تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

بادها

باد جريان هوايي است كه از مراكز فشار زياد به طرف مراكز كم فشار به حركت در مي‌آيد. هر چه شيب فشار (تفاوت فشار) بين دو نقطه بيشتر باشد شدت جريان هوا نيز بيشتر خواهد بود. تفاوت فشار دو نقطه را گراديان فشار مي‌گويند.

1- بادهاي آليزه (تجارتي) : اين بادها در نيمكره‌هاي شمالي و جنوبي به ترتيب از شمال‌شرقي به جنوب‌غربي و از جنوب‌شرقي به شمال‌غربي در حال وزشند بادهاي تجارتي در زبان‌هاي اسپانيولي‌ـ ايتاليايي و فرانسوي به ترتيب Alisios و Alisei و Alizes در زبانهاي آلماني تحت عنوان Passat مي‌نامند تمام اين اسامي فاقد منشاء شناخته شده‌ايي مي‌باشند. اين بادها در بين منطقه پرفشار جنب حاره و همگرايي ميان حاره‌ايي در بخش اعظمي از اين مناطق در تمام طول سال مي‌وزد. و با ثبات‌ترين بادهاي كره زمين مي‌باشند. در نيمكره‌ جنوبي به علت مداومت فشار زياد جنب حاره، بادهاي تجارتي به طور منظم وزيده و طوقه‌ايي را تشكيل مي‌دهند. از اينرو تجارتي‌هاي سطحي در نيمكره شمالي حالات منظم‌تر و قويتري دارنده وسعت نفوذ كمربند تجارتي‌ها در نيمكره شمالي در حدود 2500 كيلومتر و در نيمكره جنوبي در حدود 3000 كيلومتر است. در سطح فوقاني كمربند حاره در حدود 10 كيلومتري از سطح زمين، بادهايي با جهت مخالف تجارتي‌ها مي خورند، كه آنها را آنتي‌تريد (ضد تجارتي) مي‌گويند.

  2- بادهاي موسمي : كلمه موسم داراي ريشه عربي است و به معني فصل مي‌باشد به بادهايي كه در فصول متضاد سال با جهات مخالف مي وزند موسمي‌ها گفته مي‌‌شود. اين بادها در زمستان، به صورت جريان سردي از خشكي به دريا و در تابستان به صورت جريان هواي مرطوب و گرمي از دريا به خشكي مي‌وزند. در تابستانها، قاره آسيا گرم شده و به علت تشكيل كم‌فشارهاي حرارتي گسترده در خليج فارس و آسياي مركز و دشت راجستان هند، از اقيانوس هند و آرام بادهايي به جهت اين مراكز كشيده مي‌شوند اين شرايط همزمان با استراليا و توأم با تشكيل يك آنتي‌سيلكون در روي آن مي‌باشد. كه بادهاي خروجي از آن، ضمن عبور از استوا با جهت جنوب غربي به جهت آسيا كشيده مي‌شوند و موسمي‌هاي تابستاني در آسيا را بوجود مي‌آورند.
بادهاي غربي : در گستره جهاني اغلب در عرض هاي ميانه و بين حدود 35 تا 65 درجه عرض جغرافيايي و يا به عبارت ديگر از پر فشار جنب حاره به مناطق كم فشار جنب قطب شيوع دارند.
اين بادها از نظر جهت و استمرار داراي خصوصيات متغيرند در سرعت و جهت حركت آنها جريانات موجي بويژه سيلكون‌هاي سيار و آنتي سيلكون‌هايي كه در منطقه نفوذ اين بادها از غرب به شرق حركت مي‌كنند اثر عمده‌اي دارند از اينرو ممكن است بادهاي مذكور ضمن وزش از غرب به شرق خصوصيات طوفاني هم داشته باشند در زمستان‌هاي نيمكره شمالي توسعه آنتي‌سيلكون‌هاي قاره‌ايي و بعضاً حتي سيكلون‌‌ها از توسعه بارز بادهاي غربي ممانعت به عمل آورده و بدين جهت بادهاي مزبور به نحو بارزي بر روي اقيانوس‌ها توسعه مي‌يابند ولي چون در عرض‌هاي ميانه نيمكره جنوبي، شرايط قاره‌ايي تقريباً حاكميتي ندارد. بادهاي غربي هم تقريباً حالت كمربند جهاني بخود گرفته‌اند.

بادهاي محلي : اين بادها منطقه كوچكي را در برگرفته و معمولاً منحصر به لايه‌هاي بسيار پايين اتمسفر است.

