.....ادامه مطلب
2- جنبههاي خاكشناسي شور شدن زمينها، شور شدن اوليه يا شور شدن ثانويه
از نظر خاكشناسي بايد اصطلاحات معمولي در اين علم را براي شور شدن زمينها بكار برد مثلاً يك پديده پدوژنز يا خاك زائي كه مستقيماً روي يك سنگ تكامل حاصل ميكند بنام خاك زائي اوليه موسوم است و اگر در دنباله يك خاك زائي قبلي حاصل شود، آنرا خاكزائي ثانويه مينامند. چنانكه پدزولهاي ثانوي اروپاي غربي (جنب اقيانوس اطلس) خود روي خاكهاي قهوهاي يا خاكهاي شسته شده قبلي تكامل حاصل نمودهاند. اگر همين استدلال را در مورد نمك دار شدن نيز بكار بريم به مفهوم شوري اوليه پي مي بريم. در اين تعريف هرفرم نمك دار شدن كه با پديده خاكشناسي آغاز شده باشد بنام شوري اوليه است. مانند تكامل خاكي كه روي لجنهاي شور پس از بيرون آمدن از زير آب دريا تكامل مي يابد. به عبارت ديگر در شوري اوليه، اختصاصات نمك دار شدن همزمان با پديده اصلي خاكشناسي است. بر عكس اگر قسمتي از دشت ساحلي بوسيله دريا پوشيده شود اگرچه مجاورت و نفوذ نمك بطور مستقيم صورت ميگيرد، ولي چون خاك قبل از به زير آب رفتن زمين تكامل يافته و شخصيت خاكشناسي حاصل كرده است لذا شور شدن خاك پديده ثانوي است. همينطور است وضع يك خاك آبرفتي كه بر اثر بالا آمدن يك سفره آب زيرزميني كلروره شور مي شود اما اگر آبرفتها خود در محيطي آبي شور ته نشين شوند (مانند سبكاها و يا درياچههاي شور) نمكدار شدن آنها از منشأ اوليه است چون همزمان با آغاز فعاليت خاكزائي شوري هم در آنها وجود دارد و همزمان با آن خاك تكامل مييابد. به اين ترتيب توضيح و تشخيص اين دو نوع شوري به روشن شدن مطلب كمك كرده و نشان ميدهد كه در چه موقعي خاك شروع به شور شدن نموده است.
3- براي خاكشناس شوري از منشأ زمينشناسي چگونه مطرح ميشود.
چون در روي زمين روشهاي متداول براي پيدا كردن اين نوع شوريها هميشه با موفقيت توام نيست و موجب پيدايش مدارك ناكاملي ميشود كه ارتباط متقابل فرآيندها و تعاقب و يا تداخل آنها را معلوم نميدارد. لذا خاكشناسان در بررسي تئوري خاك از منشأ زمين با مشكلاتي روبرو ميشوند. غالباً منشأ اوليه شوري يك زمين مورد مطالعه خيلي دورتر از محل اصلي خاك قرار گرفته است، مثلاً ممكن است منشأ شوري اصلي روي برجستگيهاي كناري باشد در حالي كه شوري در دشت ظاهر شود در اينصورت آبي كه اين شوري را به دشت منتقل ميكند فقط در مدت كمي از سال شور است. از اين نظر لازم است كه يك خاكشناس موارد متعددي از امكانات شوري را بررسي نموده و در اين بررسي بتواند علتهاي ممكن شوري خاك را در يابد. در اين حال هنگام كاربرد روي زمين ميتواند واقعيت استدلال و نظر خود را بيابد. از اين نظر در خاكشناسي اگر مطالعه ابتدائي نقشهها و عكسهاي هوائي منطقه مورد نظر اهميت زياد دارد ولي در مناطق شور اين مطالعه بايد به نحو كاملاً عميقي صورت گيرد و اين امر در اكثر موارد مطلبي را روشن ميكند كه به هيچ وجه با مطالعه تنهاي زمين عملي نيست. اطلاعات ژئومورفولوژي بخصوص امكان شناخت و تفسير ساختمانها و اشكال نمكي و ارتباط آنرا با چگونگي انتشار نمك روشن ميكند، لذا مطالعه مقدماتي روي مدارك و نقشهها در اين مورد كاملاً ضروري است چه بررسي تنهاي زمين فقط قسمتي از اين اشكال و كمي از اين عناصر ساختماني را روشن ميكند. .....ادامه دارد.....
