سخنرانی دکتر محمود احمدی نژاد رئيس
جمهوري اسلامي ایران در
مراسم افتتاح پروژههای عمرانی استان كردستان
در بعد از ظهر
جمعه 23 فروردین ماه 1392 بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت. رئیس جمهور محترم در این
سخنرانی گفته بود ما مي توانيم به راحتي به هر خانوار بيش از دو هزار متر زمين
واگذار كنيم تا آنها بتوانند علاوه بر ساخت خانه اي مجلل و زيبا، به كارهاي
كشاورزي نيز بپردازند.اگرچه رسانه های نوشتاری بیشتر از
جنبه موقعیت زمانی این سخنرانی به آن پرداخته بودند اما روی سخن من به اصل موضوع
است یعنی واگذاری دو هزار متر زمین به هر خانوار ایرانی آنهم برای ساخت خانه اي
مجلل و زيبا !! که در کنار آن به كارهاي كشاورزي نيز بپردازند. قبلا هم رئيس جمهور
محترم در مراسم تجليل از تعاونيهاي برگزيده مسكن مهر كشور در تاريخ 12 تيرماه سال
1390 ، به وجود 30 ميليون هكتار زمين بلااستفاده در كشور
اشاره كرده و گفته
بود كه؛ ميتوان به هر خانواده ايراني مقداري از زمينهاي
بلااستفاده را
اجاره داد تا آنها بخشي از آن را ساخته و در بخش ديگري از آن
باغ ايجاد كنند.
اولين سئوالي
كه به ذهن هر كسي مي رسد اين است كه آيا
واقعا اين كار شدني است؟ اين حرف رئيس جمهور رؤياست يا واقعيت است!. يعني يك
خانواده ايراني مي تواند خانه اي مجلل و زيبا با يك حياط هزار يا 2 هزار متري داشته باشد آنهم در شرايطي
كه خانواده ها گرفتار تامين نيازهاي روزمره زندگي خود هستند و طيف عظيم دختر و
پسرهاي جواني كه بعضا سن ازدواج آنها هم گذشته و بدليل نداشتن كار و درآمدي كه
بتوانند يك آپارتمان نقلي اجاره كنند، جرئت ازدواج ندارند. فرض بگيريم كه
اين زمين واگذار شد با
كدام پول مي توانند خانه مجلل خود را بسازند؟ مسلما براي
کشوری که مطابق آمارهاي رسمی دست کم 15
میلیون نفر زیر
خط فقر زندگی می کنند و داشتن يك آپارتمان كوچك هم در حد يك آرزو است واگذاري يك
قطعه زمين آنهم با توصيفي كه رئيس جمهور محترم از اين قطعه واگذاري داشته است يك
روياست. از
طرفي از كدام زمين ها به خانواده ها واگذار مي شود. آنچه زمين مناسب
و حتي نامناسب در اطراف شهرها بوده تا بحال به زمين مسكوني تبديل شده است آنچنانكه
رئيس سازمان امور اراضي کشاورزي کشور[1]
با اشاره به تعداد شهرستان ها و دهستان هاي کشور مي گويد از سال هاي ۱۳۶۵ تا خرداد
۱۳۹۱ تعداد شهرستانها از ۱۹۵ به رقم ۴۰۲ شهرستان رسيده است. طبيعي است که با اعلام
هر شهرستان بخش هايي از زمين هاي کشاورزي كه در محدوده شهري واقع شده تغيير کاربري
داده است علاوه بر آن بر اساس آمار وزارت کشور تعداد دهستان هاي کشور از ۱۵۸۳
پارچه در سال ۶۵ به رقم ۲۵۱۵ پارچه در خرداد ۹۱ رسيده است. آمار
فوق اين واقعيت تلخ را بيان مي کند که زمين هاي وسيعي از روستاهاي کشور که در
توليد محصولات کشاورزي به کار گرفته مي شده، به تدريج تغيير کاربري داده و تبديل
به زمين هاي مسکوني شده يا مي شوند.