1- نسيم درياو خشكي : اين بادها حاصل تفاوت روزانه درجه حرارت بين درياها و خشكي‌ها مي‌باشد به هنگام روز، ميزان فشار هواي درياها در مقايسه با خشكي‌هاي همجوار به علت پايين بودن نسبي درجه حرارت بيشتر است از اينرو جريان هوايي از طرف دريا به طرف خشكي برقرار مي‌گردد و شب هنگام خشكي‌ها سرد شده و به علت افزايش فشار هواي سطوح آنها جريان بادي از خشكي به سوي دريا مي‌وزد.

  2- بادهاي كوه و دره : اين بادها در اتمسفر آزاد، در نتيجه تفاوت گرماي حاصله بين دره‌ها و دشت‌ها كه منجربه اختلاف فشار بين نواحي ياد شده مي‌گردد بوجود مي‌آيند.
3- فون (Foehn) : باد گرم و خشكي است كه در سمت پشت به باد يك پشته كوهستاني بروز مي‌كند و اين نام منشاء خود را از آلپ گرفته است.
زماني كه هواي نسبتاً مرطوبي بر پشته كوهي صعود مي‌كند سرد شده، تراكم حاصل از اين امر به صورت بارندگي در جهت رو به باد ظاهر مي‌شود و چنانچه در ارتفاعات ذخيره‌ايي از هواي سرد انباشته نباشد جريان هوا ضمن گذر از پشته كوهستاني بتدريح در شرايط بي‌دررو، در داخله پشت به باد گرم و خشك مي‌گردد به طور كلي، در زمان جريان اين باد، ميزان نم نسبي به طور ناگهاني پايين مي‌آيد بارندگي قطع مي‌گردد. در زمان حداكثر شدت باد، درجه حرارت به حداكثر خود مي‌رسد و عموماً از ميزان فشار هوا كاسته مي‌شود. ذوب برف‌هاي زمستاني، خشكي و سوزاندن مزارع و ايجاد شرايط مساعد براي حريق جنگل‌ها از ديگر نشانه‌هاي بروز بادهايي با خصوصيات باد «فون» مي‌باشد.

منبع:  http://www.cloudysky.ir/ 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Earth_Global_Circulation.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 10:7  توسط محمد خسروشاهي  | 

فرونشست زمين در 200 دشت کشور

 

معاون زمين شناسي سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني با هشدار نسبت به پيشروي پديده فرونشست زمين در بيش از 200 دشت کشور گفت؛ براي پيشگيري از اين فرونشست مطالعاتي با استفاده از فناوري هاي ماهواره يي و GIS صورت گرفته است. محمدرضا قاسمي استفاده بي رويه از آب هاي زيرزميني به دليل خشکسالي هاي اخير را از عوامل ايجاد پديده هاي فرونشست زمين در کشور ذکر کرد و افزود؛ عدم برنامه ريزي براي استفاده از آب هاي زيرزميني باعث شده است بخش عمده يي از ذخاير آب هاي زيرزميني تخليه شود. وي با اشاره به اينکه اولين مطالعات در اين زمينه در سازمان نقشه برداري آغاز شد، ادامه داد؛ با ارائه گزارش هاي اين سازمان به سازمان زمين شناسي، مطالعات خود را آغاز کرديم. اين مطالعات نشان داد آبخوان هاي اطراف دشت تهران به دليل ايجاد چاه هاي بزرگ و تخليه آب هاي زيرزميني جمع شده است. قاسمي ادامه داد؛ اين تغيير آبخوان ها به حدي شديد بوده که بارندگي هاي سال هاي اخير نتوانست آبخوان ها را به اندازه اوليه خود بازگرداند و در نتيجه باعث ايجاد پديده فرونشست زمين شده است که متاسفانه در برخي از دشت ها مانند رفسنجان، همدان و خراسان شديدترين حالت مشاهده شده است. 

منبع: روزنامه اعتماد چهارشنبه، 3 تير 1388 - شماره 1984

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 8:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

چالش‌ها‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران

سالن كنفرانس موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور

اولين نشست فصلي انجمن اعضاي هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور در سال جديد تحت عنوان بررسي چالش‌ها‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران با حضور دو چهره سرشناس محيط زيست و منابع طبيعي سركار خانم دكتر معصومه ابتكار: رييس كميته‌ي محيط زيست شوراي شهر تهران و آقاي دكتر محمد مهدوي  استاد دانشگاه تهران طبق قرار قبلي، در محل سالن كنفرانس  موسسه و با حضور چشمگير اعضاي هيات علمي و كارشناسان برگزار شد. به اعتقاد بنده اين سخنراني علمي يكي از بهترين نشستهايي بود كه تا كنون توسط انجمن برگزار  شده است.