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 13:43  توسط محمد خسروشاهي
|
...ادامه مطلب
- نماي كلي از چگونگي نمكدار شدن زمينها
هدف كلي از بخش حاضر عبارت از اين بود كه يك ديد كلي از نمونههاي مختلف نمكدار شدن زمينها ارائه شود و به همين منظور اصالت و اهميت شور شدن از منشاء زمين شناسي عنوان شد تا ارزش خاصي كه به اين مسئله داده شده است روشن گردد.در مجموع هر نحوه عمل در مورد نمك دار شدن مكانيسمي را عنوان ميكند كه از سه حالت زير جدا نيست:
- يا مربوط به ذخيره يك ماده شور كننده است كه قادر است از محل اصلي خود جدا و زمينهاي اطراف را آلوده كند. اين ذخيره ماده شور كننده ممكن است دريا، يا يك لايه نمكدار زمين شناسي و يا مربوط به فعاليت و عوارض آتشفشاني باشد.
- يا مربوط به يك يا مجموعهاي از فرآيندهائي است كه اين آلودگي را عملي ميسازد در پست هاي بعدي بيشتر به اين مطلب پرداخته مي شود (نمكدار شدن اوليه يا ثانوي).
در مورد فرآيندهاي مربوط به آلودگي نمكي ميتوان مطالب زير را عنوان كرد:
مجاورت مستقيم (مثلاً پوشيده شدن و يا به زير دريا رفتن زمين)، انتشار نمك بر اثر پديدههاي مربوط به جنس آبها (شوري سفره آبهاي زيرزميني آزاد ساحلي يا نزديك دريا) و با سفرههاي شور خشكيها و بالاخره انتشار بوسيله باد (حمل و نقل قطرههاي ريز آب، جابجا شدن گلهاي شور كه كمي دورتر به آن اشاره خواهيم كرد).
- بالاخره پديده مربوط به نوعي شوري است كه اولاً و بخصوص به نوع مواد تبخيري كه در «منبع اصلي شور كننده وجود دارد و ثانياً «به فرآيندهاي شيميائي كه قادر است در مراحل حد واسط ظهور كند وابسته است (مانند از بين رفتن بخشي از محلولترين نمكها و يا تعويض جابجايي كاتيونها). به اين ترتيب ديده ميشود كه شوري از منشأ دريايي امروزي مشخص به وجود كلرور سديم است در حالي كه شوري از منشأ زمين شناسي عموماً مربوط به تركيبات متعددي است.
اختصاص قابل توجه براي هر يك از انواع شور شدن منشأ آن است در عين حال دادههاي مربوط به فرآيندهاي انتشار و جنس نهائي شور كننده نبايد از نظر دور داشته شود. بطور كلي براي اينكه بتوان با موفقيت كامل براي بهبود زمينهاي شور اقدام نمود بايد شناخت لازم و كافي مربوط به منشأ شوري و چگونگي عمل آن (مثلاً پيش روي يا پس روي)، جنس تركيبات شيميائي شور كنندهها، وجود داشته باشد. در حقيقت براي بهبود خاك فقط روشهائي كه به علت پديدهها توجه ميكند ميتواند نتيجه بخش باشد و مطالبي كه در فوق به آنها اشاره شد كمك ميكند تا ليست كاملي از علتهاي ممكن شوري روشن شود.
در مورد شوري از منشأ زمينشناسي، شناخت كامل اين علتها مشكل است چون پيدا كردن كامل رخنمونهاي (آفلورمان) نمكي هميشه ساده نيست و قرارگيري تشكيلات ژيپس و نمكدار بر اثر فعاليتهاي ساختماني و مداخله شبكه آبهاي روان سبب ميشود كه بدون اينكه گاهي منشأ شوري ديده شود، اثر شوري در محيط ظاهر و مواد مسموم كننده موجود در آن متعدد و متغير باشد.
....ادامه دارد.....
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 14:1  توسط محمد خسروشاهي
|
....ادامه مطلب....
3- نمكدار شدن از منشأ قارهاي يا زمينشناسي: سنگهاي نمكدار در سري چينهشناسي، از تشكيلات كولابي و بيشتر از جنس گچ و نمك ميباشند كه از انباشتهشدن كلرور سديم و گچ همراه با لايههاي رسي يا مارني كه خود پر از مواد تبخيري بوده و عموماً بشدت رنگين شدهاند بوجود ميآيند. رنگهاي آنها از بنفش، قرمز، سبز تا چند رنگ مانند رسهاي رنگارنگ و غيره تغيير ميكند. دورههائي كه در آنها رخساره كولابي كاملاً گسترش پيدا نموده است غير از پرمين و ترياس عبارتند از دونين، اليگوسن و ميوسن. اين مواد رسوبي به حالت اوليه خود باقي نمانده و در هنگام چين خوردگيها جزو ساختمان رشته كوهها شدهاند. بنابراين تشكيل فوق، نظر به حالت خاص سياليت و كششي خود نقشي اساسي را در اين چينخوردگيها بازي كردهاند و نوعي خاص از تكتونيك بنام دياپيريسم را ايجاد نموده اند. در طول اين حركات كوهزائي، اين تشكيلات كولابي رسوبهاي مجاور خود را از نمك و گچ آغشته نمودند و منشأ رسوبهاي نمكي جديد گشتند. به اين ترتيب به رژيم كولابي ساحلي كه در اين دورههاي زمينشناسي خيلي گسترده بود (فرورفتگيهاي كناري) رژيم تازهاي از فرورفتگيهاي قارهاي شور اضافه شد (از نوع سبكا يا شوت)، از اين نظر در نقاطي كه لايههاي نمكدار اوليه جابجا شدهاند، ته نشستهاي رسوبي، همزمان با چينخوردگيها نيز نمكدار ميباشند (مانند نهشتههاي ميوسن در چينخوردگي آلپي).
