تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

چگونگی نمک دار شدن زمین ها(6)

                                                                            .....ادامه مطلب

عوامل و نشانه‌هاي چينه شناسي و سنگ‌شناسي

تاريخ نهشته‌هاي رسوبي يا چينه شناسي نشان مي‌دهد كه رخساره‌هاي كولابي غني از مواد تبخيري در بعضي از دوره‌هاي زمين‌شناسي بخصوص در پرمين ترياس واليگوسن بسيار گسترده بوده است.

همانطوريكه قبلاً اشاره شده، بايد تاثير حركات كوهزائي را (عواملي كه در ذيل به آن اشاره مي‌شود) بر روي نمك دار شدن موضعي رسوبات بعضي از اشكوبها نيز نام برد. زمينهاي شور در جريان جابجائي (بر اثر كوهزائي) ممكن است زمين‌هاي مجاور خود را نيز به نمك آغشته نمايند چنانچه در شمال شرقي ايران (در ناحيه خراسان) شيست‌هاي ژوراسيك بر اثر سنگهاي ترياس به نمك آلوده شدند. بعلاوه برجسته و ظاهر شدن نهشته هاي نمك دار بر سطح زمين سبب مي‌شود كه باران، نمك آنها را حل كند سپس در گوديهاي موجود در خشكيها نمك متراكم شده و درياچه‌هاي شوري شبيه سبكاها يا شوت‌ها ايجاد مي‌شود.

در اين مورد بايد بعضي از پديده‌هاي تاريخي چينه‌شناسي را نيز در نظر گرفت چه مراحل حد واسط و پس روي دريا غالباً در ايجاد رخساره‌ نمكي مؤثرند چون جابجائي‌هاي دريا معمولاً تدريجي و حتي مرحله‌اي بوده و به تشكيل كولاب‌ها كمك مي‌كند. اشغال صحرا بوسيله درياي كرتاسه نمونه‌اي از يك جابجائي تدريجي بوده و اين حادثه بعدها در شور شدن زمين‌هاي سطحي اين ناحيه خشك‌ بياباني تاثير فراوان داشته است.

اين نمونه‌ها نشان مي‌دهد كه مطالعه تاريخ زمين‌شناسي براي شناخت عوامل شوري يك منطقه بسيار ضروري است بطور مثال در خراسان ژوراسيك شور است ولي در افريقاي جنوبي چنين نيست.

....ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 12:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

چگونگی نمک دار شدن زمین ها(5)

                                                                .....ادامه مطلب

2- جنبه‌هاي خاكشناسي شور شدن زمين‌ها، شور شدن اوليه يا شور شدن ثانويه

از نظر خاكشناسي بايد اصطلاحات معمولي در اين علم را براي شور شدن زمينها بكار برد مثلاً يك پديده پدوژنز يا خاك زائي كه مستقيماً روي يك سنگ تكامل حاصل مي‌كند بنام خاك زائي اوليه موسوم است و اگر در دنباله يك خاك زائي قبلي حاصل شود،‌ آنرا خاكزائي ثانويه مينامند. چنانكه پدزولهاي ثانوي اروپاي غربي (جنب اقيانوس اطلس) خود روي خاكهاي قهوه‌اي يا خاكهاي شسته شده قبلي تكامل حاصل نموده‌اند. اگر همين استدلال را در مورد نمك دار شدن نيز بكار بريم به مفهوم شوري اوليه پي مي بريم. در اين تعريف هرفرم نمك دار شدن كه با پديده خاكشناسي آغاز شده باشد بنام شوري اوليه است. مانند تكامل خاكي كه روي لجنهاي شور پس از بيرون آمدن از زير آب دريا تكامل مي يابد. به عبارت ديگر در شوري اوليه، اختصاصات نمك دار شدن همزمان با پديده اصلي خاكشناسي است. بر عكس اگر قسمتي از دشت ساحلي بوسيله دريا پوشيده شود اگرچه مجاورت و نفوذ نمك بطور مستقيم صورت مي‌گيرد، ولي چون خاك قبل از به زير آب رفتن زمين تكامل يافته و شخصيت خاكشناسي حاصل كرده است لذا شور شدن خاك پديده ثانوي است. همينطور است وضع يك خاك آبرفتي كه بر اثر بالا آمدن يك سفره آب زيرزميني كلروره شور مي شود اما اگر آبرفتها خود در محيطي آبي شور ته نشين شوند (مانند سبكاها و يا درياچه‌هاي شور) نمك‌دار شدن آنها از منشأ اوليه است چون همزمان با آغاز فعاليت خاكزائي شوري هم در آنها وجود دارد و همزمان با آن خاك تكامل مي‌يابد. به اين ترتيب توضيح و تشخيص اين دو نوع شوري به روشن شدن مطلب كمك كرده و نشان مي‌دهد كه در چه موقعي خاك شروع به شور شدن نموده است.

 3- براي خاكشناس شوري از منشأ زمين‌شناسي چگونه مطرح مي‌شود.