در كوير لوت و يا دشت كوير هم كه نمي شود زندگي كرد و بكار كشاورزي
پرداخت. بنده ضمن احترام به پیشنهاد رویایی رئيس جمهور محترم و آرزوی توفیق برای
اتمام کارها و ایده های ایشان در ماههای پایانی دوره 8 ساله ریاست جمهوری لازم مي
دانم به نكات زير نیز اشاره اي داشته باشم .
با كدام امكانات : براساس سرشماری
سال 1390 تعداد خانوارهای ایرانی به 21185647 واحد می رسد[2]،
چنانچه به هر خانوار 2000 متر زمین واگذار شود 4237129 هکتار زمین نیاز داریم حتی
اگر به نصف این خانوارها هم زمین پيشنهادی رئیس جمهور محترم واگذار شور بالغ بر 2
میلیون هکتار زمین لازم است. این در حالی است که وسعت مراكز مسكوني شهرهاي بزرگ
ايران يعني 31 مركز استان حدود 347500
هكتار است و بنا به آمار ارایه شده توسط رئیس جمهور محترم در همان سخنرانی حدود 1.5 ميليون هكتار از سرزمین کشور
در قالب روستاها و شهرها مورد استفاده قرار مي گيرد. باید گفت این مناطق مسکونی در طول دهها سال
و به مرور زمان داراي امكانات زندگي اعم از آب و برق و گاز و تلفن و خيابان اسفالت
و پارك و مسجد و مدرسه و سينما و دانشگاه و.....شده اند. تهيه چنين امكاناتي براي
مساحتي بالغ بر 2 ميليون هكتار (با احتساب نصف خانوارهای ایرانی) چند سال بدرازا خواهد كشيد؟. آیا بهتر نیست به
جای این سنگهای سنگین که علامتش مشخص است فکری به حال میلیونها جوان مجرد و بعضا
بیکار بکنیم تا بتوانند با تهیه یک آپارتمان کوچک تشکیل خانواده دهند. رئیس جمهور محترم گفته اند در این قطعه واگذاری خانواده
ها علاوه بر ساخت خانه ای مجلل و ریبا! به کار کشاورزی هم بپردازند. مگر کشاورزی
بدون آب ميسر است؟ آري ما زمين قابل كشاورزي داريم ولي آب نداريم گذشته از اين
بايد به جاي توسعه سطح اراضي كشاورزي به فكر بالابردن توليد در واحد سطح باشيم و
از هدر رفت زياد آب جلوگيري كنيم. اگر
قرار است در هر يك از اين قطعات دو هزارمتري 2 ميليون هكتاري كشاورزي شود چقدر آب
و چند چاه عميق لازم است؟ اگر در گذشته هاي نه چندان دور در هريك از حياط
هاي شهر و روستا يك چاه دستي با بيل و كلنگ و سطل و در عمق 10-15 متري به اب مي
رسيد و نياز اوليه خانوارها را از نظر آب برآورده مي كرد اكنون عمق چاهها به چندين
برابر قبل رسيده و با مقني و بيل و كلنگ هم امكان پذير نيست و بايد چاه عميق حفر
شود. اين در حالي است كه از تعداد 688840 چاه عميق و نيمه عميق كشور بالغ بر 373450
عدد آنها در مناطق ممنوعه حفر شده اند و از 47 ميليارد متر مكعب استحصال سالانه آب
زیرزمینی حدود 37 ميليارد متر مكعب آن از همين مناطق ممنوعه برداشت مي شود به همين
دليل بيشتر آبخوانه هاي كشور با روند منفي تراز آب مواجهند و هرسال از حجم آبهاي
زيرزميني كاسته مي شود . از طرفي به سبب
پمپاژ زياد آب از چاههاي عميق، كيفيت آبهاي زيرزميني تغيير كرده آنچنانكه شاخص "املاح
محلول آب" در بيشتر نقاط كشور بيشتر از 1000 تا 1500 ميليگرم در ليتر است كه
در مقايسه با ميزان مناسب براي آب شرب (500 ميليگرم در ليتر) وضع مطلوبي بشمار نمي
رود. در پاره اي از مناطق آب چاهها آنقدر شور شده كه با عث تخريب خاك سطحي و اراضي
كشاورزي شده و در نتيجه اين اراضي براي كشاورزي از حيز انتفاع خارج شده و رها شده
اند (پدیده بیابانزایی). بسياري از درياچه ها و تالاب هاي كشور بر اثر مديريت
نادرست آب در كشور و حدوث خشكساليها يا خشك شده اند و يا در شرف خشكي قرار گرفته
اند. از اين رو در کشور خشک و نیمه خشکی مثل ایران که همواره با خشکسالیهای مکرر
روبروست مسئله تامین آب برای کشاورزی، صنعت و حتی شرب یک موضوع مهم و اساسی بشمار
می رود.