سركار خانم دكتر ابتكار در موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور 

اولين سخنران سركار خانم دکتر ابتکار بود كه به شايستگي و با بياني شيوا فرصت ها و چالش هاي حوزه محيط زيست و منابع طبيعي را برشمرد. ايشان مردمسالاري و آموزه هاي ديني، توسعه آموزش عالي، سازمانهاي مردم نهاد ، توانمنديهاي هاي بخش خصوصي و بين المللي را از جمله ظرفيت هايي دانست كه مي توان بخوبي از آنها در جهت اعتلاي منابع طبيعي و محيط زيست استفاده كرد. كما اينكه در دولت هاي قبلي، ايران در مجامع  بين المللي از جمله پروتكل كيوتو كه رياست گروه 77 را بعهده داشت و كنوانسيون بين المللي محيط زيست و تنوع زيستي بعنوان يك كشور اثر گذار خوش درخشيد و به نحو احسن از اين ظرفيت ها استفاده شد. ايشان در بخش بعدي سخنراني خود، نداشتن نگاه محوري و راهبردي در عاليترين سطوح كشوري و انحلال شوراي عالي محيط زيست و قانون گريزي را (با توجه به معطل ماندن قانون برنامه چهارم توسعه كشور) در چند سال گذشته از جمله چالش هاي محيط زيست و منابع طبيعي برشمرد.  نكته مهم و ظريفي كه ايشان  بدان اشاره كردند مشكل ساختاري سازمان محيط زيست بود چرا كه اين سازمان زير نظر مستقيم رياست جمهوري اداره مي شود و بعبارتي بالاترين مقام اين سازمان معاون رئيس جمهوري است بنابراين نوع نگاه بالاترين مقام اجرايي كشور مي تواند مديريت محيط زيست و منابع طبيعي را ارتقا و يا تنزل بخشد. 

دكتر محمد مهدوي استاد دانشگاه تهران 

سخنران دوم آقاي دكتر محمد مهدوي بود كه سخنراني خود را تحت عنوان مديريت پايدار منابع آب ارايه كردند. اين استاد با سابقه دانشگاه با اشاره به جنبه هاي اقتصادي و زيست محيطي آب ، آنرا جزئي از اكوسيستم و منابع طبيعي برشمرد و  نقدي علمي از مديريت نادرست آب هاي سطحي و زير سطحي را براي جمع حاضر ارايه كرد. ايشان با اشاره به توليد بسيار پايين محصولات كشاورزي بازاي هر متر مكعب آب، خودكفايي در بحث توليد گندم را به چالش كشيد و اظهار داشت بايد ببينيم در ازاي مصرف چه مقدار آب چه مقدار توليد داريم و آنگاه بايد پرسيد آيا وارد كردن گندم مناسب تر است يا جلوگيري از اسراف سرسام آور آب آنهم قبل از اينكه به مرز تنش آبي برسيم. ايشان ضمن پرداختن به مسايل و مشكلاتي از جمله ؛ فرسايش خاك، نشست زمين بر اثر برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني و آلودگيهاي آب و خاك كه نمونه اي از اين آلودگيها را مي توان به افزايش 4 برابري مقدار نيترات خاك نسبت به كشورهاي پيشرفته دانست، اظهار داشت از 400 شهرك صنعتي موجود در كشور فقط 16 شهرك آب تصفيه شده دارند از طرفي در كشور هاي پيشرفته آب مصرفي در صنعت را تا 16 بار از طريق بازچرخش (recycling) استفاده مي كنند در حاليكه در كشور ما با يكبار مصرف از دسترس خارج مي شود اين در صورتي است كه براي توليد يك ورق كاغذ 4 ليتر آب مصرف مي شود. ايشان ضمن تاكيد بر ارزيابي اثرات زيست محيطي سدها با اشاره به تعداد 967 مورد سيل بزرگ و خسارت بار در طول 25 سال (1996-1972) گفت متوسط خسارات روزانه سيل در كشور  بيش از 3 ميليارد ريال برآورد مي شود.

