‌های مداوم باعث شده مردم کشاورزی و زراعت را رها کرده و برای یافتن کار به شهرهای بزرگ‌ مهاجرت کنند. از هامون به جز بیابانی لخت که باد زوزه‌کشان قایق‌های وارونه‌اش را تکان می‌دهد چیزی باقی نمانده است. بادها گاه تا 200روز می‌وزند و می‌وزند و منظر چشم اهالی را خاک‌آلود می‌کنند. با وجود توفان‌های شن و مشکلات ناشی از خشکیدن هامون، تنها عاملی که می‌تواند مهاجرت را کنترل کند اشتغال و حمایت از مرزنشینان است و گرنه هیچ‌گونه توجیه عقلانی برای زندگی آنها در این محیط باقی نمانده است

  ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد                             


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 8:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

بهره برداري نامطلوب از منابع طبيعي تهديدي براي امنيت غذايي كشور

معمولا اسفند ماه هر سال كه مصادف با هفته منابع طبيعي و جشن درختكاري است فرصتي فراهم مي شود تا مسئولين و دست اندركاران از طريق رسانه هاي ديداري و شنيداري صحبت بيشتري با مردم داشته باشند. اين موضوع بهانه اي شد تا در آستانه ورود به اسفندماه بحث كوتاهي در مورد اهميت حفظ و حراست از منابع طبيعي و نقش آن در امنيت غذايي را يادآوري كنم  

شرط رسيدن به توسعة‌ پايدار و امنيت غذايي، حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از  منابع طبيعي است زيرا كشاورزي‌ بر بستر منابع‌ طبيعي‌ استقرار مي‌يابد و دوام‌ آن‌ بستگي‌ به وضعيت‌ منابع‌طبيعي‌ دارد. همانطور که حيات‌ خاك‌ به‌ مقدار آب‌ وابسته‌ است، آب‌ نيز به‌ وجود جنگل‌ها و مراتع‌ و پوشش‌ گياهي‌ هر منطقه‌ وابسته‌ است. در واقع‌ اگر منابع‌ طبيعي‌ سالم‌نباشد كشاورزي‌ و در نتيجه امنيت غذايي هم‌ امكان‌پذير نخواهد بود. از طرفي در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در شرايط نامطلوبي، مورد بهره برداري قرار مي گيرد. منابعي كه شايد در بسياري از جهات ارزش واقعي آن در محاسبات اقتصادي مورد توجه قرار نمي گيرد. به اين ترتيب مي توان گفت منابع طبيعي با وجود نقش حياتي كه در تامين غذا بازي مي كنند و از اجزاء اصلي محيط زيست به شمار مي روند، هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده و بهره برداريهاي بي رويه و شتابزده موجب تخريب كيفيت و گاه نابودي كامل آنها شده است. انقراض گونه ها و تهديد تنوع زيستي، آلودگي آب، خاک و هوا، نابودي جنگل ها و مراتع و بحران هايي نظير بيابان زايي، فرسايش خاک و کمبود شديد منابع آب شيرين از جمله مخاطرات کنوني زيست محيطي است که طي دهه­هاي اخير و در پي بي توجهي به ملزومات توسعه پايدار بر منابع طبيعي كشور وارد شده است. اين موضوع براي كشور ما كه در رديف سرزمين هاي خشك با پوشش كم جنگل قرار دارد اهميت شايان توجهي دارد. يقينا در چنين كشورهايي بايد در استفاده و بهره برداري از منابع آب و جنگلها و مراتع دقت كافي بعمل آيد. از اين رو حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از جنگلها و مراتع که بعنوان بستر کشاورزي از آن ياد مي شود نقشي قابل توجه در امنيت غذايي کشور دارد. بارزترين اثر آن افزايش ذخيره آبهاي زيرزميني و ذخيره سازي آب در خاك و همچنين جلوگيري از فرسايش خاک است. بطور مثال مهمترين رودخانه هاي کشور با بيش از 40 درصد آبهاي جاري و 30 درصد کل نزولات آسماني و همچنين حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در حوزه زاگرس، مرهون وجود جنگلهاي اين منطقه است. اين جنگل‌ها نقشي حياتي و کليدي در زندگي ميليونها انسان ساکن در غرب کشور دارند. 10 استان کشور با بيش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعيتي بالغ بر15 ميليون نفر و همچنين50 درصد دام کشور در اين ناحيه قرار دارد. بيش از 800 هزار عشاير کوچ رو، دامداري خود را به‌طور مستقيم به اين جنگل‌ها مديون هستند و از اين راه پروتئين دامي نزديک به 20 ميليون نفر را تأمين مي‌کنند[1]. زندگي در غرب ايران بدون وجود جنگل‌هاي بلوط امکان‌پذير نخواهد بود. متاسفانه در حال حاضر گستره قابل‌ملاحظه‌اي از اين جنگل‌ها به‌دليل پديده ريزگردها و برخي عوامل ديگر دچار خشکيدگي شده و در حال از بين رفتن هستند. با به خطر افتادن حيات و شادابي اين جنگل‌ها نه‌تنها امنيت غذايي و اجتماعي- اقتصادي ميليون‌ها انسان ساکن در اين منطقه به خطر خواهد افتاد بلکه تنوع زيستي و حيات‌وحش چندين گونه جانوري نيز در معرض تهديد و آسيب قرار خواهد گرفت و در نهايت پديده بياباني شدن در اين منطقه به معني واقعي کلمه اتفاق خواهد افتاد.