متاسفانه در مورد آبهاي سطحي نيز وضعيت
مناسبي نداريم بطوري كه علاوه بر آلودگي تعداد زيادي از رودخانه ها، برخي از آنها
نيز به شوري گراييده اند. مطالعات وزارت نيرو نشان مي دهد كه ميزان ميانگين شوري آب رودخانه ها در پاييز سال آبي 91-90 نسبت به ميانگين دراز مدت اگر چه در 13 رودخانه كاهش داشته ولي در 32 رودخانه ديگر افزايش داشته
است. بررسي فوق نشان مي دهد كه رودخانه هاي منتخب كشور در پاييز سال آبي 91-90 نسبت به ميانگين درازمدت با افزايش شوري مواجه شده اند.
از سوي ديگر ارزيابي وضعيت منابع آب از
نظر شاخص هاي آسيب پذيري[3]
نشان مي دهد كه، اكثر استانهاي كشور در وضعيت كمبود آبي قرار دارند. بطور مثال در 12ماهه سال آبي 90-89 (مهر لغايت شهريور ماه) ازنظر شاخص آسيب پذيري منابع آب ناشي از خشكسالي 9 ،استان در وضعيت تنش آبي ، 19 استان در حالت كمبود آبي ، 2 استان در وضعيت كمبود آبي شديد قرار داشته اند و هيچ استاني در وضعيت قابل تحمل و نرمال قرار نگرفته است. در سال آبي 89-88 نيز 17 استان در وضعيت تنش آبي، 11 استان در حالت كمبود آبي ، 1 استان در وضعيت كمبود آبي شديد و فقط يك استان در وضعيت قابل
تحمل قرار داشته و باز هم هيچ استاني در وضعيت نرمال نبوده است. وزارت نيرو شاخص
هاي فوق را براي ارزيابي منابع آب ناشي از خشكسالي تعريف كرده است كه در اين
تعاريف، شرائط
تنش آبي به وضعيتي گفته
مي شود كه با تمهيدات ويژه مديريتي
وبرنامه ريزي )
نرم افزاري)
مي توان
اين دوره
را پشت سر گذارد. در شرائط
كمبود آبي با
اعمال تمهيدات
سازه اي
(
مانند حفر
چاه و
استفاده از
حجم مرده
مخازن سدها)
و ساير
ابتكارات
مديريتي ميتوان
صدمات اقتصادي
را كاهش
داد . ولي
در هر
حال نياز
بخشهائي از
مصارف بويژه كشاورزي
تامين نخواهد
شد. شرائط كمبود
آبي شديد بيانگر
وضعيت هشدار
مي باشد يعني علاوه
بر انجام
راهكارهاي پيشنهادي
شرائط قبل
بايستي آمادگي
لازم در
آستانه ورود
به شرائط بحران
آبي را
داشت. در شرائط بحراني حجم
جريان سطحي
نسبت به
دراز مدت
بيش از
70 درصد كاهش دارد
و ذخائر
سدهاي منطقه
نيز تكافوي
مصرف و
نيازهاي شرب
و كشاورزي
رانخواهد داشت
و بهره برداري بيشتر
از آب
زير زميني هم
اصولا يا
مقدور نيست
و يا
صدمات جدي
بر منابع
آب زير
زميني وارد
مي نمايد.