كلام آخر:

اگرچه سخنراني خوب اين دو استاد و صاحبنظر حوزه منابع طبيعي و محيط زيست براي بنده و جمع حاضر در جلسه دلنشين بود اما براي من همچنان ناتمام است. جان كلام آنجاست كه بگوييم چه بايد كرد؟ يقينا بسياري از مطالب گفته شده درد دلهايي است كه هريك از ما در نشست هاي کارشناسی بر زبان مي آوريم اما اينكه چگونه وضعيت نابسامان منابع طبيعي و محيط زيست ازجمله آلودگيهاي آب و خاك و هوا، روند قهقرايي تخريب مراتع، جنگلها و فرسايش هاي آبي و بادي، تهي شدن آبخانه ها، گستردگي شوره زارها و روند شتابناك بيابان زايي و امثال آنها را سر و سامان بخشيم همچنان مهمترين مسئله اي است كه در حل آن عاجزيم. بايد پرسيد ركن مهم مقايسه ارزيابي شاخص هاي زيست محيطي در كشورهاي پيشرفته  و ايران چيست؟ آيا مهمترين كار دولت و مسئولين مملكتي در زمینه حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست هم ، جز بر طرف کردن فقر فرهنگی و مادی مردم است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:56  توسط محمد خسروشاهي  | 

بیابانهای زمین شناسی ایران

بررسي وسعت و پراكندگي سازندهاي تبخيري در ايران

                در طول تقويم زمين‌شناسي همزمان با رويداد فرآيندهاي تكتونيكي و كاهش عمق حوضه‌هاي موجود، سازندهاي تبخيري متفاوتي در نقاط مختلف ايران تشكيل شده‌اند. برخي از اين سازندها در حوضه‌هاي خشك و كم عمق و سبخايي كه غالباً ارتباط خود را با محيط دريايي از دست داده اند تشكيل شده است در اين سازندها ميزان كانيهاي تبخيري بسيار زياد بوده و بخش اعظم سازند را تشكيل داده است و در بعضي ديگر ميزان كانيهاي تبخيري بيش از چند درصد از سازند را در بر نمي گيرد اگر چه آنها نيز غالباً در محيطهاي كم عمق تشكيل شده اند.  خصوصيات ساختاري و روند تكامل اين سازندهاي مختلف كه در زونهاي البرز و ايران مركزي طي فرآيندهاي متفاوتي تشكيل شده‌اند در محدوده جغرافيايي مورد مطالعه و با توجه به رخنمونهاي آنها به تفكيك استاني  مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته اند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:49  توسط محمد خسروشاهي  | 

بیابانهای زمین شناسی ایران

5- فاز كوهزايي پاسادنين (8/1 ميليون سال پيش)         ...ادامه مطلب

    در انتهاي پليوسن وآغاز كواترنر مهمترين رويداد تكنونيكي در ايران (پاسادنين) روي داده است (نبوي،1976) كه بر اثر آن رخدادهاي بسياري اتفاق افتاده و فلات ايران شكل امروزي خودرا بازيافته است. از جمله حوادثي كه در طي اين فاز كوهزايي رويداده است مي‌توان به چين‌خوردگي كنگلومراي هزار دره و آغاز پويايي آتشفشانهاي پليوكواترنر اشاره كرد (درويش زاده، 1370). بربريان و كينگ (1981) معتقدند كه رسوبهاي نئوژن خزر و كنگلومراي پليوسن فوقاني (سازند آقچاگيل)، طي همين فاز چين خورده‌اند. در كواترنر بخشهاي زيادي از ايران با نهشته‌هاي اين زمان پوشيده شده است كه شامل مخروط افكنه‌ها، دشت‌هاي سيلابي، كفه‌هاي نمكي، تپه‌هاي ماسه‌اي، نهشته‌هاي آب شيرين و آتشفشانها مي‌باشند(بربريان، 1974)( جدول شماره 1-3).

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 7:35  توسط محمد خسروشاهي  | 

بیابانهای زمین شناسی ایران

3- حركات تكتونيكي پيرنه                  ....ادامه مطلب....

   فازكوهزايي مزبور در حدفاصل بين ائوسن پاياني اليگوسن آغازين رويداده و شكل كنوني بلنديهاي ايران ترسيم شده است. طي اين فاز كوهزايي رشته كوه‌هاي مركزي ايران پديدار شده و ميان آنها فرو رفتگي‌هاي كنوني و حوضه نمك در مركز ايران تشكيل شده است (اشتوكلين،1968). طي حركات كوهزايي لاراميد، البرز شمالي طي پالئوژن از آب خارج شده و تنها رسوبهاي دريايي ميوسن مياني به طور دگرشيب بر روي رسوبهاي كرتاسه و قديم‌تر از آن قرار گرفته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:20  توسط محمد خسروشاهي  | 