چون در روي زمين روشهاي متداول براي پيدا كردن اين نوع شوري‌ها هميشه با موفقيت توام نيست و موجب پيدايش مدارك ناكاملي مي‌شود كه ارتباط متقابل فرآيندها و تعاقب و يا تداخل آنها را معلوم نميدارد. لذا خاكشناسان در بررسي تئوري خاك از منشأ زمين با مشكلاتي روبرو مي‌شوند. غالباً منشأ اوليه شوري يك زمين مورد مطالعه خيلي دورتر از محل اصلي خاك قرار گرفته است، مثلاً ممكن است منشأ شوري اصلي روي برجستگي‌هاي كناري باشد در حالي كه شوري در دشت ظاهر شود در اينصورت آبي كه اين شوري را به دشت منتقل مي‌كند فقط در مدت كمي از سال شور است. از اين نظر لازم است كه يك خاكشناس موارد متعددي از امكانات شوري را بررسي نموده و در اين بررسي بتواند علت‌هاي ممكن شوري خاك را در يابد. در اين حال هنگام كاربرد روي زمين مي‌تواند واقعيت استدلال و نظر خود را بيابد. از اين نظر در خاكشناسي اگر مطالعه ابتدائي نقشه‌ها و عكس‌هاي هوائي منطقه مورد نظر اهميت زياد دارد ولي در مناطق شور اين مطالعه بايد به نحو كاملاً عميقي صورت گيرد و اين امر در اكثر موارد مطلبي را روشن مي‌كند كه به هيچ وجه با مطالعه تنهاي زمين عملي نيست. اطلاعات ژئومورفولوژي بخصوص امكان شناخت و تفسير ساختمان‌ها و اشكال نمكي و ارتباط آنرا با چگونگي انتشار نمك روشن مي‌كند، لذا مطالعه مقدماتي روي مدارك و نقشه‌ها در اين مورد كاملاً ضروري است چه بررسي تنهاي زمين فقط قسمتي از اين اشكال و كمي از اين عناصر ساختماني را روشن مي‌كند.                                        .....ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 13:43  توسط محمد خسروشاهي  | 

چگونگی نمک دار شدن زمین ها(4)

                                                                       ...ادامه مطلب

- نماي كلي از چگونگي نمك‌دار شدن زمين‌ها

هدف كلي از بخش حاضر عبارت از اين بود كه يك ديد كلي از نمونه‌هاي مختلف نمك‌دار شدن زمينها ارائه شود و به همين منظور اصالت و اهميت شور شدن از منشاء زمين شناسي عنوان شد تا ارزش خاصي كه به اين مسئله داده شده است روشن گردد.در مجموع هر نحوه عمل در مورد نمك دار شدن مكانيسمي را عنوان مي‌كند كه از سه حالت زير جدا نيست:

- يا مربوط به ذخيره يك ماده شور كننده است كه قادر است از محل اصلي خود جدا و زمينهاي اطراف را آلوده كند. اين ذخيره ماده شور كننده ممكن است دريا، يا يك لايه نمكدار زمين شناسي و يا مربوط به فعاليت و عوارض آتش‌فشاني باشد.

- يا مربوط به يك يا مجموعه‌اي از فرآيندهائي است كه اين آلودگي را عملي مي‌سازد در پست هاي بعدي بيشتر به اين مطلب پرداخته مي شود (نمك‌دار شدن اوليه يا ثانوي).

در مورد فرآيندهاي مربوط به آلودگي نمكي مي‌توان مطالب زير را عنوان كرد:

مجاورت مستقيم (مثلاً پوشيده شدن و يا به زير دريا رفتن زمين)، انتشار نمك بر اثر پديده‌هاي مربوط به جنس آب‌ها (شوري سفره آبهاي زيرزميني آزاد ساحلي يا نزديك دريا) و با سفره‌هاي شور خشكي‌ها و بالاخره انتشار بوسيله باد (حمل و نقل قطره‌هاي ريز آب، جابجا شدن گل‌هاي شور كه كمي دورتر به آن اشاره خواهيم كرد).

- بالاخره پديده مربوط به نوعي شوري است كه اولاً و بخصوص به نوع مواد تبخيري كه در «منبع اصلي شور كننده وجود دارد و ثانياً «به فرآيندهاي شيميائي كه قادر است در مراحل حد واسط ظهور كند وابسته است (مانند از بين رفتن بخشي از محلولترين نمك‌ها و يا تعويض جابجايي كاتيونها). به اين ترتيب ديده ميشود كه شوري از منشأ دريايي امروزي مشخص به وجود كلرور سديم است در حالي كه شوري از منشأ زمين شناسي عموماً مربوط به تركيبات متعددي است.

اختصاص قابل توجه براي هر يك از انواع شور شدن منشأ آن است در عين حال داده‌هاي مربوط به فرآيندهاي انتشار و جنس نهائي شور كننده نبايد از نظر دور داشته شود. بطور كلي براي اينكه بتوان با موفقيت كامل براي بهبود زمينهاي شور اقدام نمود بايد شناخت لازم و كافي مربوط به منشأ شوري و چگونگي عمل آن (مثلاً پيش روي يا پس روي)، جنس تركيبات شيميائي شور كننده‌ها، وجود داشته باشد. در حقيقت براي بهبود خاك فقط روشهائي كه به علت پديده‌ها توجه مي‌كند مي‌تواند نتيجه بخش باشد و مطالبي كه در فوق به آنها اشاره شد كمك مي‌كند تا ليست كاملي از علت‌هاي ممكن شوري روشن شود.

در مورد شوري از منشأ زمين‌شناسي، شناخت كامل اين علت‌ها مشكل است چون پيدا كردن كامل رخنمون‌هاي (آفلورمان) نمكي هميشه ساده نيست و قرارگيري تشكيلات ژيپس و نمك‌دار بر اثر فعاليت‌هاي ساختماني و مداخله شبكه آبهاي روان سبب مي‌شود كه بدون اينكه گاهي منشأ شوري ديده شود، اثر شوري در محيط ظاهر و مواد مسموم كننده موجود در آن متعدد و متغير باشد.

    ....ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 14:1  توسط محمد خسروشاهي  |