با توجه به توضيحات فوق بهتر است از ايده هاي رويايي فاصله
بگيريم و با عنايت به واقعيات موجود تدبيري بينديشيم. از اين رو حرفهاي رئيس جمهور
محترم در مورد واگذاري قطعات دو هزارمتري به خانواده ها، نگارنده را با سي و اندي
سال مطالعه و تحقيق در حوزه كاري خويش قانع نمي كند. وقتي كه مي بينم هنوز راندمان
آبياري دركشاورزي حدود 35 درصد بيان مي شود در حاليكه در برنامه 5 ساله سوم توسعه
كشور (1383-1379) قرار بود به 40درصد و حتي بيشتر برسد، وقتي كه مي بينم هر سال
بین 13 تا 35 درصد محصولات کشاورزی به صورت ضایعات از بین میرود که معادل 13 تا
35 میلیارد مترمکعب از منابع آبی کشور را هدر مي دهد[4].
وقتي كه مي بينم کارایی مصرف آب در ايران يعني ميانگين توليد به ازاي يك متر
مکعب آب مصرفی بر پايه آخرين آمار ارايه شده سال زراعي 90-89 حدود 0.82 کیلوگرم
است در حالیکه در کشورهای پیشرفته این مقدار به طور متوسط 2 تا 2.5 کیلوگرم براي هر مترمکعب
آب میباشد و باز هم به فکر توسعه سطح اراضی کشاورزی هستیم.
وقتي كه مي بينم در سال 1400 به فرض ثابت بودن مصرف سرانه آب و روند كنوني مصرف و
با توجه به پيش بيني جمعيت 90 ميليون نفري كشور، 130 ميليارد متر مكعب آب نياز
خواهيم داشت و اين ميزان آب از منابع تجديد پذير آبي كشور امكان پذير نخواهد بود
زيرا براساس طرحهاي در دست اجرا و مطالعه وزارت نيرو و در صورت تامين منابع مالي
آن در سال 1400 حدود 113 ميليارد متر مكعب برآورد شده
است و از اين رو در دهه هاي آينده با چالش آب مواجهيم[5].
وقتي كه مي بينم در اين كشور تفكر زيست محيطي يك آمال و آرزو بشمار مي رود و مفهوم
همزيستي جامعه و طبيعت را نمي توان جانشين مفهوم سلطه برطبيعت كرد و سرانجام وقتي
كه مي بينم تامين اجاره يا رهن يك آلونك براي زندگي بيشتر خانواده ها و يا فرزندانشان
كه تازه ازدواج كرده و كار و درآمدي هم ندارند بصورت يك دغدغه دائمي درآمده است، حق
دارم كه بگويم اين ايده آقاي رئيس جمهور يك روياست نه واقعيت.