بیابانهای زمین شناسی ایران

حركات تكتونيكي مهم ايران كه در تشكيل سازندهاي تبخيري و نهايتا تشكيل بيابانهاي طبيعي مؤثر بوده‌اند بشرح زير است:  

    ۱- حركات كوهزايي سيمرين پسين

          اگرچه رخداد كوهزائي سيمرين پسين را به اواخر ژوراسيك (در حدود 140 ميليون سال قبل) مربوط مي دانند، ولي مطالعات انجام شده بيانگر حركات فاز كوهزايي سيمرين پسين در ژوراسيك فوقاني است كه سبب چين‌خوردگي در بخشهاي زيادي از ايران نيز شده است. در اثر اين چين‌خوردگي دگرشيبي بسيار آشكار و مشخصي در ايران مركزي و شرق ايجاد گرديده به طوريكه سنگهاي كرتاسه در اين مناطق به طور دگرشيب به روي سنگهاي قديمي‌تر قرار گرفته‌اند. طي اين فاز كوهزايي بخش بزرگي از كوه‌هاي دامنه جنوبي البرز و آذربايجان از آب خارج شده است هر چند در بخشي از كوه‌هاي البرز وآذربايجان دگرشيبي خاصي قابل مشاهده نيست و سنگهاي آواري مانند ماسه سنگ قرمز، برش و كنگلومرا با ضخامت بسيار اندك قابل مشاهده‌اند و اين موضوع نشانگر پيشروي درياي كرتاسه مي‌باشد. (نبوي 1355). در واقع مي‌توان گفت كه فاز كوهزايي مزبور در حدفاصل بين ژوراسيك و كرتاسه عمل نموده و طي آن بخشهاي ساحلي و مركزي ايران از آب خارج شده است به طوريكه حدفاصل بين ژوراسيك و كرتاسه در بيشتر اين نواحي توسط يك خلاء رسوب‌گذاري و يا رسوبهاي سرخ‌آواري قاره‌اي مشخص شده است. اثرات كوهزايي سيمرين پسين در استان مركزي در شمال غرب خمين به صورت سنگهاي دگرگون شده مشاهده مي شود كه در طي مرحله سيمرين دگرگون شده اند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

بیابانهای زمین شناسی ایران

وجود لايه هاي ضخيم گچ و نمك و ساير سنگهاي تبخيري موجود در كوهستانهاي حاشيه اي ايران مركزي و همچنين گنبدهاي نمكي موجود در برخي از مناطق ساحلي جنوب و دشتهاي مركزي علاوه بر اينكه نقش بسيار موثري در پيدايش بيابانهاي ايران داشته اند، بدليل شوركردن آبهايي كه از مجاور آنها عبور مي نمايند نقشي فزاينده در گسترش بيابانها دارند. باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور علاوه بر ايجاد سيلاب كه باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند از اين نظر مي توان گفت گسترش بيابانهاي زمين شناسي در فلات ايران تنها به پهنه هاي پوشيده از نمك تحت عنوان كفه ها و باتلاق‌هاي نمك و سفره هاي آب شور زير زميني محدود نيست بلكه بزرگترين مشكل وجود تشكيلات زمين شناسي محتوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك مي باشد كه تقريباً در اكثر نقاط ايران وجود دارد و به صورت مركز اصلي پخش نمك عمل مي كنند كه در بخش سطحي توسط آب و احياناً باد و در قسمت عمقي بوسيله نفوذ جريان آب شور اثرات مخرب خود را در زمين هاي اطراف برجاي مي‌گذارند و به نوعي سبب تشكيل بيابانهاي ثانويه مي شوند. به همين دليل هم زمين شناسان بر خلاف بيولوژيست ها و يا كارشناسان امور زيستي كه گناه پيشروي بيابان را به گردن ندانم كاري ساكنان كوير و چراي بيش از حد شتر يا بز نسبت مي دهند، حدوث بيابان را در شرايط زمين شناسي و موقعيت ناهمواريهاي سطح زمين (ژئومورفولوژي) جستجو مي كنند كه در طول زمان اثر عمده داشته و امروز ما وارث آن شرايط گذشته زمين شناسي مي باشيم(khosroshahi,1384). از اين رو بايد گفت يكي از عوامل اصلي‌گسترش مناطق بياباني، ساختار زمين‌شناسي و نوع ليتولوژي سازندهاي مختلف تشكيل دهنده حوضه‌ها است زيرا انواع سازندهاي تبخيري و ريزدانه حاوي املاح مخرب در گسترش بيابانها نقش اساسي دارند.              ...ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:29  توسط محمد خسروشاهي  | 