امروزه تشكيلات گچ و نمكي كه بر اثر تكنونيك برخاسته و ارتفاعاتي را ايجاد نمودهاند خود در شور كردن زمينهاي كنار برجستگي با رسوبات شوري كه به آبهاي جاري ميدهند و همچنين با شوركردن آبهائيكه در مجاورت آنها قرار دارند مؤثر ميشوند و بطور خلاصه خود اين تشكيلات از مراكز انتشار مجدد مواد شور كننده بحساب ميآيند. نقش هیدرولوژي آبهاي سطحي در انتشار مواد شوركننده اوليه اي كه در نهشته هاي قديمي كولابي وجوددارند بسيار مهم است و در سالهاي اخير كوودا و ساموئيلووا به ارتباطي كه بين پدوژنز (خاكزائي) خاكهاي شور در شرايط آبهاي عميق و شرايط ساختماني زمين شناسي وجود دارد توجه نموده اند.
4- شوري از منشأ آتشفشاني
تظاهرات ولكانيسم كه ورود تركيبات كلرور و گوگرد را به سطح زمين بهمراه دارد غالباً پديدههاي ثانوي يا بعد از فعاليت ولكانيسم بشمار ميآيند يعني پديدههائي كه همزمان با شدت فعاليت و خروج مواد آتشفشاني نيست و معمولاً پس از مدت كمي كه از بازگشت به مرحله آرامش آتشفشاني ميگذرد، ظاهر ميشوند.
اين تظاهرات بخصوص شامل مواد زير است:
- انواع فرمولهاي مختلف (اسيدها- خشك و غيره) كه در آن وجود اسيد كلريدريك و انيدريدهاي سولفورو و سولفيدريك مشخص است.
- وجود گچ و گوگرد بمقدار بسيار زياد در بسياري از دهانه آتشفشانهاي خاموش و يا در حال آرامش و يا نزديك دستگاه آتشفشاني (مثلاً سيسيل و در ايسلند) و (تفتان).
- بالاخره وجود چشمههاي آب گرم متعدد با آبهاي معدني كلروره يا سولفاته كه غالباً در مناطق آتشفشاني تمركز يافتهاند (آب گرم- لاريجان) وجود كلرو گوگرد در تظاهرات ثانويه آتشفشاني كه در آب درياها نيز وجود دارد. مدتها زمينشناسان را بر آن داشته است تا فكر كنند كه فورانهاي آتشفشاني بر اثر نفوذ آب در درز و شكاف لايههاي عميق زمين حاصل شده است و همين فكر اساس نظريه منشأ آبي پديده آتشفشاني بشمار ميرفت كه امروزه متروك شده است، چون امروزه اين طرز تفكر در يك بررسي دقيق مسائل صادق نيست. امكان اين وجود داشت كه فكر كنند شوري خاكها و يا لااقل شوري قسمتي از آنها ممكن است مربوط به اثر آتشفشاني باشد. براي اين منظور كافي بود كه قبول كنيم شوري خاك نميتوانست منحصراً در كناره دهانهها و دستگاههاي آتشفشاني باشد بلكه پديده شور كردن قادر بوده است انتشاري وسيعتر داشته و نمكها را به نقاط دور دست نيز ببرد. دل ويلار، در بسياري از نقاط شور اسپانيا حضور سنگهاي ولكانيك سبز رنگ از خانواده ديابازها و آتشفشانهاي كوچك گلهاي شور يا سالسها را با هم مشاهده نمود و اين امر عامل مهمي در پذيرش نظريه شوري بر اثر آتشفشانها از طرف او شد. معمولاً زمينهاي شور اسپانيا در ارتباط با زمينهاي ترياس است كه خود داراي شوري از منشأ كولابهاي قديمي است. .....ادامه دارد....
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 13:14  توسط محمد خسروشاهي
|