[1] http://iranabad.com/economic_news.html?M=NEWS&MC=SHOWNEWS&m_id=4823&cntid=123
[3]
-
شركت مديريت منابع آب ايران-معاونت هماهنگي حوزه هاي آبخيز، 1390
[4] http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=1293
[5] rc.majlis.ir/m/report/download/731115
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 12:54  توسط محمد خسروشاهي
|

با آروزي سالي خوش و شاد براي شما عزیزان
تعطیلات خوبی داشته باشید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 9:17  توسط محمد خسروشاهي
|
/**/
يك اشكال عمده كار ما اين
است كه هميشه بعد از وقوع بحران به فكر علاج واقعه مي افتيم آنهم در چند صباحي كه اثرات آن بحران از ذهن و
فكر مردم پاك نشده است . پس از آن همه چيز فراموش مي شود تا زماني ديگر و بحراني
ديگر. بارها و بارها در موارد بلايا و فجايع طبيعي و غير طبيعي اين موضوع ديده شده
است. مثال بارز آن را در مواردي همچون زلزله، سيل، طوفانهاي گرد و غبار يا
ريزگردها ديده ايم و خواهيم ديد. تقريبا اكثر استانهاي كشور آثار و صدمات
ريزگردهاي چند سال گذشته را ديدند
و چه بسا اين موضوع بصورت يك بحران اجتماعي در استانهاي جنوبي كشور شده بود. با
فروكش كردن اين پديده وضعيت آرام شد و احتمالا مسئولين مربوطه هم فعلا سرشان به
كارهاي ديگري گرم شده است. در حاليكه تا فرصت از دست نرفته (هرچند فرصت هاي بسياري
را از دست داده ايم)بايد به فكر راه حل كم كردن آثار و عوارض اين پديده باشيم . مطمئن باشيد در
چند ماه آينده مجددا شاهد اين مشكل خواهيم بود. مردادماه امسال در بازديدي كه در
قالب يك كارگاه آموزشي-تحقيقي از مناطق بياباني چين (استان گانزو) داشتم سيستم
پايش بسيار خوبي براي ريزگردهاي شمالغرب چين در آن منطقه احداث شده بود. چنين ايستگاههايي
براي نوار جنوبي كشور ايران نيز ضروري است. بايد گفت تاكنون اعتبارات قابل توجهي
از سوي دولت براي ريزگردها به دستگاههاي ذيربط اختصاص داده شده است اما مشخص نشد
چگونه و در كجا هزينه شد. چه خوب است بخشي از آنها براي ايجاد سيستم هاي پايش گرد
و غبار جنوب كشور تخصيص داده شود.
در كشور چين سيستم پايش
متمركز ريزگردها از طريق احداث دكل هاي مرتفع به ارتفاع 50 متر و مجهز به تجهيزات
خود كار در نوار بياباني شمالغرب اين كشور ايجاد شده است. تحليل داده هاي هواشناسي
در يك دوره 50 ساله (2000-1952) نشان داده است كه منطقه بياباني مين چين (Minqin) در شرق كريدور هگزي (Hexi
corridor)
منطقه اي است كه بيشترين طوفانهاي گرد و غبار چين در آنجا بوقوع مي پيوندد از اين
رو يك شبكه منسجم از ايستگاههاي پايش گرد و غبار براي مطالعه و شناخت چگونگي حمل و
جابجايي ريزگردها در اقصي نقاط اين منطقه احداث شده است. در طول ارتفاع 50 متري
برجهاي پايش گرد و غبار، تعداد 15 نقطه ثبت و ضبط باد
و رسوبهاي گرد و غبار تعبيه شده است. فاصله تله هاي رسوب گير افقي و عمودي و
بادسنج هاي ثبات از سطح زمين تا نقطه انتهايي برج پايش به ترتيب در فاصله هاي 0/5،
1 ، 3، 5، 9، 13، 17، 21، 25، 29، 33، 34، 41، 45، و 49 متر بالاتر از سطح زمين قرار گرفته اند. مقدار
برداشت و جابجايي ذرات درشتر كه از طريق خزشي و يا جهشي جابجا مي شوند بطور همزمان
توسط تله هاي رسوبگير ديگري كه در سطح زمين و در اطراف برج پايش نصب شده اند،
اندازه گيري مي شوند. پارامترهاي سرعت و جهت باد نيز بطور همزمان و در ارتفاعهاي
15 گانه به روش الكترونيكي ثبت مي گردد. انرژي مورد نياز براي تامين برق كامپيوتري
كه در پاي برج پايش قرار گرفته است از طريق يك صفحه خورشيدي به آن منتقل مي شود.