از جمله موارد ديگري که براي نيل به امنيت غذايي کشور بايد بدان اشاره شود و به نوعي مرتبط با منابع طبيعي مي باشد، اصلاح الگوي مصرف آب و نان است. حجم زياد ضايعات نان، اتلاف زياد منابع آبي به دليل استفاده از روش هاي نادرست آبياري کشاورزي و عدم توجه به نگهداري مناسب از محصولات زراعي و باغي از مصاديق نگران کننده در اين زمينه است. اگرچه بخش کشاورزي بعنوان يکي از مهم‌ترين بخش‌هاي اقتصادي کشور حدود 18 درصد توليد ناخالص ملي، 25 درصد اشتغال، 85 درصد تأمين غذاي جامعه، 25 درصد صادرات غيرنفتي را فراهم مي‌کند، اما حدود 95-90 درصد از منابع آب کشور را هم مصرف مي‌کند که به علت راندمان پايين آبياري و هم‌چنين بالا بودن ضايعات کشاورزي به صورت مسقيم و غيرمستقيم بخش عمده‌اي از منابع آب را هدر مي‌دهد. آبي كه سرمنشآ آن در حوضه هاي آبخيزي است كه بدليل تخريب پوشش گياهي تبديل به سيلابهاي مخرب شده و از دسترس خارج مي شود. نتيجه هرز روي رواناب ها، علاوه بر كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه سبب پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي شود. مضافا اينكه ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند. گزارشات منتشر شده نشان مي دهد هر سال بين 13 تا 35 درصد محصولات کشاورزي از مرحله کاشت محصول تا مصرف به صورت ضايعات از بين مي‌رود اين مقدار معادل 11 تا 30 ميليارد مترمکعب از منابع آبي کشور است . به ازاي کاهش هر يک درصد از ميزان ضايعات کشاورزي حدود 870 ميليون مترمکعب آب صرفه‌جويي مي‌‌شود. اين در حالي است كه بخش قابل توجهي از اين آب بوسيله 688840 حلقه چاه عميق و نيمه عميق كشور که 373450 حلقه آنها در مناطق ممنوعه حفر شده اند برداشت مي شود. به همين دليل بيشتر آبخوانه هاي كشور با روند منفي تراز آب مواجهند و هرسال از حجم آبهاي زيرزميني كاسته مي شود. متعاقب افت سطح آب زيرزميني، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب،  نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد. از طرفي  به سبب پمپاژ زياد آب از چاههاي عميق، كيفيت آبهاي زيرزميني تغيير كرده آنچنانكه شاخص "املاح محلول آب" در بيشتر نقاط كشور بيشتر از 1000 تا 1500 ميليگرم در ليتر است كه در مقايسه با ميزان مناسب براي آب شرب (500 ميليگرم در ليتر) وضع مطلوبي بشمار نمي رود. در پاره­اي از مناطق آب چاهها آنقدر شور شده كه باعث تخريب خاك سطحي شده و در نتيجه اين اراضي براي كشاورزي از حيز انتفاع خارج شده و رها شده اند (بروز پديده بيابانزايي). بسياري از درياچه ها و تالاب هاي كشور در سالهاي گذشته بر اثر مديريت نادرست آب و حدوث خشكساليها يا خشك شده اند و يا در شرف خشكي قرار گرفته اند و بصورت کانونهاي توليد گرد و غبار در آمده اند. تحقيقات انجام شده در بخش بيابان موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور نشان مي دهد که بيش از 4 ميليون هکتار از مساحت کشور در اشغال شنزارها و تپه هاي ماسه اي قرار دارند که حدود 78 درصد تپه هاي ماسه اي بصورت فعال ، 14 درصد نيمه فعال و  مابقي يعني فقط 11 درصد غيرفعال است. فعاليت ماسه هاي روان و طوفانهاي گرد و غبار ناشي ازآن بعلت خساراتي که بر بخش کشاورزي وارد مي­کند ، مي­تواند امنيت غذايي کشور را به مخاطره اندازد. از اين رو در کشور خشک و نيمه خشکي مثل ايران که به استناد تحقيقات انجام شده قريب 60 درصد مساحتش در قلمرو مناطق بياباني قرار گرفته است و همواره با خشکساليهاي مکرر روبروست بصورتيکه هم اكنون 517 [2]شهر از کشور در معرض تنش آبي قرار گرفته است، صرفه جويي و اصلاح الگوي مصرف آب بايد در سرلوحه برنامه هاي فوري و ضروري بخش کشاورزي قرار گيرد.



[1] روزنامه همشهري دوشنبه 20 آبان 1392

[2] خبرگزاري مهر-14 دي 1392

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 10:33  توسط محمد خسروشاهي  | 

مطالب قدیمی‌تر