- قلمرو بيابان‌هاي استان سيستان و بلوچستان از ديدگاه پوشش گياهي

هرچند بيابان‌هاي استان سيستان و بلوچستان از جنبه پوشش گياهي متنوع هستند ولي مي‌توان آنها را به 7  ناحيه يا بخش جغرافيايي تفكيك نمود.  نواحي مذكور از شمال به جنوب استان عبارتند از:

1_ بيابان‌هاي گياهي دشت سيستان

اين ناحيه از شمال زاهدان شروع و نواحي شرق جاده‌ي زاهدان - سفيدابه را شامل و حدود 13 تيپ گياهي بياباني در آن ديده مي‌شود. مرز شرقي اين ناحيه از سمت شرق غالباً  به اراضي كشاورزي منطقه سيستان و از طرف غرب  و جنوب نيز به نواحي مرتفع كوهستاني محدود مي‌شود.

2_ بيابان‌هاي گياهي منطقه زاهدان _ ميرجاوه- جالق

يك نوار پوشش گياهي بياباني با طول زياد و پهناي كم از جنوب شرقي زاهدان شروع شده و از منطقه ميرجاوه    گذشته و تدريجاً پهناي آن بيشتر شده كه تا ناحيه جالق در شهرستان سراوان بصورت يكپارچه ادامه  مي‌يابد. تنوع تيپ‌هاي گياهي اين ناحيه بياباني كم و حدود 6 تيپ گياهي بياباني را در اين ناحيه مي‌توان تفكيك نمود.

3_ ناحيه بيابان‌هاي گياهي غرب نصرت آباد- شمال بزمان

يك ناحيه بياباني گياهي با امتداد شمال- جنوب  بصورت نواري باريك از شمال شرق نصرت آباد شروع و به سمت جنوب تا نواحي شمال بزمان ادامه مي يابد. اين ناحيه بياباني داراي تنوع كم تيپ‌هاي گياهي است و  حدوداً از 3 تيپ گياهي تشكيل شده كه عمده‌ي آن تحت پوشش دو تيپ گياهي مي‌باشد.

4_  بيابان‌هاي گياهي مناطق مرتفع مركزي استان

در نواحي خاش، كارواندر و بزمان كه غالباً مناطق كوهستاني مرتفع مي‌باشند نيز بيابان‌هاي گياهي پراكنده ديده مي‌شوند، تنوع تيپ‌هاي گياهي در اين نواحي زياد است، و بيشتر از 13 نوع تيپ گياهي بياباني، ولي با گسترش محدود در اين محدوده‌ي بياباني مي‌توان تفكيك كرد.

5_ بيابان‌هاي گياهي ايرانشهر- جازموريان

اين ناحيه بياباني به لحاظ پوشش گياهي داراي تنوع قابل توجهي است و داراي بيش از 16 تيپ گياهي است. منطقه‌ي تحت پوشش اين بيابان گياهي را عموماً دشت‌هاي جازموريان و ايرانشهر تشكيل مي‌دهند. مرز جنوبي  اين ناحيه بياباني گياهي را كوهستانهاي منطقه شمال فتوج و لاشار و مرز شمالي آن را ناحيه بيابان كوهستاني بزمان و كارواندر تشكيل مي‌دهند.

6_ بيابان‌هاي گياهي ساحلي استان

نوار ساحلي استان به طول300  كيلومتر و عرض حدود40  كيلومتر به لحاظ پوشش گياهي، ناحيه‌ي بياباني است و حدود 3 تيپ گياهي در آن واقع مي‌شود. تيپها غالباً در عرض جغرافيايي تغيير كرده و متنوع مي شوند. البته بخش عمده اي از اين محدوده تحت پوشش يك تيپ‌ گياهي است. مرز شمالي اين ناحيه بياباني گياهي را مراتع كوهستاني منطقه نيك شهر، قصر قند و سرباز تشكيل مي دهند.

7_ ناحيه بيابان‌هاي گياهي كوهستاني سراوان- زابلي

در اين ناحيه، پهنه‌ها و يا نوارهاي پراكنده بيابان گياهي با حدود 5 تيپ گياهي وجود دارد. هر چند در بيشتر قسمت‌هاي اين ناحيه ممكن است لكه‌هاي بياباني حاكم باشد ولي نواحي زابلي و سراوان بيشترين شرايط بياباني گياهي را در اين ناحيه دارند.