نمونه اي از اين ايستگاههاي پايش در تصاوير زير ديده مي شود

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 14:16  توسط محمد خسروشاهي
|
/**/
انواع بادشکن
بطور كلي بادشكن ها به دو نوع زنده و غير
زنده تقسيم مي شوند:
بادشکنهای زنده معمولا از
یک یا چند ردیف درخت یا
درختچه
یا گیاهان مقاوم به خشكي و شدت و سرعت باد تشکیل شده اند و معمولا عمود بر جهت باد اصلی
احداث مي شوند (بادشكن ها در هر اقليم بادخيزي قابل استفاده هستند) ترکیب و
ارتفاع این بادشکن ها متناسب با اهداف خاص و مناطق مختلف، تفاوت می کند ولی در هر
صورت رابطه آنها بر پایه شناخت مکانیسم فرایند بیابان زایی از دیدگاه اکولوژیک
استوار است. بطور مثال در كشور چين سیستم کنترل ماسه در واحه ها[1]
بر اساس اصل تاثیر مجموعه سیستم، مشتمل بر کمربند سبز گراسها و بوته ای ها (Grass&shrub)که برای جلوگیری از ماسه ها در سمت رو
به باد دامنه های خارجی واحه کاشته شده و بادشکن های پیرامونی واحه و نیز سه شبکه
درختی درون آن پایه ریزی شده است. این سه نوع کشت بر اساس آرایش و ساختمان و بر
طبق وظیفه حفاظتی مربوطه دارای شکل و اندازه خاص خود هستند. هر سیستم فرعی به
عنوان جزئی از کل سیستم بوسیله وظیفه و ساختمان خود معین می گردد. مثلا کمربند
گراسها و شراب ها در جلوی واحه که با هدف فرود آوردن و انباشته کردن دانه های ماسه
بادی بعنوان اولین سپر دفاعی ایجاد شده است، به عرض (معمولا300 – 100 متر) و مساحت
معین و مرکب از گیاهانی با ارتفاع مختلف است که موجب زبری سطحی میگردد این کمربند
عملیات پیشگام برای احداث سراسری کل سیستم است زیرا این کمربند بسادگی ایجاد شده و
اثرات خود را خیلی سریع اعمال می نماید. کمربند بعدی که به کمربند تثبیت معروف است
با عرضی حدود 1000 متر با استفاده از گونه هایی مانند تاغ و نیتراریا و یا اسکنبیل
احداث می شوند. مشارکت این دو کمربند ضمن شکستن سرعت باد، ذرات ماسه بادی را از
حرکت باز می دارند
ـ بادشکنهای غیرزنده یا مصنوعی یا مکانیکی
بادشکنهای مصنوعی شامل دیوارهای كوتاه يا
نسبتا بلند خاكي، سنگی، فلزی ،
چوبی،
پلاستیکی ، حصیری یا دیوارهایی تهیه شده از شاخه های بریده شده از درختان موجود در
منطقه، دیوارهایی از نوع کرباس و امثال آن میباشد. احداث موانع بر سر راه حركت ماسه هاي روان پيش شرط لازم براي متوقف كردن آنهاست. موانع ايجاد شده (sand barrier) روي تپه هاي ماسه اي سرعت باد را
كاهش مي دهند و با كاهش سرعت باد ماسه ها در اطراف اين موانع متوقف مي شوند. بر
اساس مطالعات انجام شده 80 تا90 درصد ظرفيت حمل ماسه ها بوسيله باد در ارتفاع 20
تا30 سانتي متري از سطح زمين اتفاق مي افتد و در محدوده اين ارتفاع 20 تا30 سانتي
متري، اكثر ماسه ها در ارتفاع 10 سانتي متري از سطح زمين حمل مي شوند. بنا براين
اگر موانع خاكي يا گياهي در ارتفاع بين 30 تا 50 و حداكثر 100 سانتي متري ايجاد
شوند اكثر ماسه هايي را كه بوسيله وزش باد حمل مي شوند، مي توان كنترل كرد. مهمترین
عامل موثر در طراحی بادشکنهای غیرزنده، انتخاب مواد اولیه سهل الوصول میباشد. احداث بعضی از
بادشکنهای غیر زنده
مانند
دیوارهای سنگی و دیوارهای چوبی، معمولا گران تمام می شود. بنابراین از این نوع بادشکنها
معمولا برای حفاظت محصولات بسیار با ارزش یا احیای پوشش مناطق فرسایش یافته مورد نظر استفاده میشود.