اگرنقشه بيابان‌هاي گياهي را با نقشه هم باران استان انطباق دهيم ملاحظه مي‌شود كه بيابان‌هاي گياهي استان عموماً در مناطقي با بارش كمتر از 150 ميلي متر قرار مي‌گيرند و مناطقي از استان كه داراي بارندگي بيش از 150 ميليمتر باشند از نظر گياهي غالباً بياباني نيستند. نكته‌ي ديگري كه از تلفيق اين دو نقشه حاصل مي‌شود اين كه، در نيمه‌ي شمالي استان بخشي از مناطقي با بارندگي حدود 100 ميليمتر نيز از نظر گياهي داراي شرايط بياباني نيستند در مناطق شمالي استان مرز مناطق بيابان‌هاي گياهي و مناطق غير‌بيابان گياهي غالباً خط هم باران 100 ميليمتر مي‌باشد، ولي در مناطق مركزي و جنوبي استان خط هم باران 150 ميليمتر غالباً مرز محدوده‌ي بيابان‌هاي گياهي را با مناطق غير‌بياباني تشكيل مي‌دهد.  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:39  توسط محمد خسروشاهي  | 

انصاف در انتقاد

 مروري به مطالب وبلاگهاي زيست محيطي و يا سازمانهاي مردم نهاد در سال گذشته نشان مي دهد كه اين دو، در ارتباط با مسايل و مشكلات زيست محيطي و منابع طبيعي مطالب و انتقادات فراواني داشته اند. فعلا به كم و كيف اين انتقادات كاري ندارم چرا كه بايد نقد و انتقاد باشد تا كژي ها و ناراستي ها نشان داده شود و راه چاره اي براي آن انديشيده شود. لازم مي دانم اين موضوع را هم يادآوري كنم كه بحث نقد و انتقاد من ربطي به مسايل سياسي ندارد چون در مسايل سياسي كار از انتقاد گذشته و به تخريب رسيده است و لذا صحبت من در باره منابع طبیعی و محیط زیست است اجازه دهيد موضوعي را از خود شروع كنم.