به طور کلی موقعی از بادشکنهای غیر زنده استفاده میشود که شرایط
محیط اجازه رشد پوشش گیاهی برای ایجاد بادشکن درختی را ندهد و يا سطح حفاظتی محدود
باشد مانند حفاظت محل نگهداری دامها و مناطق مشابه و امثال آن. در تصاوير زير چند نوع بادشكن غيرزنده و كوتاه ديده مي شود.



[1]
طراحی سیستم حفاظت واحه ها با جاده ها و یا راه آهن و یا مزارع و در مناطق
مختلف با یکدیگر قدری تفاوت دارد
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 10:21  توسط محمد خسروشاهي
|
ساختار بادشكن
بطور كلي بادشكن ها به دو نوع زنده و غير
زنده تقسيم مي شوند كه ساختار هر يك به هدف مورد نظر بستگي دارد. بطور مثال بادشكن
هاي اطراف مزارع عمدتا از درختان تشكيل شده كه به همين دليل در بيشتر منابع از
آنها با نام كمربند درختي يا جنگلي[1] ياد مي شود. بسته به نوع اقليم و ساير
پارامترهاي محيطي، نوع گونه هاي مورد استفاده نيز تفاوت مي كند. ساختار بادشكن ها
از نظر تراكم به سه نوع متراكم[2] نفوذ
پذير[3] و
نيمه متراكم[4]
تقسيم مي شوند. به عقيده نگلي بادشكنهايي كه نفوذ پذيري آنها بين 15
تا 20 درصد است متراكم و آنهائي كه بيش از 45 درصد نفوذ پذيرند، غيرمتراكم ناميده
مي
شود. بادشكنهاي نيمه متراكم در حدفاصل بين اين دو نوع بادشكن قرار دارند.
با توجه به هدف و كاربرد بادشكن، در مناطق مختلف از انواع بادشكن استفاده مي شود.
مثلا براي جلوگيري از حركت ماسه ها و تپه هاي ماسه اي در مقابل بادهاي شديد، و يا
به منظور توزيع همگن تر ريزش برف در پناه بادشكن، نوع نفوذ پذير كارايي بيشتري
داشته حال آنكه براي حفاظت خطوط راه آهن، بزرگراهها، و مناطقي كه بايد شديدا تحت
حفاظت و كنترل قرار گيرند بادشكن هاي متراكم كاربرد بيشتري دارد.
در بادشكن قابل نفوذ كه طبیعتاٌ از
تراکم
کمتری نسبت به بادشکن متراکم برخوردار است قسمتي ازجريان باد از فضاي
بين
بادشكن ها عبور مينمايد و قسمت ديگر آن نيز به سمت بالاي بادشكن
منحرف
ميشود. بعلت اينكه جريان باد تقسيم ميشود بنابراين منطقه اي با
جريان
باد كم سرعت در پشت بادشكن بوجود ميآيد كه طول اين ناحيه به ساختمان
و
ارتفاع بادشكن بستگي دارد. نمونه اي از بادشكن هاي نفوذ پذير زنده و
غير زنده بلند و كوتاه در تصاوير زير ديده مي شود.
در يك بادشكن غيرقابل نفوذ يا متراكم تمامي جريان باد به
طرف بالاي بادشكن منحرف ميشود و منطقه اي با سرعت بسيار كم باد در فاصله كوتاهي بعد از بادشكن ايجاد ميگردد.
چون هيچگونه بادي از
درون بادشكن نفوذ نمي نمايد، بنابراين فشار هوا در پشت بادشكن نسبت به جلو و بالاي
بادشکن كمتر است. اختلاف فشار بين دولایه هوا در بالا و پائین بادشکن باعث پديد آمدن يك جريان متلاطم در پشت بادشكن
ميگردد كه منجر به
كاهش طول منطقه محافظت شده ميگردد. نمونه اي از بادشكن هاي متراكم زنده و غير
زنده بلند و كوتاه در زير نشان داده شده است.
[3] - ventilating (permeable)
[4] - sparse (semi-permeable)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت 12:1  توسط محمد خسروشاهي
|