شروع بكار من در منابع طبيعي مصادف با سالهاي اول انقلاب بود ابتداي استخدام در اداره منابع طبيعي نيشابور –بخش تثبيت شنهاي روان مشغول بكار شدم  و از قضا، منطقه تثبيت شن نيشابور كه پس از سالها (در رژيم گذشته) تا حدودي تثبيت و پايدار شده بود دچار دست اندازيهاي مكرر مردم قرار مي گرفت و هر كس به بهانه اي مراتع را تخريب مي كرد كه مثلا به انقلاب كمك كرده و گندم بكارد و يا دامهاي خود را وارد قرق تثبيت شن كرده تا تقاص فشار وارده از طرف رژيم قبلي را بگيرد و دق دل خود را خالي كند. بگذريم كه حقيقتا ظلم و ستم هايي را هم متحمل شده بودند. خلاصه وضعيت تخريب مراتع بحدي شده بود كه فقط در يك شب 22 تراكتور مشغول شخم مراتع بودند، از مامورين هم كسي جرئت روبرو شدن با تخريب كنندكان را نداشت. من تازه كار و نوجوان هم مسئول همان منطقه بودم. سرانجام با نشست هايي كه با بعضي از بزرگان و افراد ذي نفوذ منطقه داشتيم با همكاري برادران سپاهي تاحدودي شدت آن كنترل شد و حتي عده ديگري از مردم هم از اينكار سودجويان به تنگ امده بودند. تنها كاري كه از دست مامورين جنگلباني ساخته بود تنظيم پرونده براي متخلفين و اعزام آنها به دادگستري بود البته با همكاري پاسگاههاي ژاندارمري. متاسفانه دادگستري هم توجه چنداني به شكايت جنگلباني نمي كرد و چه بسا گاهي مامورين را ضد انقلاب هم ميخواندند چرا كه سبب نارضايتي مردم مي شدند!. دفاتر امام جمعه هم به روي همه مردم بويژه روستائيان باز بود و كافي بود كه كسي يادداشت كوچكي از دفتر امام جمعه در باره كشت و كار داشته باشد آنوقت هيچكس جلودارش نبود. ماهم ضمن انعكاس موضوع به مقامات بالاتر و توصيه آنها، طبق معمول به انجام وظيفه يعني همان تنظيم صورتمجلس تخلف و ارسال آن به دادگاه مشغول بوديم اگر كسي هم احيانا به دادگاه اعزام مي شد بدون تنبيه و تذكري خارج مي شد و چه بسا جري تر هم مي شد. يكي دو سالي كه گذشت كم كم در برخي جلسات اداري يا محلي انتقادات شروع شد و مامورين جنگلباني را براي حفظ و حراست از منابع طبيعي به كم كاري متهم كرده و آنها را مقصر قلمداد مي كردند. مسايل و مشكلات جاري منابع طبيعي هم به نوعي شباهت به همان ايام پيدا كرده است. گاهي اوقات انتقادات تند و تيز وسيله برخي افراد صورت مي گيرد كه خود سالها در همان سازمان، پستهاي مديريتي داشته اند. اگر چنين بود چرا در طول سي سال كار، مشكل دام و مرتع و جنگل حل نشد؟ انتقادات فراوانتر و بيشتر توسط دوستان وبلاگ نويس صورت مي گيرد كه همين جا مي گويم دستشان درد نكند چرا كه در بعضي مواقع كارساز بوده است اما مسئله اي كه در اينجا مورد نظر بنده است اين است كه کمتر کسی را مي توانيد پيدا كنيد كه مسئوليتي داشته باشد و نقدي بر او مترتب نباشد. در هر دولتي، كابينه اي و هر گرايشي اين موضوع مصداق پيدا مي كند توصيه من به عزيزان وبلاگ نويس اين است كه در انتقادات خود تمام جوانب را بسنجند و اين توهم ايجاد نشود كه همه چيز منفي ديده مي شود. در حوزه منابع طبيعي انتقاد بايد مستدل و علمي و چه بسا بر اساس يافته هاي تحقيقاتي باشد و به اينهم اكتفا نشود بلكه راه چاره و راهكار  نشان داده شود. انتقاد ساده است اما راهكار مهم است حتي ارايه رهنمودها هم بايد با تعقل و تفكر كافي و استفاده از خرد جمعي صورت گيرد. شما بحث هايي را كه در همين چند روز از طرف صاحب نظران به روزنامه هم كشيده شده است ببينيد. چهره ماندگاري نظر مي دهد كه بايد جنگل‌هاي بالاي ارتفاع 600 و 700 متر از سطح دريا تراشيده شوند چون چوب نيستند و تنها هيزم‌اند و فقط به درد سوزاندن مي‌خورند! و به جاي آنها كشاورزان باغ ايجاد كنند و فندق بكارند! لابد دامها هم به جاي علف بايد فندق بخورند!؟  يعني اكوسيستم يك منطقه دگرگون شود كه كشاورزي در آن منطقه درآمدزا شود. آيا بسياري از سيلابهاي سالهاي اخير شمال كشور نتيجه برهم زدن اين اكوسيستم نبوده است؟ آيا اين بلاياي طبيعي يا بعبارت ديگر فجايع طبيعي نتيجه عمل ‌متقابل‌ و قانونمند طبيعت‌ در برابر تغييرات بوجود آمده در اكوسيستم و استفاده‌هاي ‌نابخردانه‌ انسان ‌از منابع ‌بيكران ‌آن‌ نبوده است؟‌ طبيعت ‌بويژه‌ مناطق‌ كوهستاني ‌بنا به ‌ماهيت‌ خود شكننده‌اند و فشارهاي ‌جمعيت‌ رو به ‌رشد انسان ‌و  استفاده‌هاي ‌نامعقول آنها را بر نمي‌تابند به ‌همين ‌دليل ‌با آهنگي‌سريع ‌رو به ‌تخريب ‌گذاشته‌اند و براي‌ انسان‌ پيامدهاي ‌ويرانگري‌ نظير سيل ‌به ‌بار مي‌آورند. در برخي موارد به كارهاي آبخوانداري و آبخيزداري آنچان حمله مي شود كه راه چاره را در سدسازي مي بينند و متقابلا آچنان به سدسازي حمله مي شود كه عنقريب سدها هم بايد خراب شوند و تمام بودجه و اعتبارات بايد صرف آبخوانداري شود. بايد بگويم كه در طول چند سال گذشته  براي آبخوانداري هم موقعيتي طلايي بوجود آمد و اعتبارات هنگفتي هم به اينكار اختصاص يافت بدون تعصب بايد گفت آيا نتايجي كه بايد گرفته مي شد همگي تحقق يافت؟ از اين رو بايد هر چيزي در جاي خود، بدون تعصب و در ظرف زماني خود و ظرفيت فرهنگي و سياسي كشور مورد نقد قرار گيرد و در يك كلام انتقاد لازم است اما در انتقاد از وضع موجود منابع طبيعي كه روز و حال خوبي هم ندارد از جاده انصاف خارج نشويم و در كنار آن راه حل و راه چاره هم ارايه دهيم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 11:36  توسط محمد خسروشاهي  |